محمدرضا نظری نژاد؛
۱۴۰۳/۰۳/۲۷ ۱۹:۳۰ چاپ زمان مورد نیاز برای مطالعه: 7 دقیقه

گیل خبر/ محمدرضا نظری‌نژاد*؛ 

*رئیس سابق کانون وکلای دادگستری گیلان

احزاب و گروه‌های سیاسی، قاعدتا خواسته‌های اجتماعی را نمایندگی می‌کنند؛ نه تنها نمایندگی، بلکه تشکیل آنان نیز می‌تواند تابعی باشد از خواسته‌ها و ایضا تحولات اجتماعی. نمونه آن، گروه‌های سیاسی اصلاح طلبی است که در ایران پساجنگ و سازندگی، عمدتا با مباشرت انقلابیونی شکل گرفت که سابق بر آن، مشمول عنوان تندروهای انقلابی می‌شدند و شرح تندروی آنان، مثنوی هفتاد من است .

این عناصر سابقا انقلابی، با از دست دادن قدرت سیاسی، در برابر گروه حاکمی قرار گرفتند که تلاش زایدالوصفی برای راه ندادن آنان به خرج می‌داد .اینان راه را در نمایندگی آن بخش وسیعی از جامعه یافتند که تغیر، تحول و اصلاح را برگزیده بود. به عبارت دیگر اگر آن تغییر ذهنیت و تغییر گفتمان در جامعه شکل نمی گرفت، تندروهای سابق و اصلاح طلبان لاحق، هیچ امکانی برای پیروزی و دستیابی به قدرت سیاسی نداشتند و شاید هیچ زمانی هم به آن دست نمی‌یافتند.
بنابراین آنان، ظرفی بودند که مظروف آن، سرمایه اجتماعی و انسانی بود که در برابر اراده سیاسی حاکم، خود را تعریف می‌کرد و خواه ناخواه اراده این بخش از جامعه ، دیر یا زود راهی به قدرت سیاسی می‌یافت، چه با آن انقلابیون سابق ‌‌و چه در فرم و قالب دیگری .
منطق این موضوع را از تاریخ می‌توان دریافت که اراده اجتماعی اگر چه آهسته، اما در گذر زمان و با تحمل هزینه ، مانند رودی، موانع را از سر راه بر می‌دارد.
با تکیه بر همین منطق، آن جریانات سیاسی در آن مقطع زمانی -با این وعده که توان نمایندگی جریان اجتماعی تحول خواه را دارند- وارد قدرت سیاسی شدند و مانند هر جریان سیاسی دیگر از منافع قدرت بهره گرفتند. اینکه در بلند مدت، عملکرد آنان برای مردمی که دل به آنان بسته بودند، منفعت و خیری هم به یادگار گذاشت، می‌تواند موضوع تحقیق مستقلی باشد، اما اینان پس از دستیابی به قدرت سیاسی، تا حد بسیار فراموش کردند که دلیل وجودی آنان، همان اراده اجتماعی مبتنی بر تغییر و اصلاح بوده است و نه آن ظرف و پوسته‌ای که به نام اصلاح طلبان مشهور شد و تا امروز هم ادامه دارد. به سخن دیگر اینان از یاد بردند که آن «ظرف» یا «مرکب»، کارکردش، نه نمایش و پز دادن، بلکه نگهداری و یا حمل بار است. اینان در گذر زمان به قول سهراب سپهری قطاری شدند که سیاست می‌برد و چه خالی می‌رفت!
شاید بیراه نباشد که بگوییم، به همان نسبت که گسست بین نهاد قدرت و بخش وسیعی از جامعه برقرار است، اصلاح طلبان نیز دارای گسست با آن بخش از جامعه‌ای شدند که دل به توانمندی، کارامدی و پاکدستی آنان بسته بودند .
ناگفته نباید گذاشت که در برخی انتخابات و با توجه به مجموعه محدودیت‌های حاکم و ضرورت انتخاب بین بد و بدتر، شعار «تکرار می کنم» رهبر اصلاح طلبان، توانست پیروزی‌هایی را نصیب انان کند، اما تغیرات بنیادین اجتماعی و به موازات، ناتوانی مفرط اینان در نمایندگی جامعه تحول‌خواه و شاید کارشکنی گروه مقابل، وضعیت اصلاح طلبان مرسوم را از نگاه مردم، خیلی متفاوت از گروه حاکم نمی‌کند و از این رو، امید چندانی در جامعه تشته تغییر، به آنان وجود ندارد.
با چنین پیشینه و گذشته‌ای، در انتخابات پیش رو، آقای دکتر پزشکیان که شخصیت محترم ‌و نجیبی نیز به نظر می‌رسد، کاندیدای جریانات سیاسی اصلاح طلب شده است و امید او و جریانات سیاسی حامی او، آن است که مردم به پای صندوق‌های رای رفته و او را به عنوان ریس جمهور برگزیند.
برخی از هوادارن او، هر انتقاد و ایرادی را برنتافته و با تاختن به منتقد، به زعم خود تلاش دارند با حفظ آرامش و دادن روحیه به رای دهندگان، مانع سیاه نمایی شوند که به باور آنان مانع شرکت مردم در انتخابات می شود !
اما مساله آنجاست که انگیزه شرکت مردم و دلیل آمدن آنان پای صندوق های رای، منوط به جلب اعتماد است. جلب اعتماد با شعار محقق نمی‌شود و باید پرسش‌های این بخش از جامعه را پاسخ عقلانی داد و امید هم داشت که این پاسخ ها، اقناع‌کننده باشد .
شاید پاسخ به این پرسش ها از سوی آقای دکتر پزشکیان در راستای آنچه گفته شد، مهم باشد :
۱- آیا ایشان خود را نماینده جامعه متمایل به تغییر می‌داند و اگر پاسخ مثبت است راه حل مشخص او برای نمایندگی خواسته‌های این بخش از جامعه، چیست ؟
۲- آیا ساختار سیاسی و حقوقی موجود را برای تحقق خواسته‌های جامعه مستعد تغییر، کافی می‌داند و یا تغیر آن ساختار را لازم می‌داند و در این فرض، توانمندی شخص خود و حتی نهاد قوه مجریه برای تغییر ساختار را چگونه ارزیابی می‌کند ؟
۳- دیدگاه ایشان راجع به ارزش‌هایی چون «ازادی» و «حقوق بشر»چیست و اگر با آن موافقند، چه شکل حکومت و یا ساختار سیاسی را برای تحقق این ارزش‌ها مناسب می‌بینند ؟

