مرتضی بابایی فتلکی
۱۳۹۹/۱۰/۱۹ چاپ

گیل خبر/ مرتضی بابایی فتلکی*

*پژوهشگر مسائل اجتماعی

15دی ماه ۱۳۹۹ خبری در فضای مجازی از سوی موسسه خانه ایرانی لب خط منتشر شد مبنی بر خودکشی یک کودک کار.

کودکی که در چهارده سالگی هنگامی که احسان علیخانی از او پرسید چه آرزویی داری صراحتاً پاسخ داد: "آرزویی ندارم چون وقت نکردم به آن فکر کنم."

آن کودک ۱۴ ساله رضا نام داشت که در زمان خودکشی۲۰ساله بود. طبق برخی گفته ها رضا دو سالی بوده که ازدواج کرده است. حال دیگر رضا با ما نیست در آن زمان هم که در بین ما بود کسی بودنش را حس نمی کرد همچون مابقی کودکان کار. به قول صادق هدایت: تنها مرگ است که دروغ نمیگوید.

در مرگ او چند نکته مهم به چشم می آید.نخست آنکه علل افزایش خودکشی در بین کودکان چیست؟ سوال بعدی این است که چرا هیچ نهاد و مسئولی پاسخگوی همه گیری اقدام به خودکشی در قشر کودک و جوان نیست. نکته اساسی اینکه چرا هیچ گاه آدرس دقیق و معینی درباره کشف راه حل یک معضل از سوی مسئولان حوزه جوانان به رسانه‌ها و مردم داده نمی شود.حال قصد داریم خودکشی کودکان وعلل افزایش نرخ خودکشی در این قشر سنی را براساس پژوهش های انجام شده بررسی کنیم.

هشت عامل در خودکشی کودکان و جوانان بیشترین نقش را ایفا می کنند:(این عوامل فقط مختص به کودکان و جوانان نیست ولی با شرایط خاص سنی بیشترین تاثیر را داشته است.)

یک: افسردگی( اعتیاد_وراثت نیز دخیل می باشد)

دو: مشکلات اقتصادی

سه:مشکلات خانوادگی

چهار:محیط جغرافیایی(عوامل خارجی تاثیرگذار بر زندگی)

پنج:فقرهرفنگی

شش: بیکاری

هفت: ناامیدی و ترس از آینده

هشت: سبک‌زندگی اندوه بار جامعه

 

بیاییم از این منظر به آن هشت مورد نگاهی بیاندازیم،کودکی به مانند رضا یا اصلا کودکانی همچون او درگیر چند مورد از این هشت عامل اصلی بروز حس و جرات خودکشی در خودهستند.

