مهدیسا صفری خواه
۱۳۹۹/۰۶/۲۱ چاپ

گیل خبر/ مهدیسا صفریخواه

برای ساختن فیلم گیشه‌ای در سینمای ایران به موارد نیاز داریم: 

دو تا برادر که ترجیحاً تو کار فولاد باشن به‌عنوان تهیه‌کننده. یک بازیگر زن که ندونه کیه چیه اینجا کجاست، اینا کی‌ان و فکر کنه کارگردان پدر خوانده مهران مدیری بوده.

مقادیری نامحدودی شوخی جنسی، قومیتی،جنسیتی. یک فیلمنامه که نقطه عطفش اونجایی باشه که بازیگر مرد تو عروسی می‌رقصه. یک داب‌اسمش کار حرفه‌ای اینستاگرام که از قضا تقی به توقی خورده و با تبلیغ روغن موتور و ساندویچ کثیف و ماست پروبیوتیک از ۸۵ درصد تهیه‌کننده‌های سینما سرمایه بیشتری در اختیار داره به‌عنوان کارگردان به انضمام کل فامیل سببی و نسبی‌شون به‌عنوان بازیگر و عوامل. دو تا شعار سیاسی در حدی که بازه فعالیت سیاسی‌مون بین زیبا‌کلام و آقا‌میری در نوسان باشه.

یه بازیگر که یقه رو تا بالای ابرو بسته باشه و نماد چندهمسری، اختلاس و عاقبت‌بخیری باشه به‌عنوان شخصیت خاکستری. یک عدد آقازاده که به‌عنوان سیبل ازش استفاده کنیم، با رقص نور و سایه و افکت هرهرو کرکر فضای پارتی‌ ساشا سبحانی‌طوری براش به‌وجود بیاریم.

یک انتهای راهرو سمت راست برای بستری همه بیماران، یک عدد کلانتری یوسف آباد، یک عدد بند دوی زندان قزلحصار برای صحنه‌های بزن و برقص ، یک عدد منشی برای صحنه‌های آقا من گفتم شما جلسه دارین، یک عدد دکتر برای گفتن جمله متاسفانه ما هرکاری از دستمون برمی‌اومد انجام دادیم.

یک عدد جهانبخش سفید کمر برای همه کارهای نور، تأثیری که ایشون در برق سینما دارن نیروگاه‌های سیکل ترکیبی ندارن. یک چهره جدید خانم برای گزیدن گوشه لب پایین و حرکاتی که تو هالیوود هم قفله. یک نقش اول مرد اخمو که دم به تله بازیگر نقش اول زن نمی‌ده و آخرش هم اشتراک آش‌رشته خوری ۹۹ ساله همدیگه رو به‌دست میارن. یک‌عدد شوگر مامی که قراره نماد رسیدگی به معضل شیوع شوگر ددی و شوگر مامی در جامعه باشه ولی از فرم تابو خارج و تبدیل به سنت حسنه می‌شه و تعداد زیادی تماشاگر فهیم که معتقدن خاک بر سرشون با این فیلم‌هاشون ولی دو بار دوبار همین فیلم رو تو سینما می‌بینن. شما با همین فرمول پیش بری چهار سال دیگه سرمایه‌ای تو سینمای ایران کسب می‌کنی که برای نولان هم هنوز تو هالیوود قفله!