رضا حقی
۱۴۰۰/۰۹/۰۸ چاپ

گیل خبر/ رضا حقی

در مسیر خیابان معلم داخل تاکسی صندلی عقب نشسته بودم مسافری بین راه گفت: استانداری.
راننده نگه داشت و بعد از نشستن مسافر پرسید کجا میری؟ مسافر پاسخ داد - استانداری گیلان پیاده میشم- گفت استانداری گیلان نه، اوستا نداری گیلان!
مسافر گفت: بله اگر استان ما اوستا داشت، حال و روزش این نبود حق با شماست.
راننده با لبخندی برلب، جهت تایید فرمایشات خودش، به راه خود ادامه داد. من هم چون جلوتر پیاده میشدم سکوت کردم. وگرنه، یک بحث طولانی را با آنها شروع می کردم. چون دقیقا برعکس نظر آنها اعتقاد دارم استان گیلان اوستاد زیاد دارد و یکی از مشکلات عمده این است که همگرایی بین این اوستاها وجود ندارد. مشکل اصلی استان عملکرد جزیره‌ای آن است. فرهنگ مردم گیلان از حداقل ۲۰۰۰ سال پیش که مکتوب است نشانگر این مسئله است که گیلان سرزمینی با مردمانی کنشگر و سلحشور است، که تن به سلطه و زور نمی دهند و خود صاحب تفکر و اندیشه اند. از هزار سال پیش که کل ایران و یک چهارم دنیا تحت سیطره قوم مغول قرار گرفت، گیلان زیر بار سلطه آنان نرفت و شجاعانه در مقابل آن ایستاد و در مدت کوتاهی که به لحاظ سیاسی سلطه آنان را پذیرفت و قبول کرد به آنان مالیات بدهد در عوض شاهزاده مغولی را به عروسی قبول کرد وحاکم محلی برای گیلان تعیین می شد. یعنی در هیچ دوره‌ای تحت اشغال مغول در نیامد در صدر اسلام وقتی ایران به دست مسلمانان فتح شد اعراب ۳۰۰-۴۰۰ سال پشت دروازه گیلان ماندند و گیلان تشیع را با میل و انتخاب پذیرفت و با زور سرنیزه مسلمان نشد. همان طور که مقام معظم رهبری در سفر خود به گیلان فرمودند (گیلان سرزمینی نابغه پرور است، علمای بزرگ، فقیهان، فیلسوفان، شاعران و ادیبان، صنعتگران و دانشمندان، مردان و زنان از خود گذشته شجاع، در تجربه‌های گوناگون کشور، سرتاسر تاریخ این خطه انباشته‌اند. سالهای متمادی بنی امیه وبنی عباس خواستند از دیواره عظیم البرز عبور کنند و لشکریان خود را به این منطقه بیاورند، اما موفق نشدند. این معبر با شمشیر وزور باز نشد، با عشق وایمان باز شد. این مردم از روز اول که مسلمان شدند آل علی را قبله اسلامی ومعلم خود انتخاب کردند. از همین منطقه چند هزار مرد شجاع ودلاور، برای یاری فرزندان زیدبن علی به یمن رفتند. حکومت علوی یمن با بازوی دلاور مردان این خطه بر سر کار آمد. زیدیها در یمن هیچ نیرویی نداشتند، گیلانیها به آنجا رفتند وحکومت فرزندان زیدبن علی شهید را سر پا کردند. در دوران مشروطیت، استبداد صغیر، در دوران دست اندازی انگلیسیها، ودیگر بیگانگان متجاوز به ایران، در همه این تجربه‌ها گیلانیها نشان دادند که پیشرو هستند).
گیلان با فرهنگ خود، با جغرافیای خود، با خوراک خود همیشه حرف های زیادی برای گفتن دارد. افراد صاحب نام زیادی در همه رشته ها در سطح کشور و دنیا زبانزد عام وخاص هستند. - یعنی سرزمین اوستا پرور هست- هموطنان آذری زبان ما را ببینید در قلب پاریس، لس آنجلس، لندن، تهران، شیرازو اصفهان ترکی صحبت می کنند ولی در فرهنگ اصیل وغالب گیلان ببینید چه اتفاقی می‌افتد، در بازار رشت هموطن های ترک ما گیلکی را از ما رشتی ها بهتر صحبت می کنند! و غذاهای گیلانی را بهتر می شناسند! اصطلاحاتی همچون گیلان بخورده کورد، گیلان بخورده تورک داریم یعنی اگر ترک و کرد وارد گیلان شوند فرهنگ غذایی، پوششی و گویشی آنان در فرهنگ ما ذوب می شود و گیلانی میشوند. اگر اهل تسنن در استان داریم در کنار همدیگر و خویشاوند هم می‌شویم و آنان در تاسوعا عاشورا نذری امام حسین می دهند. اگر ارامنه در رشت داریم، گیلکی صحبت میکنند. اوج این همراهی در احداث اولین خانه سالمندان کشور را در رشت میبینیم. مثلث ارمنی والامقام مسیح گیلان