بر اساس پژوهش‌های صورت گرفته آمار خودکشی کودکان و نوجوانان ۱۰ تا ۱۴ سال در ایران چند برابر استاندارد جهانی است. درگذشته سن خودکشی میانگین ۲۰ تا ۵۰ سال را نشان می داد اما با سخت تر شدن شرایط در کشور آمارهاحاکی از آن است که میانگین دیگر از آن ۲۰ سال سن حداقلی آغاز نمی شود بلکه میانگین حداقل سن خودکشی به ۱۴ سال رسیده یعنی مطمئناً در این خودکشی‌ها کودکان زیر ۱۴ سال نیز قرار داشته‌اند. افت میانگین سنی خودکشی نشان دهنده آغاز یک بحران بزرگ در نسل جوان ایران است.یکی دیگر از نشانه های هشدار در سطح جامعه بالا رفتن درصد کودکان مبتلا به اضطراب در شهرهای بزرگ و پرجمعیت ایران است به طور مثال حداقل ۵۰ درصد کودکان استان‌های اصفهان و تهران مضطرب هستند واین اضطراب و احساس ناامیدی خودمقدمه‌ای برای شروع یک فاجعه می باشد. دومین عامل در بحث خودکشی کودکان مشکلات اقتصادی است.اگر بخواهیم واقع بین باشیم در شرایط کنونی مشکل اقتصادی پتانسیل این را دارد که جایگاه نخست را از افسردگی برباید.تنگنای اقتصاد هر انسان بالغ و عاقلی را از پای در می آورد چه رسد به کودکی که از قوه تمیز تهی می باشد کودک سعی می کند آسان ترین راه را انتخاب کند و این ذات اوست. به شهرهای فقیر اگر توجه کنیم خواهیم دید نرخ خودکشی بیشتر از شهرهای متوازن در اقتصاد است کودکی چند ماه پیش به خاطر نداشتن تبلت و عدم توانایی شرکت در شاد به زندگی خود پایان می‌دهد علت را که جویاشوید متوجه خواهید شد خانواده در فقر مطلق به سر می برد و البته از پیش می شد چنین شکاف اجتماعی را پیش بینی کرد با تعطیلی مدارس و انتقال آن به تلفن همراه و تبلت ها ناگهان خانواده های تنگدست و محتاج دچار فشارشدیدعصبی و مالی شده‌اند که این برای کودک قابل هضم نیست. سومین دلیل عمده خودکشی در بین قشر کودک و جوان جو حاکم بر خانواده است. خانواده رکن اصلی تشکیل یک جامعه سالم و پویا می باشد حال فرض کنید خانواده‌ای پدر و مادر هر دو به افیون دچار یا اینکه اختلاف شدید اخلاقی وناهنجاری های رفتاری بین آنها نمایان است. عمومانوع تربیت فرزندان به این گونه است یا آش آنقدر شور است که خانواده با سخت گیری های بیجا و بیش از حد خود زمینه بروز فجایع ای همچون خودکشی و فرار را فراهم می‌آورند یا اینکه آنقدر بی نمک است که هیچگونه نظارت و پرس و جویی از احوالات و رفتار فرزند خود ندارند آمارها نشان می‌دهد ۴۵ درصد خودکشی‌ها در بین افرادی رخ داده است که یا درگیر اعتیاد بودند و یا مشکلات خانوادگی داشتند.

چهارمین دلیل در بروز و ایجاد سونامی خودکشی محیط جغرافیایی زندگی می باشد. رضای ۲۰ ساله در منطقه ای بزرگ شده بودکه مواد مخدر همچون نقل و نبات در کف کوچه و خیابان آماده عرضه بود او خود در برنامه ماه عسل چندین بار عنوان کرد که می‌خواهد از محل زندگی خود خلاص شود او در۱۴ سالگی خوب فهمیده بود در چه اقلیم وحشتناکی گذران عمر می‌کند در سال ۹۸ آماری تامل برانگیز منتشر شد مبنی بر اینکه ۷۳ درصد موارد اقدام به خودکشی در مناطق حاشیه نشین رخ می دهد. آمارهای غیررسمی عدد حداقلی ۲۰ درصد شروع افسردگی در جامعه را مطرح می کند که با یک حساب سرانگشتی از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران میتوان فهمید دست‌کم میلیون‌ها ایرانی درگیر بیماری های روانی هستند که یکی از عوامل تاثیرگذار بر افسردگی نیزمحیط زندگی می باشد. پنجمین دلیل فقر فرهنگی است که از منظر ضربه به افراد کمتر از فقر اقتصادی نیست.سید مهدی رحمتی و حنیف عمران زاده هنگامی که برای رضا و خانواده اش در محله ای جدید خانه ای رهن کردند یک سال بعد به دلیل شکایت اهالی محل از او و خانواده‌اش مجبور به ترک خانه شدند اما یک نکته مهم در این عمل وجود داشت.کودکی که سالیان سال آن همه در فشار و تنگدستی قرار داشت و اکنون از یک محله‌ای فقیرنشین به یک مرحله دیگر رفته این حس را در او تزریق کردند که الان موقع آن است که بیشتر بخواهی در صورتی که حقیقت زندگی او هیچ تغییری نکرده بود بلکه فقط حس خواسته های او بیشتر شد و این خود سرآغاز سرخوردگی و تحقیر از درون بود رضا در همان دوران دوخودکشی ناموفق داشت حال بماند که اهالی آن محل چگونه بااو وخانواده اش رفتار کردند که مجبور به ترک شدند. فقری که از فرهنگ سرچشمه می‌گیرد آسیبی به مراتب دردناک‌تر از آسیب‌های مشابه است.در بسیاری از نقاط کشور هنوز خرافات و آداب و رسوم غلط رواج دارد رفتاری زشت و ناپسندکه خود ناشی از عدم تربیت صحیح وآموزش کافی است.در مناطقی که بسیار مستعد تربیت بزهکار و افراد غیر معمول در جامعه است یکی از دلایل خودکشی فقر فرهنگی می‌باشد به طور مثال در این نوع جوامع افراد به شدت به اصول و قواعد پوچ استوارند و سعی می‌کنند هر کسی را که شبیه به خود نیستند را حذف کنند.حقیقتی تلخ که می‌توان در مرگ رومینا اشرفی یا دیگر کودکان بی‌گناه نیز مشاهده کرد.