۴- با توجه به ادعایی که روسای سابق جمهور از گذشته داشتند که مانع تراشی و یا دستکم موازی کاری، دستیابی به اهداف را اگر نگوییم ناممکن بلکه سخت می‌کند، چه ایده مشخصی برای هماهنگی ارکان قدرت اعم از نظامی و غیر نظامی برای تحقق ایده‌های خود دارد؟
۵- نظام حقوقی موجود را در تحقق ایده‌هایی که جامعه تحول خواه، به دنبال آن است، چه اندازه کارآمد می‌داند و اگر احیاناً ان را ناکارآمد می‌بیند، راهکارش برای دگرگونی آن با توجه به نهادهای قانونگذاری موجود، چیست ؟
۶- اگر با آن بخش از جامعه که دنبال اصلاحات و تغیرات ساختاری است، همنوا باشد و آن بخش از جامعه هم به امید انجام اصلاحات اساسی، به او رای دهد، ایشان اگر در عمل، خود را ناتوان از تحقق خواسته‌های آنان ببیند، چه واکنش یا رفتاری خواهد داشت؟
۷- اگر تعامل عقلانی و پرهیز از رادیکال شدن فضای اجتماعی و سیاسی، از اهمیت برخوردار باشد و نتیجتا تندروی در هر دو سوی جامعه و نهاد قدرت، مردود دانسته شود، راهکار ایشان برای ایجاد این آرامش اجتماعی چیست ؟ آیا با گسست بنیادین موجود بین نهاد قدرت و جامعه تحول‌خواه، توان انجام این رسالت را دارد ؟
۸- برای تحقق ایده‌هایی چون حاکمیت قانون، شایسته سالاری ،قدرت همراه با مسولیت، چه راهکاری دارند و نهاد قوه مجریه در ایران را در تحقق آن ایده، تا چه میزان، توانمند تلقی می‌کنند ؟

منکر آن نیستم که پیروزی آقای دکتر پزشکیان، پاره‌ای گشایش‌ها را سبب خواهد شد؛ به طور مثال در راستای خالص‌سازی ، منتقدینی چون من، به بهانه‌های واهی از دانشگاه اخراج نخواهند شد و از آن مضحک‌تر قبول دعوت دانشجویان و شرکت در جشن فارغ التحصیلی آنان، دانشجویان تحت فشار قرار نخواهند گرفت -تا جایی که برای لغو نشدن مراسم ،دانشگاه را ترک کردم -، اما آیا این گشایش‌ها ، بنیادین است یا خیر، منوط به دیدن و شنیدن و سپس ارزیابی پاسخ به پرسش‌های پیش گفته است. ارزیابی که شاید نشان دهد که آیا انتخاب ایشان، آبی برای مردم به ارمغان خواهد آورد و یا نتیجه آن نه آب برای مردم، بلکه نانی است برای آن حامیان تکراری !

همرسانی کنید:
برچسب‎ها : انتخابات

نظر شما:

security code