کلاهبرداران در کمین اند، کشاورزان هشیارتر باشند
۱۴۰۳/۰۳/۲۹ ۱۱:۴۳ چاپ زمان مورد نیاز برای مطالعه: 3 دقیقه

گیل خبر/ یادداشتی از جواد زبردست گشتی؛

هفته گذشته رسانه ها از دستگیری فردی در انزلی، به جرم خرید و کلاهبرداری ۲۵ میلیارد تومان برنج خبر دادند. این اولین کلاهبرداری از کشاورزان گیلانی نبود و هرسال چندین پرونده مختلف در این زمینه تشکیل می شود - اما چرا سوءاستفاده از کشاورزان و خرید و فروش برنج با کلاهبرداری تا این اندازه در گیلان و مازندران رایج است؟

پاسخ روشن است. به یاد بیاورید که همین دو سال قبل اغلب کشاورزان گیلانی نتوانسته بودند به دلیل واردات هزاران تن برنج خارجی از گمرکات جنوب و پایین آمدن قیمت برنج ایرانی - محصول خود را بفروشند؛ حال در آن شرایط که برنج ها در انبار خانه ها و برنجکوبی ها دپو شده و خطر خرابی آن وجود داشت - اگر یکنفر کلاهبردار پیدا بشود که با فریب و دروغ و صحنه سازی اعتماد کشاورز را جلب کرده و در ازای چند تن برنج یک تکه کاغذ بی محل به نام چک بدهد! اینجاست که کشاورز ناچار است، تاکید میکنم ناچار ست بی معطلی و فقط بخاطر نیازهای زندگی و فروش محصول دسترنج خود، بدون تاخیر وعده های کلاهبردار را باور کند.

این سخن را کسی درک می کند که یا خود کشاورز باشد یا پای درددل کشاورزان نشسته باشد و واقعیت سختی زندگی کشاورزان را بداند. متاسفانه تصور عموم از گیلان و شالیزارهای سبز شمال یک برداشت کارت پستالی و غیرواقعی است و سختی های موجود در زندگی روستائیان پشت تصاویر فضای مجازی پنهان مانده است.

اگرچه نیاکان ما قرن هاست با این سختی ها ساخته اند و خم به ابرو نیاورده اند - اما امروزه به دلایل مختلف بر مشکلات کشاورزان افزوده شده است.

کسی فشار روحی و سرخوردگی کشاورزان را نمی بیند که چرا اکثرا ناچار به فروش زمین های خود هستند!؟

چرا در بازاری که گیلاس و زردآلو کیلویی ۲۰۰ تومان عرضه می شود - قیمت برنج باکیفیت داخلی در مقابل محصول بی کیفیت هندی و پاکستانی در ارزانترین حد خود قرار دارد - آیا رنج و سختی و عوارض برنجکاری از باغداری کمتر است؟

نکند چون کشاورز شمالی با مناعت طبع خود همواره سکوت کرده، بنظر می رسد شرایط نرمالی دارد؟

چه کسی از واقعیت زندگی روستائیان خبر دارد؟

چرا با حمایت از کشاورزان گیلانی - زمینه فعالیت سودجویان و کلاهبرداران قطع نمی شود؟

برخی مسئولان استانی به جای اقدامات اساسی - با ژست تبلیغاتی سر زمین با کشاورز می نشینند و تیتر اخبار می شوند اما در عمل از قدرت اجرایی خود برای رفع مشکلات بازار برنج استفاده نمی کنند - پس چه زمان مدیریت استان باید در عمل برنج را جزو تولیدات استراتژیک به حساب آورده و دردهای کشاورزان را درمان کند! 

گیلان امروز با توجه به در پیش بودن فعالیت دولت جدید - نیازمند نگاه عمیق و ساختاری است که تامین کننده امنیت شغلی و ثبات در زندگی کشاورزان باشد.

از تاسیس بازارهای الگویی برنج فروشان (همچون بازار ماهی فروشان) که می تواند محل تجمیع فعالیت الافان در هر شهر باشد و همچنین ایجاد تشکل های محلی با عضویت کشاورزان، برای پیگیری مطالباتشان در سطح استانی و کشوری.

به این شیوه ها میتوان به کاهش مهاجرت از روستاها و کاهش زمین فروشی و تغییر کاربری زمینهای زراعی امیدوار بود تا در آینده همچنان دستهای تولیدکننده کشاورز گیلان در کار باشد و کشور را از واردات محصول خارجی بی نیاز کند.

و آخر اینکه - وظیفه همه ماست با اطلاع رسانی پرونده های کلاهبرداری به سایر کشاورزان گیلانی، تا حدود زیادی از وقوع چنین حوادثی جلوگیری کنیم. 

دهیاری ها ظرفیت مهمی برای آموزش و اطلاع رسانی دارند تا با بالا بردن سطح آگاهی مانع سوءاستفاده کلاهبرداران از کشاورزان گیلانی بشوند.