ششمین عامل،بیکاری است البته این مورد در کودکان به مراتب کمتر از جوانان نمود دارد علت نیز چنین است که کودکان اصولا مجبور به کار نمی باشند اما جوانان بعد از ورود به دانشگاه و مواجهه با سیلی از هزینه‌های سرسام آور دچار عقده های اجتماعی می‌شوند یعنی در جایگاه قرار می‌گیرند که مجبورند خود را با هم سن و سال های خود مقایسه کنند شرایط بد مالی این زمینه را فراهم می‌سازد که جوان به سمت کار برود اما کدام کار اگر جوانی بخواهد کاری درشان واقعی خودپیدا کند باید هفت خان رستم را پشت سر بگذارد و اولین و بزرگترین مشکل جوانان مخصوصاً پسران معضلی است به نام سربازی. دختران نیز به واسطه مشکلات عدیده اقتصادی در ازدواج به بن بست رسیده اند. در واقع در تمامی زمینه ها سعی شده است به قشر آسیب پذیر جامعه یعنی کودکان،نوجوانان و جوانان بی‌توجهی شود و البته هر مسئولی برای خود استدلالی دندان‌شکن آماده عرضه دارد.

 هفتمین عامل تأثیرگذار بر خودکشی  ناامیدی ترس از آینده. مهمترین و عمده ترین جوابی که از افراد پس از خودکشی ناموفق شنیده می‌شود این است:                                        

((برای چه زنده بمانم؟))

    امیل دورکهایم نویسنده و جامعه شناس مشهور فرانسوی خودکشی را به چهار دسته تقسیم می کند:

یک: خودکشی خودخواهانه   (Egoistic)

دو: دیگر خواهانه   (altruistic)

سه:خودکشی بر اثر تفکر حس بی ارزش بودن و پوچی به دلیل نابرابری (anomic)

چهار: خودکشی قضا و قدری  (fatalistic)

اکنون در ایران به گواه علم روانشناسی به نوع بیمارگونه خودکشی دچار هستیم یعنی خودکشی هایی از جنس خودخواهانه و آنومیک.امیل دورکیم در جایی می گوید وقتی وابستگی فرد به جامعه و اطرافیان قطع شود و انسجام اجتماعی از بین برود فرد یا افراد ناخودآگاه به سوی مرگ سقراط گونه گسیل می شوند. ناامیدی و ترس از آینده حتی بر نرخ باروری و جمعیت کشوری با مساحت دو میلیون کیلومتر آن هم با با منابع و ظرفیت های بسیار غنی تاثیر گذاشته است و این خود نشان‌دهنده سقوط به دره افسردگی و بعد از آن پرورش افکار خودکشی هستیم.

