برای تقدیر و قدردانی از نقش بی بدیل اساتید و معلمان و کادر اداری دبیرستان ماندگار دکتر بهشتی، همایشی با حضور دانش آموختگان و اساتید برجسته این دبیرستان، به همت تنی چند از فارغ التحصیلان دبیرستان شاپور، در محل هتل کادوس رشت برگزار گردید.

گیل خبر/ سرویس اجتماعی: برای به ثمر رسیدن هر نهالی، دو عامل بستر یا زمین متناسب و باغبان خوب و دلسوز، ضروری و حیاتی می باشد.

دبیرستان ماندگار شاپور از یک سو با دارا بودن محیطی ایده آل و امکانات مناسب، این بستر را برای رشد و تربیت دانش آموزان فراهم نموده و از سوی دیگر با حضور اساتید برجسته و معلمین دلسوز، نقشی به‌سزا در آموزش و پرورش دانش آموزان این دبیرستان ایفا نموده است؛ به طوریکه اکثریت قریب به اتفاق دانش آموختگان این دبیرستان در زمره چهره‌های برجسته علمی، فرهنگی، سیاسی و به طور کلی فرهیختگان دیارمان میباشند.

با اندک تاملی در وقایع تاریخی قرن اخیر، می‌توان دید که دبیرستان شاپور به عنوان خاستگاه بسیاری از وقایع و تحولات سیاسی، اجنماعی و فرهنگی محسوب می‌گردد؛ به طوریکه امروزه فارغ التحصیلان این دبیرستان در جای جای این کره خاکی در مناصب علمی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی حضور چشمگیر و گسترده ای دارند.

در همین راستا و برای تقدیر و قدردانی از نقش بی بدیل اساتید و معلمان و کادر اداری دبیرستان ماندگار دکتر بهشتی، همایشی با حضور دانش آموختگان و اساتید برجسته این دبیرستان، به همت تنی چند از فارغ التحصیلان دبیرستان شاپور، در محل هتل کادوس رشت برگزار گردید تا بدینوسیله از تلاش‌ها و کوشش‌های این بزرگواران که یقینا حق بزرگی به گردن دانش آموزان و فارغ التحصیلان این دبیرستان دارند قدردانی گردد.

