دغدغه های فرهنگی (2)؛ سیاوش ذوالفقارپور
۱۴۰۰/۰۴/۲۹ چاپ

گیل خبر/ در پی فراخوان پایگاه خبری تحلیلی گیل خبر به منظور طرح مباحث حرفه‌ای و بیان چالش‌ها و مشکلات حوزه فرهنگ و هنر و همچنین ایجاد گفتمان توسعه فرهنگی توسط متخصصین امر در استان گیلان، از این پس ذیل عنوان "دغدغه‌های فرهنگی" شاهد مقالات، نقطه نظرات، نقدها و یادداشت های هنرمندان و فعالان فرهنگی خواهیم بود.

در دومین شماره از سلسله مطالب "دغدغه‌های فرهنگی"، یادداشت سیاوش ذوالفقارپور، مشاور هنری اولین مدیرعامل سازمان زیباسازی شهر رشت، مجسمه ساز و نقاش را میخوانیم:

کسی که امید دارد

فقیر نیست ...

همیشه چیزی دارد        

               رسول یونان

باز انتخابات و باز تغییرات ریز و درشت در حوزه ی مدیریت ها، اگر امیدوار باشیم همچمون همیشه که بوده ایم، مخصوصا در دور جدید یکسان سازی ارکان حاکمی ، این نوید که گاهی همگرا بودن مدیران اجرایی اگر همراه با طرح و برنامه مدون باشد میتواند ثمرات خوبی در پی داشته باشد.

با این امیدواری قصد داریم ببینیم اساسا کارنامه نهاد شوراها خصوصا شورای رشت چقدر موفق بوده است و در حوزه مطالبه‌گری اصحاب هنر چقدر مفید واقع شده اند و به چه میزان شهرداری رشت بعنوان کلانشهر و شهرستان مرکز استان گیلان که همواره مردمانش به فرهنگ دوستی و هنر پروری شهره همگان هستند، موفق عمل کرده کدام طرح و برنامه ی در شاَن مردمان این دیار را ساماندهی نموده است.

وقتی از دید یک بازدید کننده و توریسم(حتی داخلی) به شهر رشت ورود می کنیم به جز موزه روستایی که در بیرون شهر وجود دارد و تا حدودی پیاده راه فرهنگی با ده ها مشکل طراحی و اجرایی و شاید یکی دو بنای شخصی و بازمانده از گذشته ( قاجار یا پهلوی) آیا دیگر مکان و فضایی در خور آوازه ی این شهر وجود دارد؟

آیا در حوزه شهرسازی یا زیباسازی شهری اثر فاخر و در حد استانداردهای موجود در همین مملکت که در سایر شهرهای کشور موجود است در این شهر سراغی می توان گرفت ؟

در حوزه ی هنرهای تجسمی  (مجسمه سازی و نقاشی) حرکت در خوری داشته ایم؟  البته اگر سیاه و سفید و صفر و صدی نبینیم قطعا با کمک و همراهی هنرمندان شهرمان که با تلاش و پیگیری های مجدانه خود و مجاب کردن مسئولین شهری هر از گاهی اتفاقاتی رقم خورده ولی آیا همان اتفاقات ادامه دار بوده اند و هنرمندانی که پای کار بودند را با تشویق و همراهی امیدوار به پیشبرد اهداف عالی تر  کرده ایم ؟ واقعیت این است که نه کارنامه موفقی نداشته ایم!!!!

آیا در جهت برند سازی شهر رشت از ظرفیت های فوق العاده ی هنرمندان مهاجرت کرده استان به مرکز که تعداد کثیری صاحب نام و صاحب سبک در ایران هستند سودی برده ابم و از ایشان دعوت به همکاری نموده ابم؟

آیا به طور مثال: هر ساله صدها درخت که بدلایل مختلف، برف و باران و طوفان های پاییزی شکسته می شوند و به ناچار بریده شده و در بخش انبار سازمان سیما منظر و فضای سبز شهری رشت واقع در خیابان پرستار که قابل رویت و تامل است دپو می شوند، شایسته نیست  جهت برگزاری سمپوزیوم دوسالانه مجسمه های درختی که میتواند شهر رشت را  سرآمد کرده و در پی  اجرایی نمودن این ایده در سالهای بعد تر سمپوزیوم های بین المللی را برنامه ریزی کنیم  گامی برداشته ایم ؟

آیا اساسا شوراهای قبلی ضرورت و اهمیت به مشارکت گرفتن هنرمندان رشتوند، در جهت زیباسازی شهری رشت را بدرستی درک نموده اند ؟!!

آیا مصوبات موجود در شورای اسلامی  شهر رشت که  خود تصویب نموده اند  !! همچون تبدیل شدن شهر رشت به عنوان پایتخت نقاشی ایران ( بدلیل انبوهی از اساتید هنرهای تجسمی کشور که از این استان و شهر  تقدیم کشور شده اند ) با بی توجهی و سهل انگاری به فراموشی نسپرده اند ؟!!

آیا زمان آن فرا نرسیده شهر رشت که همواره در بسیاری از تازه ها از جمله اولین مدرسه، اولین بازیگران تئاتر ، اولین تاکسی شهری  و اولین های فراوان دیگر در گذشته سرآمد و مثال زدنی بود را احیا کنیم ؟

آیا امروز برای ما موجب سرشکستگی نیست که در اکثر شهرهای ایران سمپوزیوم های مجسمه های شهری در سطح کشوری برگزار نموده اند ولی شهرداری رشت یک سمپوزیوم در خور برگزار ننموده است ؟!!

آیا زمان آن فرا نرسیده که شورای اسلامی شهر رشت به این جمع بندی برسد که کارگروه های مختلف متشکل از هنرمندان حوزه های مختلف مثلا در سازمان زیباسازی تشکیل گردد و شهردار و مسئولین زیر مجموعه را مجاب به اجرایی کردن مصوبات کارگروه های مذکور نمایند تا شاهد این بی نظمی، برخورد سلیقه ای، باند بازی و.....در انتخاب مجسمه های شهری و نقاشی شهری و کلیه امور مربوط به زیبایی سازی شهری بدین منوال که تاکنون بوده ایم نباشیم.

حرف و سخن بسیار است ولیکن امیدواریم شورای اسلامی جدید شهر رشت  با توجه به ظرفیت های موجود شهری و نیروهای متخصص بومی موفق به پیشبرد اهداف عالی خود گردند و از مشاوره گرفتن از متخصصین در حوزه های مختلف بی بهره نماند.