دکتر سیّد حجت مهدوی سعیدی
۱۳۹۳/۰۷/۱۲ چاپ
گیل خبر / حاجیان رفتند به قربان زحج برگشتند مابه قربا ن تو رفتیم همانجا ماندیم اعجاز کار امام حسین (ع) را باید در این نکته دید که او روز “عرفه “را به روز “عاشورا” پیوند می زند و به وضوح و تمایز نشان می دهد اسلام محصور در” فقه ” و “شریعت” نیست ! هرچند که فقه و شریعت رکنی قویم از ارکان اسلام به شمار می آید اما به صرف تکیه به فقه و شریعت نمی توان اهل جوانمردی و پاکبازی بود و در تاریخ جاودانه ماند . فقه را آن ظرفیّت نیست که کسی را- در آزادی و آزادگی- مقتدای بشریت نماید به تعبیر حافظی : ” از شافعی مپرسید امثال این مسایل” معاصر و معاشر با امام آزادگان ، بودند شریعت مدارانی که متفقّهانه و متنکّسانه در فضای امن ملل و نحل، روزگار می گذارنیدند. اما با تجلیّات شهودی و با عرفانیات حسینی و به تبع از آن با حس دردهای اجتماعی بیگانه بودند و آنگاه هم که امام حسین (ع) از سر اتمام حجت و مظلومیت برایشان نامه نوشت و ندای :” هل من ناصر ینصرنی” خود را ،به گوششان رساند، آنان بی مبالات به این استمداد ، سر در گریبان کشیده و به کنج عافیت خزیدند ! چرا چون آنچه برای این جماعت ناز پرورده تنعم ، یعنی اشخاص زَََََبون وجَبون ،اصل و اساس بود فضیلت و آسودگی بود! که در دستگاه خود به وفور آن را داشتند این نگاه نمی گذاشت تا آنان با عرفه و عاشورا و مسئولیت های منبعث از آن ، نسبتی برقرار نمایند چه زیبا مولانا در بیان روانشناختی تیپ این طایفه می گوید: که فتوّت دادن بی علت است پاکبازی خارج هر ملت است زانکه ملت فضل جوید یا خلاص پاکبازا نند قربانان خاص حماسی حسینی حماسه ای گذرا و حادثه ای یک بار برای همیشه نبود که “دکوراتیو” شود که اگر چنین بود پس از آن قیام الهی جریان توّابین و سربداران و حماسه های دیگر (خاصّه انقلاب اسلامی) به وقوع نمی پیوست . امام حسین (ع) با آن رویداد خونبار بی نظیر نشان داد ،آنگاه که آزادی و عدالت بر باد می رود به دور کعبه چرخیدن به مثابه دور بت چرخیدن است و قربانی نمودن گوسفندان و ..اعانت به نظام جور است. او نشان داد که در لباس شریعت بودن و بر مسند پیامبر (ص) نشستن با خودکامگی ، استبداد و تزویر سازگار نمی افتد . روز عرفه روز شناخت خدا و مسئولیت های انسانی ست و روز قربان روز برکندن از تعلقات این جهانی . به تعبیر دکتر علی شریعتی : “اسماعیلت را هر چه باشد در راه خدا قربانی کن ” خداوند در آزمون بزرگ ابراهیم (ع) نهایتاً او را از ذبح اسماعیل باز داشت و به تعبیر دکتر اقبال لاهوری به پیامبر خود گفت : کای خلیل ما ،تو از ذبحی معاف این چنین ذبحی تورا باشد گزاف! اما امام حسین (ع) نه خود بلکه خاندان خود را نیز به قربانگاه خاص برد و به رغم آنهمه ترعیب ،تطمیع و تنقید (از دوست و دشمن) خلاصی نجست –میبرد در کربلا هفتاد دو ذبح عظیم – اگر آن مضامین بلند دعای عرفه نبود (دعای که پرده از تجارب معنوی و درونی امام حسین برمی گرفت )عاشورایی به درازنای ابدیت به وجود نمی آمد. امام حسین و یاران عاشورایی او عاشق خدا بودند و عاشق آنچه او می گفت . لذا سرمبارک او و یاران او می باید به مهمانی نیزه ها می رفت تا او ثارالله و خونبهای خدا باشد. عرفه و عاشورای امام را تنها با معیارهای متداول زمانه و مذاهب فقهی رایج نمی توان درک کرد که اگر چنین بود بزرگانی چون ابن الخلدون ، غزالی ،و … آن را درک می کردند ! او بزرگ بود و کار او بزرگ . به کدام مذهب است این به کدام ملت است این که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی ؟! (فخرالدین عراقی) دکتر سیّد حجت مهدوی سعید - اعتدال شرق
همرسانی کنید:

نظر شما:

security code