دغدغه های فرهنگی(36)؛افشین جعفری خواه
۱۴۰۱/۰۳/۰۴ ۰۸:۵۳ چاپ

گیل خبر/ در پی فراخوان پایگاه خبری تحلیلی گیل خبر به منظور طرح مباحث حرفه‌ای و بیان چالش‌ها و مشکلات حوزه فرهنگ و هنر و همچنین ایجاد گفتمان توسعه فرهنگی توسط متخصصین امر در استان گیلان، از این پس ذیل عنوان "دغدغه‌های فرهنگی" شاهد مقالات، نقطه نظرات، نقدها و یادداشت های هنرمندان و فعالان فرهنگی خواهیم بود.

در سی و ششمین شماره از سلسله مطالب "دغدغه‌های فرهنگی" یادداشت افشین جعفری خواه مدرس بازیگر و کارگردان تئاتر را میخوانیم:

این روزها اغلب خبرها پیوند با پول دارد , و این پول است که دارد تراژدی می سازد.

روز گذشته اهمیت خبر رونمایی از مولاژ مجازی المان دروازه ورودی شهر رشت که نه, بلکه استان گیلان, کمتر از خبر فاجعه مرگ دو توله یوز نبود.

برخی از مسئولین و مدیران به گونه ای رفتار می کنند که گویا ما در عصر پارینه سنگی هستیم. همانقدر که سازمان حفاظت محیط زیست یک دامپزشک عمومی و غیر جراح را برای نجات ارزشمندترین گربه سان ایران و جهان که در حال انقراض است و ثروت منابع طبیعی جهان به حساب می آید برمی گزیند, یک مسئول و یا مسئولینی در رشت دور هم جمع می شوند و برای المان دروازه شهر رشت تصمیم می گیرند, گویا نه متخصصی در ایران هست و نه دانشگاه های هنری و معماری و تنها این چند نفر می فهمند و لاغیر.

فارغ از اینکه این طرح چقدر برازنده شهر هست یا نیست ایراد اصلی من به روند و فرآیند رسیدن به این طرح می باشد و حاضرم با این گروه مناظره کنم در هر رسانه ای که آنها انتخاب کنند.

چنین طرح هایی در همه جای جهان ابتدا توسط گروهی متشکل از پژوهشگران بوم شناسی, شهر شناسی, معماری, جامعه شناسی,مردم شناسی, تاریخ, هنرمندان برجسته,و... به جمع بندی ویژگی های آن شهر می رسند و سپس برای عینیت یافتن آن شاخص ها مسابقه معماری حداقل از یک سال قبل برگزار می کنند , دبیرخانه ای تشکیل می شود و اسکیس ها و نمونه ها دریافت می شوند و توسط گروه داوری دیگری که متخصص هستند مورد بررسی قرار می گیرند و اسکیس های منتخب به طرح های نهایی , سه بعدی و با نرم افزارهای پیشرفته شبیه سازی می شوند.

شاید این مسئولین محترم بپرسند چرا این همه بوروکراسی ؟! پاسخ این است که یافتن بهترین ایده و مشارکت هنرمندان و معماران داخلی و خارجی نه تنها بوروکراسی نیست بلکه ارزش و اهمیت شهر را صد چندان افزون می کند, بوروکراسی آن چیزی است که شما برای یک کار ساده و صدور مجوز وقت مردم را در رفت و آمدهای کسل کننده تلف می کنید.

نکته مهم دیگر این است که شفاف سازی این نوع پروژه های بزرگ و هویت ساز که اصطلاحا باید گفت به برندینگ یا برند سازی برخی شرکت ها و هولدینگ ها ختم می شود, مانع رانت و فساد است نه در ایران که در همه جای جهان.

در این فرایندی که خلاصه بیان کردم گاه طرح های دوم, سوم, چهارم در جاهای دیگری استفاده می شود و یا الهام می شود از آنان گرفت, معمولا سرمایه گذارانی مشارکت می کنند و نه تنها هزینه ای برای شهر ندارد بلکه درآمدزا هم هست. اما زمانی که شما پشت درهای بسته می برید و می دوزید وبرآورد بودجه می کنید چه معنایی می تواند داشته باشد غیر از پول و پول و پول. پولی هزینه شود , پیمانکاری پولی بگیرد , و از کف مردم و هزینه نگهداری شهر پولی خرج شود و در انتها نتیجه چیزی شود که تا صد سال قابل اصلاح نیست حتی اگر افتضاح ببار بیاید.

مگر ساخت دروازه ورودی شهر که نماد و هویت یک شهر و استان است مانند رنگ کردن جداول معابر است که بشود چند صباحی دیگر ترمیمش کرد؟!

همین نگاه غیر کارشناسانه و متاسفانه مالکانه باعث شد که فاجعه مرگ دو توله یوز اتفاق افتاد . من به عنوان یک ایرانی همانقدر سهم دارم که آن مسئول سازمان محیط زیست, او هرگز مالک یوز ایرانی نیست او در حال حاضر مدیری است که باید وظیفه خودش را به درستی انجام دهد.اگر برای به دنیا آمدن توله یوزها سازمان محیط زیست از دامپزشکان ایران در خواست می کرد و پنهان کاری نمی کرد بدون هیچ هزینه ی مالی و حیثیتی حداقل پنجاه دامپزشک متخصص و اساتید دانشگاه ها در محل حاضر می شدند و داوطلبانه و عاشقانه انجام وظیفه می کردند.

آقایانی که در این تصمیم شتاب زده نقش داشته اید آیا شما می توانید در ساختمانی که زندگی می کنید به عنوان مدیر ساختمان بدون مشورت و موافقت اعضای ساختمان حتی رنگ در ورودی ساختمان را تغییر دهید؟ شما مالک همه واحدها نیستید شما مدیری هستید که امور ساختمان را عهده دارید. حال چه اتفاقی افتاده که شما برای هویت و نماد یک شهر و یک استان بدون فراخوان عمومی و بی آنکه متخصصین را قابل بدانید اقدام کردید و با افتخار اطلاع رسانی کردید؟!

در تجربه جهانی زمانی که یک کشور می خواهد از طراحی یک معمار خاص استفاده کند نیز با متخصصین خود به نتیجه می رسد و سپس آن معمار صاحب سبک را دعوت می کند. کشور چین و یا آذربایجان دوست داشت که حتما بنایی از خانم ظاها حدید در کشورش داشته باشد, خب چه کسانی این نیاز را تبیین کردند؟ مدیران دولتی؟ مگر مدیران دانش و سواد معماری دارند؟ نه تنها سازمان منظر و سیما که شهرداری رشت هم برای چنین پروژه ای اگر تصمیم بگیرد فاقد صلاحیت است.

در انتها از جناب آقای استاندار درخواست دارم که مانع انجام این کار شوند و فرایند صحیح و شفاف برای این امر مهم و صد البته ضروری را به مسئولین مربوطه تذکر بدهند که مبادا فاجعه ای رخ بدهد همانند ساختمانی در آبادان. که اگر به دستورات کارشناسی و تخصصی توجه می شد امروز آن اتفاق نمی افتاد.قبل از وقوع حادثه باید پیش بینی کرد نه زمانی که کار از کار گذشته و عده ای پیمان را بستند و پای پول هم وسط کشیده شد و قص علیهذا....