گیل خبر/ کوروش صفرزاده

“الکسی دانیلوف” رئیس شورای امنیت ملی و دفاع اوکراین طی کنفرانس خبری اعلام کرد: روسیه با کشاندن نیروهای خود به مرز اوکراین تلاش می‌کند تا جایی که ممکن است وضعیت امنیتی در شرق اروپا و منطقه را تشدید کند.

این دومین سناریوی روسی پس از ماههای فوریه «بهمن»مارچ«اسفند»سال ۲۰۱۴ و تصرف شبه جزیره کریمه، برای کنترل شرق اروپا و نقطه تقابل ژئوپلیتیکی امریکا ،غرب و ناتو با روسیه است!

آیا این کنشگری روسیه ارتباط مستقیم با خط لوله جریان شمال۲«نورد استریم ۲»دارد؟

آیا سیاست روسیه در قفقاز تابعی از سیاست ژئوپلیتیک انرژی روسبه در اروپای شرقیست؟

اساسا چرا روسیه سعی میکند ماههای سرد سال را بعنوان اهرمی ژئوپلیتیکی علیه حوزه غرب و ناتو بکار گیرد؟

آیا اروپا قادر است که امنیت ملی اوکراین یا بعبارتی شرق اروپا در برابر ضربه های ژئوپلیتبکی و ژئو استراتژیکی روسیه حفظ کند؟
برای پاسخ به دست پرسشها ابتدا باید از یک سو درک درستی از اوکراین و سپس نهاده های اعمال قدرت روسیه بر اروپا را شناخت، و سپس تحلیلی رئالیستی از وضعیت شرق اروپا ارائه کرد.


اوکراین را باید در دسته بندیهای سیاسی دنیا، در گروه کشورهای غربی و بلوک غرب جای داد. زیرا همواره کوشیده با امریکا،کانادا،فرانسه، آلمان و انگلیس و...بیشترین مراودات سیاسی- امنیتی و نظامی را داشته و اساسا ساختار سیاسی و نظامی آن بر مبنای لجستیک غربی بنا نهاده شده است(پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی)لذا مختصات اوکراین مزیتی برای غرب محسوب شده و از سویی تهدید جدی برای روسیه نسبت به پیشروی حوزه ناتو در منطقه قدرت روسیه است.‌

ریشه های مناقشه اروپای شرقی با روسیه

روسیه سالهاست که با عنایت به ظرفیتهای بالقوه انرژی خود، با یک زیرکی ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی توانسته،آلمان را بعنوان کشور مرکزی سنتی صادرات گاز خود متقاعد کند و خط لوله ای به طول بیش از ۱۲۰۰کیلومتر از شهر ویبورگ روسیه از بستر دریای بالتیک تا شهر گرایفسوالد المان برساند که اتمام این پروژه، با اجرای ۱۵۰کیلومتر باقی مانده آن فاصله ندارد.

این خط لوله سالهاست که به اختلاف میان اروپا و آمریکا و بین خود اروپایی‌ها دامن زده است! آلمان شدیداً از آن حمایت می‌کند. دانمارک قصد داشت تا مانع از گذشتن آن از آبهای سرزمینی خود شود. لهستان می‌گوید که ضد رقابتی است. اوکراین آن را مانند حلقۀ طناب به دور گردنش قلمداد می‌کند.بلاروس و اسلوونی،از ان تعبیر به دور زدن از خود میدانند و... اما به هر تقدیر، عملیات لوله گذاری انجام شده و به زودی شروع به تزریق گاز خواهد شد (بشرط تکمیل ۱۵۰ کیلومتر باقی مانده).اما مناقشه اصلی بصورت بالقوه بر سر اوکرایین است که مهمترین محل اختلاف است. چرا که نورد استریم ۲ به روسیه وزنۀ سنگین‌تری می‌دهد تا به اوکرایین فشار بیاورد.

