گیل خبر/محمد صالح زاده

در نظر بگیریم که از سطح زمین فاصله گرفته ایم ، و از بالای شهر به شهر نگاه میکنیم! چه می بینیم؟ شکل های اصلی که با فاصله گرفتنمان از سطح زمین میبینیم به طور کلی به ۳ بخش تقسیم‌میشوند که پس از فاصله از سطح زمین ۳ قسمت اصلی در دید اول به چشم می آیند؛ پهنه هایی که با رنگ های مختلف که هرکدام شان نشان از یک کاربری اصلی شهر دارند ، در دید اول این پهنه های اصلی شهر را پس از فاصله گرفتن از زمین میبینیم.
اما در میان این پهنه های کاربری های مختلف شهر ، نقطه های کوچک و بزرگی که گویا میادین شهر هستند ، خطهایی که پیچ در پیچ مثل رگ های شریانی داخل بدن از دل این پهنه های شهری عبور میکنند که بزرگراه ها ، خیابان ها و کوچه ها را شامل می شوند.
در همه شهرهای دنیا بنا به طراحی و برنامه ریزی شهری صورت گرفته میتوان حتی با جست و جوی ساده ای در گوگل با رجوع به عکسهای هوایی شهرهای مختلف به این خطها و نقطه ها رسید ، که هرکدام نشانه ای از پهنه های تشکیل دهنده شهر هستند.
توسط عکس های هوایی که از شهرها گرفته اند ، با نگاهی جزئی میتوان به یک نمای کلی از آن شهر رسید. میتوانیم با استفاده از این عکس‌ها، مطالعات میدانی و تحلیل اطلاعات، دقیق‌تر به مطالعه شهر و اجزای مختلف آن پرداخت.
شاید بارها نگاهمان به تصاویری برخورده که در واقع دو عکس هوایی در دو بازه زمانی از یک شهر یا یک محدوده از یک شهر را به تصویر کشیده اند ، با مقایسه دو تصویر میتوان به تغییراتی در دو زمان مختلف از یک شهر رسید که در تصویرها کاملا واضح است. به عنوان مثال: شهر "ریو دو ژانیرو" در برزیل در دو بازه زمانی مختلف توسط عکاسی ثبت شده ، که کامل تغییرات مهم شهری را میتوان دید.
یا عکس معروف از صحرای امارات(دبی) که حدود ۳۰ سال پیش عکاسی ثبت کرده که شکل و بافت صحرا گونه دارد ، و بعد دو دهه و نیم آن صحرای خالی  تبدیل به غول های آسمانخراشی شده اند.
یا اگر به تهران در طی چند دهه اخیر نگاه کنیم ، تغییرات گسترده ای در بافت و شاکله شهری پایتخت صورت گرفته و رشد قابل توجهی از نظر کالبدی داشته است. در واقع میتوان گفت در این شهرها در دو بازه زمانی مختلف نظام پهنه بندی در آنها صورت گرفته است.
پهنه‌بندی در واقع دسته بندی اراضی شهری  بر اساس کاربری به منظور جلوگیری از تداخل کارکردها و بالا بردن کارایی محیط شهری است که توسط وزارت مسکن و شهرسازی انجام شده است. به طور کلی هر شهر به چند منطقه اصلی شامل ؛ مسکونی ، صنعتی ، تجاری، خدماتی و تفریحی تقسیم میشود که از دل این کاربری ها در شهرسازی جدید ، کاربری های دیگری ظهور نموده اند.
منطقه بندی و ضوابط آن در سال ۱۹۱۶ در شهر نیویورک به اجرا گذاشته شد که در سال ۱۹۲۵ در ایالات متحده به تصویب رسید. که به عنوان یک ابزار اجرایی طرح های جامع شهری در شهرسازی جهان رواج پیدا کرد.
پهنه بندی در واقع سند اصلی هدایت و کنترل تحولات کالبدی در شهر و نظارت بر ساخت و ساز در عرصه های شهری به منظور جلوگیری از تداخل غیر ضروری و نامناسب کاربری ها و ارتقا کیفیت و کارایی محیط شهری است.
