دغدغه های فرهنگی(19)؛افشین جعفری خواه
۱۴۰۰/۰۸/۳۰ چاپ

گیل خبر/ در پی فراخوان پایگاه خبری تحلیلی گیل خبر به منظور طرح مباحث حرفه‌ای و بیان چالش‌ها و مشکلات حوزه فرهنگ و هنر و همچنین ایجاد گفتمان توسعه فرهنگی توسط متخصصین امر در استان گیلان، از این پس ذیل عنوان "دغدغه‌های فرهنگی" شاهد مقالات، نقطه نظرات، نقدها و یادداشت های هنرمندان و فعالان فرهنگی خواهیم بود.

در نوزدهمین شماره از سلسله مطالب "دغدغه‌های فرهنگی"، یادداشت افشین جعفری خواه، مدرس بازیگر و کارگردان تئاتر را میخوانیم:

بعد از دوسال از کرونا که مردم رشت شرایط سختی را مانند دیگران تحمل کردند و حالا وضعیت آبی است, برای آنکه شور و نشاط و شعف به زندگی برگردد, پیاده راه فرهنگی رشت که یکی از زیباترین مکان های این شهر است می تواند توسط خود مردم مدیریت و نظارت شود و با اجرای برنامه های فرهنگی و هنری بار دیگر خانواده ها را گرد هم بیاورد. اجتماع خوشحال و گرم در هر شهری بزرگترین سرمایه ای است که به راحتی نمی توان ایجاد کرد.

رشت شهروندانی دارد که خودشان داوطلبانه در این نوع برنامه ها پیش گام می شوند.فقط کافی است کمی حسن نظر داشته باشیم اتفاقا بعد از این دوران سخت کرونا, خیلی هم دلچسب است .مردم خیلی از عزیزان , دوستان و اعضای خانواده شان را از دست دادند و اگر برنامه های اجتماعی در محیط باز و هوای آزاد برایشان برنامه ریزی نشود زمینه افسردگی و خمودگی عمومی بسیار بسیار فراهم است.

همین که مردم به قصد و هدفی و برای روز و ساعت مشخصی از خانه بیرون می آیند اولین گام برای رهایی از چنگال افسردگی نا خواسته است که همین شرایط دوساله ایجاد کرده,بماند که برخی از نمایندگان مجلس و مدیران قابلیت درک این ظرایف را ندارند و همواره اوضاع را بر مردم سخت تر می کنند, اما هنوز می توان از این ظرفیت نهفته بهره ی لازم برد.

حتی می توان برای برنامه های هنری و فرهنگی کمیته نظارت مردمی در نظر گرفت از همه اقشار در این کمیته ها حضور داشته باشند, از معلم بازنشسته گرفته تا جوان چادری و مانتویی پدران و مادران و حتی دانشجویان مختلف و آنها تعیین مصادیق کنند, من بارها این تجربه را در طی دو دهه کار مدیریتی در فضای دانشگاهی داشتم که هر زمان مسئولیت را به دانشجویان سپردیم بهتر هنجارها را رعایت کردند و بهتر و گرمتر حضور داشتند.چنین تجربه ای در فضای عمومی و با حضور گروه های سنی مختلف کاری ساده تر است چراکه همیشه هستند بزرگترهایی که بتوانند برخی از هیجانهای غیر لازم را مدیریت کنند.

مهمترین گام در این پیشنهاد اعتماد به مردم و احترام به آنهاست. رشت یکی از شهر های ایران است که بیشترین سالمند و بازنشسته را دارد آیا تاکنون فکر کرده ایم که اینان چه سرمایه هایی هستند؟ آیا تاکنون فکر کرده ایم که با این بزرگواران می توان با هزینه بسیار کم کارهای بسیار گران انجام داد؟ مدیریت فقط بودجه نیست که اگر بود کار کنیم و اگر نبود تمام قصور متوجه بودجه است مدیریت استفاده از تمامی سرمایه های مالی و اجتماعی و اعتباری است که شهر رشت نه تنها کم ندارد بلکه زیادتر از حد خودش دارد.

با این اوصاف نه خواهش میکنم و نه درخواست تنها طرح موضوع میکنم و منتظر می مانم که این اعضای تازه نفس شورای شهر چه خواهند کرد اگر کار مثبتی در این زمینه انجام شد که قطعا باید تقدیر شوند اگر کار مثبتی انجام نشد و بی توجهی به مردم و ظرفیت های بی اندازه شهر شد آن هنگام مردم خود قضاوت خواهند کرد که چه کارها می شد بشود و نشد صرفا برای عدم هماهنگی بین دستگاه ها و نهادها. من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود.

یک نمونه اش بسته بودن در چندین سالن به اصطلاح تاترمرکزی شهر رشت که به سختی و با بودجه و سرمایه این ملت ساخته شده و کلیدش را دادند در دست مدیر کل ارشاد گیلان و ایشان هم همانند دیگر کلید دار فقط قفل کرد و کلید را در جیبش گذاشت.بودجه ای که صرف آن سالن ها شده برای آن بوده که سالن ها فعال باشند و درآمد زا شوند و بتوانند مبالغی را سالیانه به خزانه بازگردانند. همین حالا کافیست که این مانع برداشته شود هستند هنرمندان و دغدغه داران فرهنگی رشت که با بودجه شخصی خودشان آن سالن ها را شبانه روز فعال نگه دارند.

باز هم ارجاع می دهم به تجربه ی مدیریت فرهنگی و هنری بیست ساله در فضای دانشگاهی, سال 80 من سالنی را در دانشگاه به عنوان مدیر تحویل گرفتم که حتی مدیر قبلی کلیدش را هم نمی داد و رفته بود برای ادامه تحصیل به انگلستان و ما مجبور شدیم قفل را بشکنیم و سالن را احیا کنیم خرابه ای بود و من با دست خالی و فقط به پشتوانه جوانان و دانشجویان و گروههای موسیقی جوان کاری کردم که از شش ماه بعد از شروع به کار من, تاپایان مدیریت پنج ساله حتی صبحها هم برنامه داشتیم . اعتبار سالن تا حدی افزایش یافته بود که بزرگان موسیقی ایران آنجا برنامه اجرا می کردند.

هرگز از یادم نمی رود که تالار فارابی دانشگاه هنر از افتخارات محسوب می شد تا جایی که یکی از روسای سابق دانشگاه که انسانی به غایت فرهنگی و اهل ادب بود هرگاه مرا می دید می گفت نمی دانم چرا شما می بینم یاد فارابی می افتم یاد رودکی نمی افتم. استعاره ای بود به تالار فارابی دانشگاه هنر و رودکی در تالار وحدت.