آلمان نیمی از گاز وارداتی خود را از روسیه تامین می‌کند و قبلا خط لوله "نورداستریم ۱" (جریان شمالی ۱) با ظرفیت انتقال سالانه ۵۵ میلیارد متر مکعب گاز از روسیه تا آلمان، افتتاح شده بود.که با افتتاح خط لوله نورد استریم ۲به حجم تقریبی نورد استریم ۱حجمی معادل ۱۱۰میلیارد مترمکعب گاز به المان صادر خواهد شد.‌

نکته اینجاست که تا چند سال پیش نیمی از گاز روسیه از طریق اوکراین و بقیه از طریق "نورداستریم ۱" و بلاروس راهی اروپای غربی می‌شد و هزینه انتقال آن به خاطر طولانی بودن مسیر و حق ترانزیت کشورهای اروپای شرقی به شدت بالا بود.

روسیه نزدیک به ۲۰۰ میلیارد متر مکعب صادرات گاز به اروپا دارد و ۷۰ درصد آن راهی اروپای غربی می‌شود.
شرکت گازپروم«مجری پروژه صادرات گاز» که اکثریت سهام آن متعلق به دولت روسیه است، گاز را براساس دو نوع توافق به اروپا می‌فروشد: قراردادهای بلند مدت که دوره آنها بین ۱۰ تا ۲۵ سال است و قراردادهای نقدی که برای خرید یک محموله واحد گاز بسته می‌شود.
گازپروم قراردادهای بلندمدت را "مبنای عرضه پایدار و باثبات گاز" توصیف می‌کند و بران متعهد است.وبنابر اعتقاد و تایید مجاری رسمی اروپایی،کشور روسیه تاکنون بر تعهدات خود پایبند بوده است.

در حال حاضر روسیه ۷۰درصد گاز اروپا را تامین کرده و از انطرف نیز بر اساس اطلاعات موسسه آمار زیربنایی گاز اروپا، ذخیره گاز در سراسر اروپا بسیار کمتر از میانگین ۱۰ ساله است. این نیاز شدید به انرژی قاره اروپا میتواند عملا روسیه را ترغیب کند ،از اهرم گاز بعنوان سلاح توازن دهنده سیاستهای خود استفاده کند،هرچند خانم مرکل تاکنون به چنین عقیده ای نرسیده است،و رسما این بحث را منتفی میداند،اما عملا در اینده نه چندان دور، باید شاهد کاربردهای سیاسی ژئوپلیتیک انرژی از سوی روسیه بود.


 این بدان معناست که «نورداستریم ۲»بخوبی توانسته است کشورهای اوکراین ، بلاروس و استونی را که بخشی از مسیر صادرات قبلی گاز روسیه به اروپای غربی به انضمام «نورد استریم ۱»بود، را از مدار خارج کند، و بازتعریفی از قدرت سیاسی انرژی خود به اروپا را ارائه نماید! این وضعیت میتواند بلاروس و اوکراین را از درامدهای حاصله از ترانزیت گاز نیز محروم کرده و از سویی ،گاز را احتمالا باقیمتی ارزانتر به اروپای غربی که بشدت وابسته به آن است برساند!

خشم آمریکا

خط لوله «نورد استریم ۲»به طور مستقیم گاز روسیه را به آلمان منتقل می‌کند و مخالفان این قرارداد، از جمله در آمریکا، آن را عامل وابستگی این کشور غربی «آلمان»به روسیه دانسته و در نتیجه، خطرناک توصیف کرده‌اند.

اما علت اصلی نگرانی و خشم امریکا را میتوان از داده های آماری صادرات گاز مایع آمریکا به اتحادیه اروپا جست ! صادرات گاز مایع(ان ان جی) امریکا به اروپا در سال ۲۰۱۹ سهم بسیار نازلی داشت، اما در نیمه اول ۲۰۲۰ سهم گاز آمریکا در گاز وارداتی اروپا باز هم کاهش داشته به ۶.۲ درصد سقوط کرده است.

تنها عرصه گازی نیست که آمریکا خود را به عنوان رقیب در مقابل روسیه نشان می‌دهد. در سال ۲۰۱۹ آمریکا سهمی بسیار جزئی در صادرات نفت به اروپا داشته است، اما در نیمه اول سال ۲۰۲۰ سهم آمریکا از نفت وارداتی اروپا نهایتا به ۹.۲ درصد رسیده است.