بر مبنای اصول و نقشه پهنه بندی طرح جامع برای شهر، نقشه های تفصیلی و ملاک عمل شهر، برای پاسخگویی به مالکین و هرگونه تقاضای ساخت و ساز، با تراکم های ساختمانی مجاز، چگونگی ساخت و ساز و ضوابط دسترسی و تعیین کاربری های مجاز و قابل استقرار، براساس و منطبق با این طرح و اسناد آن، به شرح صفحات سند اصلی تهیه و تدقیق شده و به تصویب کمیسیون ماده (۵) خواهد رسید.
منطقه بندی انواع و اقسام مختلفی در شهرها بنا به ضوابط و مقررات دارد، منطقه بندی کاربری زمین؛ مشخصات اجرایی کاربری زمین و طرح جامع را تعیین میکند. جز متدوال ترین نوع منطقه بندی در شهرسازی ایران است که شهرها را به ۴ زونینگ مسکونی ، صنعتی ، تجاری و تفریحی  تقسیم میکند.
منطقه بندی تراکمی؛  براساس جمعیت،  شهر را منطقه بندی میکند ، منطقه بندی ارتفاعی ؛ براساس ارتفاع ساختمان ها شهر را منطقه بندی میکند ، هدف کلی این نوع منطقه بندی کنترل ارتفاع ساختمان ها است.
تا قبل از دهه ۸۰ در شهرسازی ایران پهنه بندی خاصی وجود نداشت ، که در نیمه دوم دهه ۸۰ با طرح جامعی نهایی شهرها از ابتدا با طرح جامع جدید پایتخت پهنه بندی در تهران شکل گرفت. تا قبل از آن هم از روش پارسل استفاده میشد.
با این حال پس از طرح نهایی جامع شهری و تفصیلی هم بلکه در پایتخت و شهرهای دیگر پهنه بندی همان زون های اصلی شکل گرفت اما با این حال باز فرایند پهنه بندی در ایران کاملا متفاوت از اصول اصلی پهنه بندی شهرسازی است و هیچ ارتباطی با ساختارهای اجتماعی و فرهنگی در شهرهایمان ندارد. بطور کلی میتوان گفت؛ متولیان طرح های جامع شهری نتوانسته اهداف ارائه دهندگان را پیاده کنند.
در این صورت پهنه بندی های شهرسازی ایران دستخوش تغییراتی شده اند ، همانطور که میبینیم در بسیاری از شهرها زون های حفاظت و فضای سبز به راحتی بدون در نظر گرفتن طرح های جامع شهری تغییر کاربری های اساسی در آنها صورت میگیرد ، این امر از "زون" های تهران آغاز که هم اکنون به شهرهای دیگر رسیده است.
پهنه بندی در شهرسازی جهان هم دارای نقدهای بسیاری است ، حتا در امریکا پس از گذشت سالها نظام پهنه بندی دارای منتقدینی است که هرکدام نقدهایی به پهنه بندی وارد
می نمایند. اما در شهرسازی دیگر کشورهای جهان پس از گذشت سالهای زیادی از به اجرا در آمدن های اولیه آن توانسته اند ، اشکالات آن را برطرف نمایند.
ولی متاسفانه بنا به بازه زمانی پهنه بندی در شهرسازی ایران از دهه ۸۰ تا به امروز ، که تقریبا بالغ بر ۲۰ سال گذشته است ، اما باز زمان کمتری نسبت به پهنه بندی در شهرسازی جهان است ، چون سیر تاریخی از پهنه بندی در ایران طی نشده است و بسیاری اشکالات آن تازه نمایان شده است‌.
نکته جالب در پهنه بندی شهرسازی ایران این است که بدلیل عدم تدوین مقررات منطقه بندی برای غالب شهرهای بزرگ،در حال حاضر در اکثر شهرها ، یک جدول از طرف شهرداری ارائه میشود که در آنها بیشتر عرض گذرها جهت تعیین ارتفاع و تراکم ساختمان مدنظر قرار میگیرد که همان قسمت عمده از اهداف منطقه بندی است. با این اوصاف سوال از شهرداری های کشور این است که مگر میشود عرض گذر فقط تعیین کننده تراکم و ارتفاع باشد؟
هدف کلی شهرسازی جهان بر اساس زونینگ تعریف شده؛ جداسازی کاربری های ناسازگار از یکدیگر است ، تامین فضا و امکانات کافی برای انواع کاربری ها و تامین تاسیسات عمومی به منظور آسایش ، بهداشت ، امنیت و بهزیستی جامعه شهری است.