چند نکته در خصوص مدارس آن زمان

  • تا اواخر دوران قاجار، نظام آموزشی بیشتر بر نظام سنتی منطبق بود و مذهب، به عنوان یکی از ارکان هویتی جامعه‌ی ایرانی، در این نظام آموزشی برجسته بود و روحانییون از کنشگران و اثرگذاران عرصه‌ی آموزش به شمار می‌رفت. هرچند به تدریج با ایجاد مدارس جدید رقبای نوینی برای مدارس سنتی و روحانیت در امر آموزش هویدا شد.
  • بعد از زورخانه، مکتب‌خانه بود که جزء اماکن مقدس و محل روایی حاجات به شمار می‌آمد و پس از آن مدارس طلاب دین که در آن دروس مذهبی می‌خواندند.
  • محل مکتب‌خانه دکان یا اتاق بزرگی در کوچه یا خانه‌ای بود که مکتب‌دارهای مرد یا مُلاباجی‌های زن، آن را اداره کرده به تعلیم و تربیت کودکان می‌پرداختند و صورت ظاهر آن عبارت بود از فرش، حصیر یا نمد یا گلیمی مندرس و میز کوتاه و تشکچه‌ی مکتب دار و چند ترکه‌ی آلبالو یا عناب روی زمین کنارمیز و چوب فلکی. برخلاف مدارس که دارای میز و نیمکت و صندلی و تخته و گچ بودند که معلمان آموزش میدادند و دانش آموزان لباس متحدالشکل میپوشیدند.
  • تا بعد از مشروطیت مدرسه ای برای دختران ایجاد نشد، به عوام چنین تلقین می‌شد که درس خواندن برای دختران لازم و جایز و پسندیده نیست و شاید شرط عفت را در زندگی کنج خانه نشستن و نداشتن سواد می‌دانستند. ثانیاً عامه مردم نظر خوبی به تحصیل در مدارس جدید نداشتند.
  • آموزش خواندن برای دختران مجاز بوده، ولی دختران نباید نوشتن می‌آموختند. معروف بوده دختر، مشق که بلد شد، کاغذپرانی می‌کند؛ یعنی نامه عاشقانه می‌نویسد.
  • سن آغاز تحصیل برای کودکان حدود پنج سالگی بوده‌‌است. پس از آموختن هجا و ابجد (الفبای عربی)، شاگرد باید یک کله قند برای استاد می‌برد. آموزش بعدی روخوانی جزء آخر قرآن (عم جزو) بوده و در همین حین نیز خواندن یک کتاب فارسی (معمولا گلستان سعدی، کتاب جودی، خاله سوسکه، عاق والدین) به کودک آموزش داده می‌شد. این روند تا هنگامی که کودک هشت ساله شود ادامه می‌یافته و پس از آن به پسران نوشتن می‌آموختند.
  • مدارس جدید اگرچه در قالب و ساختاری نوین تأسیس شدند، امّا از بخش مذهبی هویت ایرانی نبریدند و ستیزه‌ای با مذهب نداشتند. در این دوران،  همچنین روحانیت به عنوان رکن مهم آموزش هنوز در عرصه‌ی آموزش قرار داشت و مکتب‌خانه‌ها و مدارس مذهبی را اداره می‌کرد؛ تا اینکه نیازهای جدید، تأسیس مدارس دیگر را ایجاب کرد.
  • مدارس بیشتر با کمک های مردمی اداره میشد و از این رو مدارس مکان ثابتی نداشته لذا مکان مدرسه ، خانه های اجاره ای و یا خانه هایی بودند که فرهنگ دوستان آن زمان بصورت رایگان جهت برپایی مدارس در اختیار قرار میدادند.
  • در مدارسی که در آن روزگار تأسیس می شد به علت برخی عقب افتادگی‌ها و نبودن معلمان آزموده و شرایط خاص اجتماعی و مقتضیات دیگر، از حیث برنامه دروس، معلمین و کتب خیلی ناقص و نامتناسب بودند و طرز تدریس کتب آنها بسیار قدیمی و کهنه بود.
  •  معلمین سواد مکتبی داشتند و اغلب روضه خوان و دعانویس بودند. مدیر هم بالای منبر می رفت.
  • در مدارس جدید، دروسی مانند قرائت قرآن، شرعیات، فارسی (گلستان، تاریخ معجم)، خط، املا، انشا، زبان عربی، جغرافی و تاریخ تدریس می‌شد. همچنین نماز نیز به جماعت برگزار می‌شد.
  • زبان فرانسه تا دهه اوایل قرن جاری جزو اولین زبان رسمی خارجی بود که در مدارس آموزش داده میشد و بنا به تحولات سیاسی گاهی زبان روسی نیز تدریس میشد که به تدریج زبان انگلیسی به عنوان زبان بین المللی جایگزین آنها شد.
  • تا پیش از سال 1290 عمدتا مدارس به دو دسته تقسیم میشدند: یا شبیه دارالفنون در حد و اندازه های دانشگاه بودند و یا به عنوان یک مدرسه ابتدایی(دبستان) و به شکل مدراس نوینی بودند که در رقابت با مکتب خانه ها ایجاد شده بودند و مدرسه ای تحت عنوان دبیرستان وجود نداشت.