واقعیتهای آینده ژئوپلیتیک انرژی در اروپا

تعهد محوری فعلی روسیه بر پایبندی قراردادهای منعقده ،نمیتواند در اینده واقعیات ژئوپلیتیک انرژی اروپا تغییری ایجاد کرده و تداوم متعهدانه داشته باشد،مضافا اینکه معادلات سیاسی در جهان همواره بریک روال منظم نمیگنجد! و مشخص نیست که آیا روسیه در تنگناهای پیش روی آینده، از اهرم گاز، بعنوان سلاح سیاسی بهره خواهد برد یانه؟ اما تاریخ ژئوپلیتیک ملل ثابت کرده است که،هرچند عبور جریانها و شریانهای انرژی و نیز ترانزیتی از کشورهای متعدد، پیوندهای ژئوپلیتیکی بازدارنده ای را ایفا خواهد کرد، اما به همان میزان میتواند در نزاعهای و اختلافات منطقه ای محدود، مبدل به ابزاری برای توازن قوا بوده و بازدارندگی ایجاد کند.

مناقشه اوکراین و آینده پیش روی 

ماههای فوریه و مارچ یاداور دامنه زمانی معنادار فشار روسیه به امریکا، و پیام به اروپای غربیست! دقیقا در ماههای فوریه و مارچ سال ۲۰۱۴،روسیه توانست از اهرم سرما و «گرمای گاز» و درست در زمانی که اروپا کاملا از سرما به خود میلرزید ،بخشی از خاک اوکرایین را به خاک خود ضمیمه کند‌. و در عین ناباوری اهرم گاز عین شمشیرداموکلس،بر گردن اروپا نهاده شد، و عملا ناتو و اروپا هیچ راه چاره ای برای نجات اوکرایین نیافت.

در چند روز اخیر دوباره روسیه با تقویت نظامی و ستون کشی در نقاط مرزی با اوکراین این ذهنیت را بازآفرینی میکند که آیا این زمستان نیز اوکراین محل درگیری جدیدی با روسبه خواهد بود؟آیا روسیه امتیاز جدیدی از امریکا و اروپا خواهد گرفت؟ به همین سبب امریکا یک بسته کمک تسلیحاتی دیگر به اوکراین ارسال کرده که شامل موشک های دوش پرتاب استینگر و موشکهای جاولین ضد تانک و انواع خمپاره و خمپاره انداز و نیز موشک ضد زره ( تاو AT-4) و هلیکوپتر های میل ۱۷ است.

امریکا علاوه بر تقویت تسلیحاتی اوکراین سعی نموده تا با گسترش تحربم بعضی شرکتهای بزرگ روسی و اجرای مانورهای مشترک با بعضی از کشورهای اروپای شرقی ، (استونی)خط و نشانی برای روسیه بکشد.

از طرفی قایق‌های جنگی گارد ساحلی آمریکا برای حفاظت از این کشور وارد منطقه اودسا ( دریای سیاه) شده اند.‌
این رفتار حفاظتی آمریکا در برابر متحدان اروپای شرقی ،منجر گردید که روسیه نیز نسبت به رزمایش آمریکا و استونی در نزدیکی مرزهای خود هشدار شدید الحنی دهد.

پوتین هفته گذشته اتحادیه اروپا را متهم کرده بود که به تنش در شرق اروپا و دریای سیاه دامن می‌زنند. وی همچنین از نزدیک شدن بمب‌افکن‌های آمریکایی به ۲۰ کیلومتری مرز روسیه به شدت انتقاد کرد.


روس‌ها تهدیدها را به فرصت تبدیل می‌کنند


روسیه بخشی از خاک اوکراین را در سال ۲۰۱۴ ضمیمه خاک خود کرد و به همین خاطر با تحریم‌های اروپا مواجه است.
با احداث "نورد استریم ۲" به طول ۱۲۲۲ کیلومتر، عملا نیازی به ترانزیت گاز از طریق اوکراین نخواهد بود، خصوصا اینکه خط لوله "ترک استریم" نیز پارسال راه‌اندازی شد و بخشی از گاز روسیه از طریق ترکیه راهی کشورهای اروپای مرکزی خواهد شد.
بااین قید و تذکر که قبلا صادرات نیمی از گاز روسیه به ترکیه از مسیر اوکراین انجام می‌شد.