هشتمین عامل تسهیل کننده اقدام به خودکشی در نسل جوان سبک‌زندگی اندوهبار و تلقین آن به جامعه است. حس اندوهی که رسانه های جمعی در جامعه گسترش می دهند از جمله صدا وسیما و ماهواره که خود یکی ازدلایل این سیاهپوشی اجتماعی می تواند باشد. ایرانیان طی چند قرن اخیر بیش از آنکه پذیرای شادی و جشن باشند پذیرای غم و غمگساری بوده اند. این که اشک و غم منجر به رستگاری می شود نظری است که از دوران قاجار به واسطه سبک خرافی دینداران بوده که تا امروز نیز در ایران رواج داشته است. در کتاب سیاحت نامه ابراهیم بیگ مکررا راوی ذکر می کند در شهرهای ایران مردم بویی از سبک زندگی شاد نبرده اند،لباس ها تیره و شهرها عمدتاً تاریک اند.

 نشریه گالوپ طی تحقیقات و پژوهش‌های علمی خود در سال ۲۰۱۸ آماری از کشورهای غمگین بر اساس پارامترهای استاندارد بین المللی ارائه کرد در آن ایران به همراه همسایه دائم الجنگ جنگ عراق در زمره غمگین ترین ملل جهان به شمار می آیند این آمار طی اخذ ۱۵۰ هزار مصاحبه در ۱۴۰ کشور دنیا به دست آمده است ما حتی افسردگی را در مهندسی ساختمان ها و المان های شهری خود میتوانیم لمس کنیم یا حتی در نوع برخورد بااموات،سعی می کنیم تا هنگامی که این افراد زنده هستند از آنها دوری کنیم و در آن لحظه ای که دیگر در بین ما قرار ندارند آنچنان ضجه و مویه ای راه می‌اندازیم که شاید اگر همان انرژی را صرف شادی یکدیگر می‌کردیم امروز دچار بیماری افسردگی و افکار اقدام به مرگ خودخواسته نبودیم.

 به طور کلی می‌توان اینگونه نتیجه‌گیری کرد که جامعه و مسئولین هر دو در قبال نسل جوان مسئولیت خطیری بر عهده دارند جامعه مخصوصا خانواده ها باید آموزش های لازم را در مواجهه با فرزندان خود ببینند اگر قرار باشد خانواده که همان جامعه کوچک می باشد را بدون آگاهی به حال خود رها کنیم یقیناً درب بر همان پاشنه خواهد چرخید تا به ابد. دولت و مسئولان ذیربط بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران وظیفه دارند که شرایط برابر بودن زندگی اقشار مختلف جامعه را فراهم کنند اگر امروز رضا خودکشی می کند یقین بدانید خانواده و محل زندگی او آنقدر تاثیر نداشته است  که کم کاری و قصور مسئولان در حل موضوع حاشیه‌نشینی وفقر مالی تاثیر داشته است.وزارت ورزش و جوانان که باید بگوییم وزارت ورزش منهای جوانان مسئول رسیدگی به امور جوانان میباشد که تا امروز نه در عمل و نه در ظاهر هیچ حرکت مثبتی از این نهاد مشاهده نشده است.ضمنا باید یادآوری کرد رضا کودکی بود که دیده شد و با این اوضاع نیز دست به خودکشی زد حال فرض کنیم چندین هزار رضا در شهرها و روستاهای فقیر وجود دارند که دیده نمی شوند و چه بسا چه استعدادهایی تلف می‌شوند فقط به این خاطر که تمرکز ها یا همگی بر روی شهر تهران است یا مراکز استانها و مابقی نیز بایدبا فشار شدید روانی و مالی خود را به این نقاط برسانند آن هم نه درخود این مناطق بلکه در حاشیه شهر زندگی کنند و همچنان به دور از امکانات‌. از مسئولین تقاضا می شود نسبت به فاجعه سونامی خودکشی و اعتیاد در بین قشر جوان کشورعزیزمان حساس تر باشند ما در حال ازدست دادن نسلی هستیم که سایر ملل آرزویش را در خواب ها می بینند.