گیل خبر/ رضا حقی

طی چند سال گذشته یک اتفاق مبارکی در رشت افتاد، اجرای نمایش‌های مذهبی خیابانی از سال ۹۴.

در آن سال محمد تجدد به من گفت بیاییم تا در ایام تاسوعا و عاشورا نمایش خیابانی اجرا کنیم؛ یک کار دلی، همه بازیگران و هنرمندان و عوامل، داوطلبانه بدون این که دستمزدی بگیرند این کار را انجام دهیم. میماند لباس و وسایل صحنه و دکور، که باید فکری برای آن بکنیم.

قبول کردم و گفتم ببین میتوانی چند داوطلب پیدا کنی، بقیه اش را یه کاری میکنیم.

خبر به گوش بچه های تئاتر رسید . هومن میرمعنوی و حمید علیزاده نیز پیشنهاد مشابهی دادند. گفتند سه تا نمایش جدا کار کنیم داوطلب زیاد داریم.

اجرای نمایش خیابانی در ایام تاسوعا و عاشورا بدون گرفتن دستمزد طرح خیلی خوبی بود. موضوع را به آقای قانع مدیر وقت سازمان فرهنگی شهرداری گفتم. گفت بودجه نداریم.

گفتم: حدود ۷۰ نفر از هنرمندان تئاتر این شهر جمع شده اند بدون گرفتن دستمزد این نمایش ها را اجرا کنند اگر هر کدام اینها بخواهند دستمزد بگیرند می دانی چقدر می‌شود؟

در بین این هنرمندان افراد حرفه ای بسیاری هستند که برای بازی در یک سکانس از فیلم و یا بازی در یک نمایش دستمزدهای میلیونی می‌گیرند افرادی مثل مجید پتکی، مهدی یوسفی زاده، وحید محبوب بشری، اسحاق مجیدی ،اسماعیل حاجتی، مهرداد آبسالان، امیر میر خوشحال، ایلیا نیکنام ،محمد گودرزی ،هادی اذرنگ حسین گلی، شهرام محمدی ،هومن میرمعنوی ،حمید علیزاده، آرام تجدد، نسترن بشردوست، سیده هانیه هجرتی، نگار خلاق ،راحله رحیمی ،محمدرضا ترمه ،عارف روستا ، مرحوم اکبر محبوبی فر، محمد حاجتی،رضا عباسی،فرشاد مقصودی ، محمد رسائلی ، مسلم خردمند و خیلی های دیگر شما به عنوان سازمان متولی فقط هزینه اجاره لباس و وسایل صحنه و دکور را تهیه کنید.

گفت فعلا پولی نداریم، ولی هر جور شده کار را انجام بدهید، لباس و وسایل صحنه را با اعتبار خودتان تهیه کنید تا دو ماه دیگر پول آن ها را می دهیم و ما شروع کردیم.

۳ نمایش توسط سه گروه به کارگردانی محمد تجدد، هومن میرمعنوی و حمیدرضا علیزاده این اولین بار بود که نمایش مذهبی خیابانی با حضور خانم ها در سطح شهر اجرا می‌شد .برای اجرای اولین نمایش متولیان هیئتی که در میدان شهرداری بودند سیستم صوتی خودشان را در اختیارمان نگذاشتند.