سیاست انرژی مشابه روسیه درقفقاز و مصالحه با ترکیه

سیاست روسیه در قفقاز و مرزهای شمالی ایران شباهت عجیبی با سیاست این کشور در اروپای شرقی و اوکراین دارد. اگر روسیه در سیاست اروپای شرقی خود قسمتی از خاک اوکراین را به خود الحاق کرده است، متناظر باآن سیاست، حاضر شد از تغییر موازنه ژئوپلیتیکی قفقاز به سود محور ترکیه و اذربابجان و تضاد با منافع ژئوپلتیکی ایران و ارمنستان، سکوت کند!
شاید اصلی ترین ریشه منازعه منطقه قفقاز را باید در انرژی و ترانزیت دانست.(بمانند اوکراین) لذا ناباورانه احساس میشود که علی رغم اینکه قفقاز حوزه سنتی نفوذ ژئوپلیتیکی روسیه است،ترکیه بطور ویژه ای میدانداری میکند!
ریشه واقعی این میدانداری ترکیه را باید در همکاری روسیه در دو پروژه بزرگ «ترک استریم و بلو استریم Blue Stream»جست که به گفته مدیران شرکت گاز پروم، از اول ژانویه تا ۱۹ سپتامبر سال میلادی فعلی ۲۰.۳ میلیارد مترمکعب گاز از روسیه از طریق دریای سیاه به ترکیه صادر کرده است که رکوردی بی‌سابقه به‌شمار می‌رود، و این حجم گاز در این دوره زمانی بسیار بالا بوده و ۱۵۳ درصد (یا ۱۲.۳ میلیارد مترمکعب) در مقایسه با سال ۲۰۲۰ (۸ میلیارد مترمکعب) افزایش یافته است !! و از سویی علاوه بر این سود سرشار،روسیه میتواند این طراحی آرایش ژئوپلیتیکی جدید در قفقاز و مجوز میدان داری ترکیه،بطور جدی، کشوری قدرتمند در حوزه انرژی مانند ایران را که میتواند الترناتیو جدی صادرات و ترانزیت انرژی به اروپا و چین باشد را مهار نماید و با خیال راحت انرژی خودرا به اروپا و حتی چین صادر کند! (روسیه باخطوط لوله «قدرت سیبری» در کنار پروژه «قدرت سیبری-۲»ظرفیت انتقال و صادرات سالانه گاز به چین را به ۵۰ میلیارد مترمکعب میرساند)


بی جهت نیست که کرملین در واکنش به هدیه نقشه طراحی جدید جهان ترک توسط اقای باغچه‌لی به اردوغان، موضعی حمایت محور میگیرد:
و اقای دیمیتری پسکوف، سخنگوی رسانه‌ای کرملین در خصوص اهدای این نقشه جهان ترک توسط آقای «دولت باغچه لی» رییس حزب حرکت ملی ترکیه به اردوغان در گفتگو با شبکه تلویزیونی فدرال Rossiya 1 میگوید: «از نظر ما طرح اتحاد کشورهای شرکای ترک روسیه امری طبیعی است»!
(موضعی ضد منافع ملی ایران)
و صرفا در دریک اظهار نظر منتقدانه میگوید: (تنها چیزی که باعث تاسف من است این است که این نقشه‌ شامل ستاره سرخ بزرگ است که در مرکز جهان ترک نیست،‌ زیرا این نقطه در ترکیه قرار ندارد، بلکه منطقه‌ای در جمهوری آلتای روسیه است) در حقیقت انتقادی نرم به این نقشه مداخله جویانه میکند!

نتیجه گیری

به نظر می‌رسد روسیه با اتخاذ دو سیاست هموزن در حوزه انرژی در اروپای شرقی و غربی و نیز حوزه قفقاز ،مایل است با برگهای بازی خود،در حوزه ژئوپلیتیک انرژی و نیز حمایت از ایده هایی مانند« اتحاد جهان ترک » از یک طرف بشدت با گسترش ژئوپلیتیک ناتو و امریکا به مرزهای خود جلو گیری کند و در قفقاز نیز توان مهار قدرت بالقوه ای مانند ایران بعنوا رقیب جدی در صادرات انرژی و ترانزیت را داشته باشد و از هر تهدید بظاهر خطرناک(محور ترک) انرا تبدیل به فرصت برای خود کند و از آن دکترین به عنوان یک اهرم توزان در مقابل چین و غرب استفاده کند. ظاهراً روسیه دریافته است در دراز مدت شراکت با ترک‌ها نفع بیشتری از رقابت با آنها برایش دارد.