گیل خبر/مژگان شفاعتی

گزارشگر تلویزیون به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی،در خیابان، جلوی تعدادی رهگذر را می گیرد و از آنها چند سوال در مورد کتاب می پرسد:
آیا هر روز کتاب می خوانید؟!.
چه کتاب هایی می خوانید؟!.
آیا قیمت کتاب ها مناسب است ؟!.
و ...
اما برنامه های شبکه های تلویزیونی به همین مرحله ختم نمی شود.
چند میز گرد چند ساعته، با همراهی مسوولان فرهنگی کشور، برای عنوان کردن مشکلات ناشران کتاب و نحوه عرضه در بازار، یارانه کاغذ و ... هم ترتیب داده و به این شکل، دِین خود را در عرصه فرهنگی کشور، ادا می کنند و تمام.
اما مشکل اینجاست که اکثر مسوولان این کشور " لقلقه زبانی فرهنگی" دارند نه " دغدغه عملی فرهنگی"!.
احوال این روزهای کتاب ، ناشران و خریدارن کتاب، خود گویای حول حالنای عجیبی است که نیار به یه یک " هول و تکان" جانانه دارد.
البته مسوولان کشورمان همیشه به دنبال راهی برای دور زدن مشکلات کشور بوده وهستند و این رویه مخصوص یک دولت خاص نبوده و نیست و متاسفانه عرصه فرهنگی کشور از این عصای معجزه گر همیشگی شان، بی بهره نبوده است.
این روزها تا می آیی از آقا و خانم مسوول، سوال کنی که چرا فلان مشکل همچنان جا خوش کرده و میلی به بستن چمدان و پیوستن به پروژه های تمام شده و اجرایی ندارد، جواب می شنوی: کرونا همه جهان را مختل کرده و ما هم کشوری از کشوری جهان هستیم!.
و این چنین است که مشکلات این کشور به ویژه در عرصه فرهنگی، تمامی ندارد.
پای درد دلِ ناشران کتاب که می نشینی، البته؛ ویروس کرونا را در کسادی بازارشان دخیل می دانند ولی؛ نداشتن دغدغه فرهنگی مسوولان،بیشتر آتش بر دل شان زده و می زند.
از یک طرف دولت، درِ کرم یارانه کاغذ را بر روی عده ای کامل، باز و عده ای دیگر نیمه، باز کرده است و از طرف دیگر،غول گرانی بدش نیامده که سری به بازار سلفون، چسب، مقوا و دیگراقلام که برای چاپ کتاب لازم است، بزند، تا همچون عرصه های دیگر، گرد و خاکی به پا کرده و خودی نشان دهد.
البته از خدا که پنهان نیست از شما هم نباشد، مدت های مدیدی است، تعدادی از چاپخانه داران کاسه چه کنم چه کنم به دست گرفته و پشت در اتاق مسوول فرهنگی استان شان نشسته و منتظر نوبت دهی برای طرح و بیان مشکلات شان هستند و اگر چنانچه نذرهایشان به درگاه الهی مقبول شود، می توانند وارد اتاق فرد مورد نظر شده و با حال زار ترِ پیش از رفتن، از اتاق خارج شوند. چرا که مثل همیشه وعده شنیده اند ، در آینده نزدیک به دادشان خواهند رسید.
آنچنان که خود چاپخانه داران می گویند: افزایش چند برابری قیمت مواد اولیه چاپ، نوسانات بازار ارز، حذف کاغذ رایانه‌ای، گسترش فضای مجازی ، کاهش چاپ کتاب و محصولات فرهنگی ، خسارات ناشی از شیوع بیماری کرونا ، تعطیلی مراکز آموزشی، واحدهای صنفی و مراسم عروسی و جشن، کمر چاپخانه داران را شکسته و تمامی سفارشات چاپخانه‌ها را به چاپ چند اطلاعیه ترحیم،محدود کرده است.
در حال حاضر کتاب درسی و کمک درسی، بازار پر رونقی دارد که آن هم بر اساس بسیاری از شرایط و ضوابط به تعداد محدودی ازچاپخانه داران اختصاص می یابد.
علاوه بر مشکلات مذکور، قیمت بالای کاغذ، بالا بودن اجاره فروشگاه‌ها، مالیات، عوارض شهرداری، پول برق و آب و گاز و... همه و همه دست به دست هم داده تا قیمت تمام شده کتاب، مردمک چشم کتابخوانان و خریداران آن را از تعجب، گردتر و گشادتر کند.
القصه، نامهربانی و خلف وعده ها، باعث اذیت و آزارِ یار مهربان شده و فقط در مناسبت هایی خاص و برای خالی نبودن متن سخنرانی مسوولان در هفته کتاب و کتابخوانی، نام و نشانی می توان از آن جُست.
برای مسوولان نرخ به روز بخور کشورمان، اگر "کتاب" بوی "کباب" ندهد، مفتش هم ارزان است. زیرا باید طبق محاسبات چند گانه شان، دخل و خرج چاپ و نشر کتاب، روزنامه، مجله و ... به نفع شان باشد، تا به خودشان تکانی دهند برای رفع مشکلات کتاب ،کتابفروشی ها و کتابخوانی. اگر نه اینکه تعدادی آمارو اعداد و ارقام بی جان را به زور کنار هم ردیف کردن، برای بالا بردن سرانه مطالعه در کشور، کاری ندارد.
البته کاهش آمارخرید کتاب،ریشه درمشکلات اقتصادی، تورم و گرانی های باور نکردنی دارد و باعث شده که به ناچار، از سبد خرید اکثر خانواده ها، حذف شود.