دغدغه های فرهنگی(31)؛سحر بیگلری
۱۴۰۱/۰۱/۲۵ چاپ

گیل خبر/ در پی فراخوان پایگاه خبری تحلیلی گیل خبر به منظور طرح مباحث حرفه‌ای و بیان چالش‌ها و مشکلات حوزه فرهنگ و هنر و همچنین ایجاد گفتمان توسعه فرهنگی توسط متخصصین امر در استان گیلان، از این پس ذیل عنوان "دغدغه‌های فرهنگی" شاهد مقالات، نقطه نظرات، نقدها و یادداشت های هنرمندان و فعالان فرهنگی خواهیم بود.

در سی و یکمین شماره از سلسله مطالب "دغدغه‌های فرهنگی" یادداشت سحر بیگلری، کارشناس هنر نقاشی را میخوانیم:

در بخش اول پیرامون شناخت کلی و مشخصه های مکاتب و سبک های هنر نقاشی به خصوصیات کلی مکتب کلاسیسم پرداختیم. اینکه توجه به پرتره و فرم فیگور به صورت ایده‌آل گرایانه نمود بارزی از آن سبک محسوب می شد.

پس از کلاسیسم شاهد جنبش رمانتیسم در اواخر سده هجدهم هستیم.

این سبک در اعتراض به قوانین خشک و آکادمیک موجود شکل گرفت، به فردگرایی پرداخت و بیان آزادانه تری را برگزید .

رمانتیسم همانند سبک پیشین به مفاهیم آرمانی می پردازد اما بیشتر ارائه دهنده گرایش ذهنی است تا مجموعه ای از روش های سبک گرایانه.

هنرمندان رمانتیک اولیه از ارزش های کلاسیک الهام میگرفتند اما لایه هایی از احساسات دراماتیک را اضافه کردند که به ندرت در کارهای پیشین مشاهده میشد.

با گذشت زمان و پیدایش تکامل در این عرصه، نقاشی ها شروع به تداعی هویت های ملی خاص کردند.

وجود هویت ملی گرایانه یکی از ویژگی های رمانتیسم محسوب می گردد.

ترنر ،کانستبل، فرانسیس گویا از هنرمندان بارز آن به شمار میروند.

رمانتیسم چنانچه گفته شد بر فردگرایی، احساسات، زیبایی طبیعی و ایدئولوژی سیاسی تاکید دارد. "استفاده از هنر برای تحریک احساسات و عواطف" گاها کوششی برای فرار از واقعیت که افراط در آن موجب پیدایش جنبش واقع گرایی میگردد.

نمایش فضاهای خیالی، اسرار آمیز، حالت های غیر عادی و بر آشفته و گاه جنون آمیز انسان ها در این آثار دیده میشود. آنها قهرمانان ملی خود را در صحنه هایی متهورانه به تصویر می کشیدند یا صحنه هایی از دریای طوفانی و طبیعت لجام گسیخته میساختند.

رمانتیسم را میتوان رد احکام نظم و آرامش، هماهنگی، تعادل و ایده آل سازی و عقلانیت دانست .

جان کانستبل

ادامه دارد...