آرسن میناسیان، آیت الله ضیابری از علمای شاخص تشییع زمان خود، وحاج استقامت از بازاریان شاخص ان زمان ایجاد می شود. آیا در تاریخ تکرار شدنی است؟ آیت الله ضیابری شیعه، بر پیکر ارسن میناسیان ارمنی نماز میت می خواند، وتمام شهر در این تشییع جنازه شرکت میکند. و ما چقدر ناتوان از این مسئله هستیم که اوج این وفاق وهمدلی را تبدیل به یک برند جهانی کنیم.
مردم گیلان مثل شورای نگهبان هستند! کسی که در این استان مسئول می‌شود باید خودش را برای کارکنان اداره و برای مردم اثبات کند. چطور شورای نگهبان می‌گوید برای ما احراز نشده است که این آدم برای پست ریاست جمهوری لیاقت دارد، مردم گیلان نیز چنین هستند! استاندار، فرماندار، شهردار، مدیران کل، باید احراز شوند و خودشان را اثبات کنند که از کارشناسان و کارکنان اداره بیشتر می دانند و بهتر می توانند کارها را انجام دهد. تا وقتی که موفق نشود کارکنان را اقناع کند، نمی تواند موفق شود و در کارهایش گره ایجاد می‌شود. اگر استانداری برای استان‌های دیگر کشور انتخاب شود می‌تواند سران قوم آن استان را مجاب کند تا آنان مردم استان را همراه کنند، استاندار برای اکثر استانهای کشور تنها با حکم حکومتی صاحب قدرت میشود. ولی در این استان این اتفاق نمی‌افتد در استان ما استاندار، فرماندار، شهردار و مدیران کل باید خودشان را اثبات کنند و مردم را قانع کنند. فاصله قدرت نفوذ، و پیشبرد کارها توسط، امامان جمعه،استانداران، شهرداران و مدیران کل این چهل ساله اخیر را ببینید چقدر با هم فرق دارد، چون بر اساس قدرت فردی و کاریزمای شخصی وتوان مدیریت آنان عملکرد بسیار متغیر است. اگر استانداری بخواهد، موفق شود باید توانایی اقناع مدیران کل را داشته باشد تا آنان را همراه خود کند. چون مدیران کل استان ما همه خودشان را اوستا می دانند، و به نظر میرسد همه خودشان را در حد استاندار مید انند، برای همین مسأله، صرفا با دستور کار انجام نمی دهند. فرقی بین استاندار، بومی و غیر بومی هم ندارد. اگر استاندار خودش را برای انان ثابت نکند خبری از همراهی نیست این موضوع در مورد فرماندار، بخشدار، وشهردار هم صدق میکند.
وقتی برای کارکنان و مردم توانایی مدیریت وعلم وعمل انان اثبات شد و قانع شدند، همراهی می کنند . مقام اول ترزیق واکسن کرونا در کشور آخرین نتیجه قانع شدن مردم است. تعطیلی یک ماهه بازار رشت در اول کرونا بدون هیچ دستور یا بخشنامه‌ای، گواهی بر این ادعا است.
سابقه دو هزار ساله این سر زمین نشان دهنده این مسأله است، که مردم گیلان اعم از مدیران وعموم مردم کار را نه با زور قبول می کنند، نه با بخشنامه قبول می‌کنند، نه با نصیحت و حرف زدن تکراری قبول می کنند.
آقایان مسئول مردم این سرزمین، کنشگر، متفکر، صاحب اندیشه و با فرهنگ را اقناع کنید، برنامه هایتان را با آنان در میان بگذارید، وارد گفتگو با مردم شوید و آنها را در کارها دخیل کنید. آن وقت، کاری می کنند، کارستان.