وقتی از آنها علت را پرسیدم گفتند شما می‌خواهید وسط ظهر تاسوعا این همه بازیگر زن را بگذارید در خیابان نمایش بازی کند مگر میشود؟! گفتم برادر من ،ما که این کار را شروع نکردیم، خود امام حسین ۱۴۰۰ سال پیش این کار را انجام داده و با خانواده‌اش در تاسوعا عاشورا حضور داشته ما فقط این واقعه را بازسازی می کنیم مگر می‌توانیم این بخش را حذف کنیم؟ مگر آتش زدن خیمه ها و اسیری زنان و کودکان را می توانیم نشان ندهیم؟ مگر می توانیم حضرت زینب را نشان ندهیم؟ مگر اعتقادی به این جمله نداری که _کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود_ خلاصه بعد از کلی حرف زدن و وساطت رییس سازمان فرهنگی شهرداری ،سیستم صوتی را در اختیار ما گذاشتند ولی وقتی نتیجه کار را دیدند که چنان جمعیتی برای دیدن نمایش از هر طرف در میدان شهرداری جمع شده اند که تا ان موقع سابقه نداشت ، خیلی تعجب کردند در پایان نمایش به مجری گفتم از مردم بخواهد که همه بیایند تادر کنار هنرمندان عزاداری کنیم، همه مردم در میدان شهرداری به صورت خانوادگی در کنار هم و در کنار هنرمندان یعنی بازیگران شمر و یزید و امام حسین و حضرت عباس و حضرت زینب و سکینه و رقیه با لباس نمایشیشان ،که در انجا حضور داشتند همه با هم سینه می‌زدند دیگر کسی تذکر نمی‌داد _خانم ها جدا آقایان جدا_ بلند تر جواب بدین _این همه جمعیت و این صدای ضعیف_ _چرا شل سینه میزنی_

فقط اشک بود و صدای سینه زدن ،خلاصه کار به جایی رسید که مداح هیئت و مدیر سازمان، آقای قانع جداگانه مداحی کردند و مردم بارها بارها بازیگران را می بوسیدند و اشک می ریختند، این اتفاق مبارکی بود که مردمی که فقط برای دیدن آمده بودند در یک موقعیتی قرار گرفتند که از بسیاری از دسته جات و هیئت های مذهبی که جلسات مختلف تمرین می کنند تا با هم هماهنگ عزاداری کنند ، منسجم تر عمل کردند .

همان سال دوتا از گروه ها در کربلا نیز نمایششان را اجرا کردند و این مسئله باعث شد هر سال گروه های تئاتری زیادی از ایران در ایام اربعین در کربلا نمایش اجرا کنند.

آن سه نمایش تلفیقی از تئاتر و تعزیه بود. سال بعد تعداد اجراها در سطح شهر به ۲۰ اجرا توسط چهار گروه رسید . یک گروه دیگر اضافه شد. کار تلفیقی نقالی و تئاتر با حضور محمد رسائلی مهرداد آبسالان و مسلم خردمند.

سال دوم به گروه هومن میرمعنوی گفتم آهسته حرکت کنید تا مداحی هیئت تمام شود و ما بعد از اتمام مداحی نمایش را شروع کنیم. دیدم از دور بچه های هیئت سال گذشته که با آنها بحث و گفتگو داشتیم با عجله دارند به طرف ما می آیند گفتن چرا دیر کردید؟ زودتر بیاید ما الان یک ساعت است منتظر شماییم؟

گفتم خواستم مداحی شما تمام شود بعد بیاییم. گفت نه من الان به مداح می گویم تمام کند تا شما نمایش را اجرا کنید.

کل بعد از ظهر تا شب جایگاه در اختیار شماست تا هر چهار نمایش خود را حتماً یک بار هم در اینجا اجرا کنید و من هم تشکر کردم.سال نود و هفت به منظور استفاده از هنرمندان رشته های دیگر چندین جلسه در اموزشگاه های موسیقی و اموزشگاه نقاشی با حضور تعدادی از هنرمندان موسیقی،نقاشی،گرافیک،شاعر،فیلم ساز ، مداح و قاری قران برگزار کردیم.

هر هنرمند ایده خودش را با توجه به تخصص خودش ارائه مینمود و هنرمندان رشته های دیگر به فراخور توان اجرایی و تخصص خودشان آن ایده را تکمیل میکردند.

نتیجه جلسات ما آماده کردن متن ده نمایش تلفیقی بود. بعد از برگزاری جلسات مذکور و نهایی شدن ایده های اولیه جهت پیدا کردن بانی ، یعنی تهیه کننده، چند جلسه با هیئت های مذهبی گذاشتیم و توانستیم بخشی از هزینه های دکور لباس ، تهیه بوم نقاشی،رنگ و وسایل صحنه را از طریق آنان تهیه کنیم.

نمایش تلفیقی موسیقی سنتی،مقتل خوانی،نمایش فیلم،مداحی،و حرکات نمایشی را با اسم «روایت عشق» در میدان شهرداری ده شب اجرا کردیم .