در واقع علم شهرسازی اگر براساس ضوابط و مقررات منطقه بندی پیش برود ، یکی از مزیت های پهنه بندی در شهرها این است که کاربری های ناسازگار از یکدیگر جدا
می شوند و از تداخل فعالیت های آنها جلوگیری میشود ، به عنوان مثال مناطق صنعتی از مسکونی جدا میشوند تا منطقه مسکونی از خطرات دود ، گاز و سر و صدای صنایع در امان باشد‌.
تجارب پژوهشی نگارنده ثابت میکند که پهنه بندی در شهرسازی جهان با همه انتقادات وارده بسیار اثر بخش تر از منطقه بندی یا زونینگی که در دهه ۸۰ در شهرهای کشور بالخصوص تهران پیاده شده است.
در شهرسازی جهان بالخصوص آمریکا که منشا و مبدا بوده برای کنترل نظام کاربری اراضی و کنترل فرم شهر از منطقه بندی سنتی فاصله گرفته و به سمت اجرای نظام کدهای فرم مبنا حرکت میکنند.
رضا بصیری (کارشناس طراحی شهری) به نکته ی خوبی اشاره داشته است: یکی از تناقضات اصلی طرح جامع شهر تهران در نظام پهنه‌بندی موجود خود را نشان داده است. در نظام جمعیت پذیری در راهبردهای طرح جامع، رقمی در حدود نه تا ۱۰ میلیون نفر برای افق طرح جامع شهر تهران پیش بینی شده است اما نظام پهنه‌بندی شهر تهران رقمی بالای ۲۰ میلیون نفر را برای آینده شهر تهران نشان می‌دهد. این تعارض میان راهبردها و نوع پهنه‌بندی از نکات قابل توجه طرح جامع است. زمانی که طرح تفصیلی با هدف تقطیع نظام پهنه‌بندی طرح جامع تهیه شد حدوداً ۲۰ تا ۳۰ درصد تغییر ایجاد کرد به نحوی که محدوده قانونی شهر تهران نیز پهنه‌بندی و دستخوش تغییراتی شد. آن چیزی که در افق طرح در نظر گرفته شده بود خودبخود دستخوش تغییر شد و نبود هماهنگی و سازگاری میان طرح جامع و طرح تفصیلی در حوزه پهنه‌بندی مشکل‌ساز شده است.)
در واقع مشکل اصلی که در شهرسازی کشور به وضوح دیده میشود ؛ بخش بازه زمانی کوتاهی است که از دهه ۸۰ آغاز گردید ، و دوره تاریخی مثل آمریکا و اروپا (آلمان) را طی ننموده که بتوان بر اساس نقاط قوت و ضعف زونینگ ، پیشروی فرم شهر و ازدیاد جمعیت به جمع بندی نهایی از پهنه بندی در شهرسازی ایران رسید ، عدم سازگاری میان طرح های جامع شهری و تفصیلی به دلیل اینکه متولیان طرح ها بدون در نظر گرفتن مطالعات فرهنگی و اجتماعی در شهرها با اکتفا به مطالعات کالبدی و نگاه کالبدی طرح جامع ارائه و پهنه بندی را اجرا نمودند.
یکی وجه دیگر از منطقه بندی با عدم ضوابط و مقررات صدمه ای جبران ناپذیری در شهرهای کشور که دارای بافت تاریخی هستند ، وارد نموده است. باید بدانیم که مدون نبودن این گونه ضوابط و مقررات ، باعث پیدایش رانت خواری و واسطه گری در امور شهرسازی نیز خواهد بود.
و در پایان نوع پهنه بندی هایی که در شهرداری های کشور اجرا میشود ، هیچ مساواتی با اصل ضوابط و مقررات ندارد ، و به طوری که شهرداری ها گویا در پاره ای از موارد میلی عمل می نمایند. مادام هم میبینیم که عرض گذرها را به عنوان عامل تعیین کننده تراکم و ارتفاع میدانند!

منابع : مبانی و اصول برنامه ریزی و طراحی شهری و روستایی ( مهندس عظیمی آقداش)