دغدغه های فرهنگی(12)؛افشین جعفری خواه
۱۴۰۰/۰۷/۲۰ چاپ

گیل خبر/ در پی فراخوان پایگاه خبری تحلیلی گیل خبر به منظور طرح مباحث حرفه‌ای و بیان چالش‌ها و مشکلات حوزه فرهنگ و هنر و همچنین ایجاد گفتمان توسعه فرهنگی توسط متخصصین امر در استان گیلان، از این پس ذیل عنوان "دغدغه‌های فرهنگی" شاهد مقالات، نقطه نظرات، نقدها و یادداشت های هنرمندان و فعالان فرهنگی خواهیم بود.

در دوازدهمین شماره از سلسله مطالب "دغدغه‌های فرهنگی"، یادداشت افشین جعفری خواه، مدرس بازیگر و کارگردان تئاتر را میخوانیم:


انتخابات زدگی, رای زدگی, عوام فریبی, وعده های پوچ,همه و همه معضلاتی است که باید هرچه زودتر راه حلی برایشان پیدا شود.

شوراهای شهر یا همان مجلس های محلی جایی برای وعده های چنین و چنان نیست, جایی برای دعواهای جناحی بر سر انتخاب شهردار نیست, جایی برای سهم خواهی حتی از نوع مثبتش که محال است, نیست. شورا جایی است که تجمیع کننده افکار و اندیشه های نخبگان محلی است برای ایده پردازی و یافتن راه حل هایی برای بهبود وضعیت مردم و هویت و شخصیت دادن بیشتر به شهر.

رشت شهریست که در بین شهرهای ایران شهرتر است. هویت و شخصیت خاص خودش را دارد که البته ترکیبی از اقلیم و آب و هوا, مردم و سبک زندگیشان و تاریخ، این شخصیت را به این شهر بخشیده.

این شهر پتانسیلی دارد که فقط باید با ایده پردازی و نگاه علمی قرن بیست و یکمی اداره شود. رشت هرگز واکنشگر نبوده بلکه کنشگر بوده, وقتی میگوییم رشت اولین در فلان و بهمان و .....بوده یعنی کنشگر است نه واکنشگر. یعنی خودش راهبرد دارد, نمی شود برایش تصمیم گرفت, دستور پذیر نیست.

خیلی دلم می خواهد نظر مسئولین شهر و استان را درباره رشت بدانم که چقدر این شهر جادویی را می شناسند؟ آیا می دانند که رودخانه در تمام دنیا بزرگترین ثروتی است که یک شهر دارد؟ آیا می دانند مردمانی که شهری و تمدنی را در کنار رودخانه و آب بنا می کنند چقدر هوشمندی به خرج دادند؟ آیا می دانند که قیمت املاک یک شهر بسته به آب و هوا و داشته های طبیعی است نه درختان و گلهای مصنوعی شرم آور با نورهای زشت و زننده؟

اگر رشت را می شناختند می دانستند که زرجوب و گوهررود در واژه به چه معنا است. خوب می دانم که پاسخ مسئولین این است این معضل ملی است و باید از بودجه های کشوری و ملی برای این مهم تخصیص داده شود. آیا در گذشته مردم رشت منتظر می ماندند که از مرکز بودجه بیاید؟

یقین دارم که با فراخوان مردمی نه تنها از رشت و گیلان بلکه جوانان و دوستداران محیط زیست از سراسر ایران برای پاک سازی این دو رودخانه بسیج خواهند شد. حال چرا این اتفاق نمی افتد؟ آیا تاکنون به ذهن کسی خطور نکرده؟ آیا اعضای شورای شهر بر سر انتخاب شهردار شبانه روز وقت می گذرانند و هنوز نوبت به این موضوع نرسیده؟ آیا چون مسئولین غیر بومی هستند نمی دانند که رشت دو رودخانه دارد؟ و هزاران آیای دیگر.....

خیر هیچکدام نیست بلکه گاو شیرده را نباید کشت و نباید فروخت و فقط باید شیرش را دوشید و حتی نباید خوراک خوب برایش فراهم کرد چون شیر دهی که برقرار است همین قدر کافیست!!!!!

اگر روزی نامزدهای انتخاباتی مجلس و یا شورا و .... وعده دادند که ما چنین و چنان می کنیم دور از انتظار نیست حتی اگر بگویند که ما زرجوب و گوهررود را آسفالت می کنیم, مثل کسی که وعده داده بود خلیج فارس را آسفالت می کند, بالاخره آسفالت پیمانکار می خواهد فلان و بهمان می خواهد و ...

گاهی هیچ کار نباید کرد بگذاریم مردم با خرد جمعیشان بهتر کار کنند اما احساس خدمتگذاری و مسئولیت بر دوش تنها عده ای سنگینی می کند و با وعده و لبخند و عکسهای قشنگ قشنگ پا به میدان میگذارند و در میدان می خواهند بمانند چون فکر می کنند بعد از این میدان نوبت میدان گازی و نفتی و.... خواهد رسید تا به آنجا هم خدمت رسانی کنند.

برای همین است که عده ای که حتی تجربه زندگی و حضور در شهر و به ویژه شهر رشت را ندارند حالا بار سنگین مسئولیت را بر دوش نهادند بی آنکه بدانند در گذشته رشت چه بوده و اغلب حرفها و ژست ها, پیش درآمدی شده برای عرصه های کلان خدمت.