  • دبیرستان‌هایی که در کشور تاسیس میشدند در ابتدا ، در چندسال و حتی چند دهه ممکن بود فقط دوره اول، دوم و یا سوم دبیرستان را داشته باشند و دانش آموزان پس از طی این دوره ها برای ادامه تحصیل مجبور میشدند عازم تهران شده و به مدارسی مانند دارالفنون بروند. مانند مدرسه احمدیه زابل، مدرسه شوکتیه بیرجند و مدرسه نمره یک رشت (محمد معین تا چهارم در نمره یک بود و سپس به مدرسه دارالفنون به تهران رفت).
  • بعضی از مدارس در ابتدا به عنوان دبستان و یا در مقطع ابتدایی تاسیس و سپس با تغییر مدیریت، یا تغییر مکان، به دبیرستان تبدیل شدند. مانند دبیرستان البرز، مدرسه احمدی کرمان، مدرسه شوکتیه
  • اداره ای بنام معارف یا فرهنگ (آموزش و پرورش) ازسال 1290 به بعد به تدریج در غالب استان‌ها ایجاد شد . پیش از آن انجمن معارف مسئولیت آموزش در کشور را به عهده داشت. در سال 1298 میرزا عیسی خان صدیق(صدیق اعلم) اداره فرهنگ را تاسیس نمود.
  • به دلیل نوپا بودن ادارات فرهنگ استان‌ها، غالبا روسای مدارس بعنوان مدیران اداره معارف استان نیز انجام وظیفه میکردند. مانند مدرسه احمدی کرمان
  • نظام آموزشی نوین ایران در سال‌های ۱۳۰۴ تا ۱۳۰۹ پایه‌ریزی شد در اواخر سال ۱۳۱۳ با تصویب قانون تأسیس دانشگاه تهران بنای دانشگاه گذاشته شد (با ماموریتی که عیسی صدیق توسط تیمورتاش بعنوان محقق به دانشگاه کلمبیا جهت بررسی تاسیس دانشگاه در ایران در سفر به آمریکا داشت پس از بازگشت طرح تاسیس دانشگاه تهران را ارایه نمود و تمام مدارس عالی و دانشکده‌های تأسیس شده تا آن زمان را دربرگرفت).
  • مدرسه در طول حیات خویش با فراز و نشیب‌های بسیاری همراه بود و متناسب با تحولات سیاسی و اجتماعی منطقه دچار تعطیلی، بازگشایی یا تغییر نام می شد. مانند مدرسه رشدیه، شرافت مظفریه رشت و مدرسه ناصری خلخال
  • مدارس رقیب مکتب خانه ها بودند و تا قبل از پیدایش مدارس امر آموزش به عهده مکتب خانه ها بود که در مساجد تشکیل میشد و راه اندازی مدارس برای بانیان آن خطرات و تهدیدات بسیاری ایجاد میکرد مانند مدرسه رشدیه در تبریز و مدرسه ناصری در خلخال (که بر اثر هجوم افراد یاغی و اشرار محل و بروز نا امنی در منطقه مدرسه ناصری منحل و اثاثیه آن غارت و مجدداً بر اثر همت و مساعدت اهالی خلخال مدرسه مجدداً بازگشایی شد).
  • مدارس تا قبل از 1300 به صورت ملی و با اعانات مردمی یا بصورت دولتی از محل خزانه عمومی دولت تامین و اداره میشدند
  • نامگذاری اماکن ، خیابان ها، مساجد و مدارس براساس نام شاهان، حاکمان و یا مشاهیر زمانه امری متداول و رایج بوده و هست و هر دوره ای برای منکوب و نادیده گرفتن و فراموشی و کوچک شماری و خدمات رژیم ، دوره حکومت و یا نظام قبلی اسامی را تغییر میدادند. نامگذاری مدارس نیز بر همین اصل استوار بود. در دوره مظفرالدین شاه ، اماکن و مدارس از پیشوند و یا پسوندی از اسم او برگزیده میشد: مانند مدرسه سعادت بوشهر که بنام سعادت مظفری مشهور شد، مدرسه کرمان در زمان سلطنت احمد شاه به احمدیه یا احمدی موسوم بود و در زمان پهلوی اول بنام پهلوی و پس از انقلاب بنام امام خمینی تغییر نام یافت، مدرسه احمدیه بنام احمدشاه قاجار در زابل،  و مدرسه احمدی بنام احمدشاه قاجار در رشت پیش از مدرسه نمره یک ، و یا پرکردن خندق و نامگذاری آن به خیابان ناصریه (خیابان ناصرخسروی فعلی) و همچنین مدرسه شرافت مظفریه در رشت و خیابان شهناز که به خیابان امام خمینی تغییر داده شده
  • سالروز تاسیس بعضی از مدارس چنان دارای اهمیت فرهنگی بالایی است که آن روز را بعنوان روز همان شهر جشن میگیرند . مانند 18 اسفند سالروز تاسیس مدرسه سعادت  ه به عنوان روز بوشهر نامگذاری و جشن میگیرند.
  • وضع پیشرفت دانش آموزان در بعضی شهرها بسیار خوب بود، بطوری که چنانچه بر اثر هجوم بیگانه مدرسه آنها دچار تعطیلی موقت میشد به تهران میرفتند و در مدارس پایتخت به یک کلاس بالاتر ارتقا می یافتند (مانند مدرسه متوسط نمره یک رشت در سال1299).
  • مکان مدرسه مظفریه شرافت بترتیب محل مدارسی بنام وطن، رشدیه، شمسی، احمدی، آموزشگاه نمره 2 عنصری، شاهپور و محل اداره فرهنگ گیلان شد.

عکس: مطهره احمدی