چهار نمایش از ده نمایش آماده شده را تا سال نود و هشت اجرا کردیم بقیه نمایش ها به علت عدم تامین بودجه و پیدا کردن بانی و شیوع کرونا هنوز اجرا نشده است، چون بسیاری از هنرمندان اعتقاد داشتند که با نام سازمان یا اداره خاص این کار را انجام ندهیم به شکل مردمی و سنتی یعنی پیدا کردن بانی این کار را ادامه دهیم در آن صورت ماندگاری وتاثیر بهتری دارد و از حواشی مرسوم هم دور هستیم .

این حرکت تا شروع کرونا و محدودیت های قانونی ادامه داشت هنرمندانی که برای دل خود کار می کنند مردمی که برای دل خود سینه می زنند و بخشی از هزینه های خرید لباس و شمشیر و پارچه و اسکلت خیمه ها و... را تامین می کننند بعضی از گروه های نمایشی بانی بیشتری پیدا کردند و تعداد اجراهایشان در سطح شهر خیلی بیشتر شده بود، بانی روضه های خانگی و روضه های داخل مساجد و هیات ، کم کم، بانی اجرای نمایش‌های مذهبی در سطح شهر نیز می شدند.

مردم شهر چیزی برای دیدن میخواهند و ما چیزی برای نشان دادن به آنها داریم.

دیده ام بسیاری از بازیگران حرفه ای را که قراردادشان را با تهیه‌کننده جوری تنظیم میکنند که این ایام را آزاد باشند تا این نمایش ها را اجرا کنند ،دیدم افرادی مثل مرتضی غلامی، علی کاظمی، مصطفی غلامی را که با هزینه شخصی خود وسایل گریم می آورند و طی چند ساعت مداوم چندین بازیگر را گریم میکنند. دیدم بچه های موسیقی مثل محمدرضا صفرپور، مرتضی یکرنگ ،محمدرضا ترمه،فرزانه مجریان،علی پسندیده ، محمود اقازاده ،که بسیاری از کلاسهای خود را در آموزشگاه های موسیقی تعطیل می‌کنند تا به تمرین این نمایش ها برسند ،دیدم مداحانی مثل حسین سربلند، حسین رضویان که هم اکنون عضو شورای شهر رشت است رایگان با این بچه ها نمایش را همراهی می کنند دیدم نقاشانی مثل بهرام توکلی همراه با دختر خود ثنم توکلی و همسرش به صورت خانوادگی همراه با بچه های موسیقی نمایش تلفیقی را یک هفته اجرا میکندو هر روز یک بوم بزرگ را نقاشی میکنند،دیدم بازیگران زیادی را مثل مرحوم اکبر محبوبی فر که کلی لباس و تجهیزات مثل شمشیر و سپر و کلاه خود را با هزینه شخصی خود تهیه کردند و به گروه ها هدیه دادند.

خانواده تئاتر رشت و بسیاری از هنرمندان موسیقی تجسمی و سینما و ادبیات این کار را نه با دستور یا بخشنامه انجام دادند و نه با گرفتن دستمزد. هنرمندان تئاتر شروع کننده این حرکت بودند ولی بسیاری از هنرمندان رشته های دیگر منتظر فراهم کردن بستر مناسب توسط نهادهای فرهنگی هنری،و هیئت های مذهبی هستند تا آنان نیز حضور موثرتری در این ایام داشته باشند تا رشت تبدیل به شهری شود که عزاداری خاص خودش را دارد و مثل شهرهای دیگر نیست استفاده از ابزار هنری برای انتقال مفاهیم عاشورا تاثیر گذار تر، زیباتر، منحصر به فرد و محتوا ساز است جمله ای را چهل سال پیش امام خمینی گفت که _تاثیر یک تئاتر خوب بیشتر از چهل منبر است_ ادارات دولتی و سازمانهای فرهنگی هیچ قدمی برای عملی کردن این صحبت بر نداشتند . چطور باید مسئولین فرهنگی هنری مان را متقاعد کنیم که این جمله را عملیاتی کنند. تا کربلا در خیابانهای رشت بیشتر و بهتر دیده شود.