نگاهی به عملکرد وزیر ورزش و جوانان در استان گیلان؛
۱۳۹۹/۱۰/۰۲ چاپ

در گیلان سلطانی فر با برف سنگین سال 83 و غیبتش در آن زمان شناخته می شود. آن حادثه نشان داد که وی از لحاظ مدیریتی ضعفهای زیادی دارد که شاید برای نهادهای دولتی بالادستی چندان دیده نشده است. حالا تصمیم گیری های این وزیر و مدیرکل استانیش، وضعیت ورزش استان گیلان به عقب رفته است. او می تواند چنین مساله ای را تکذیب کند. ولی واقعیت این است همان طور که هواداران استقلال و پرسپولیس نسبت به عملکرد او انتقادات تندی مطرح می کنند، مردم گیلان نیز نسبت به مدیریت او معترضند.

 

گیل خبر/ سرویس ورزشی: رویکرد وزارت ورزش و جوانان در انتصاب اولین مدیرکل استانی خود در استان گیلان هرچند در ابتدا با استقبال نسبتا خوبی همراه شد، اما مسائل مختلف و نحوه مدیریت مریم بخشی در این اداره کل چالش های زیادی را ایجاد کرده است که شاید در برهه های بعدی به جای آن که فرصتی برای مدیریت بانوان در عرصه ورزشی باشد جلوی ورود آن ها را بگیرد.

در این میان نمی توان منکر شد که بعضی از مشکلات از گذشته وجود داشته است، اما بعضی مسائل نیازمند مدیریتی بود که می توانست شاهد رویکرد مناسب تری در این زمینه باشیم. در زیر چندین مساله را که در طی دوران مدیریتی بخشی ضعفهای خودش را نشان داده مورد بررسی قرار دادیم.


فوتبال گیلان و ضعف زیرساخت ها!

در این چند سال شاهد این بودیم که تیم های چوکا و شهرداری آستارا از لیگ های دو و سه به لیگ یک رسیدند، اما آیا ورزش استان نیز با صعود این تیم ها زیرساخت های خودش را ساماندهی کرده است؟ جواب را می توان در میزبانی این تیم ها در مسابقات لیگ دسته اول دید. ورزشگاه پوریای ولی تالش از لحاظ استاندارد کوچک می‌باشد. یعنی در جایی که میخواهیم هزینه کنیم هیچ مشورتی با نهاد مربوطه (فدراسیون فوتبال) که  باید مجوز برگزاری مسابقات را در ورزشگاه ها بدهد انجام نشده و هزینه هایی هم در این ورزشگاه صورت پذیرفته که این مصداق بارز حیف و میل بیت المال هست.
همچنین در مورد ورزشگاه آستارا در این چند سال که مسولین اداره کل مشاهده می کردند که تیم در حال صعود به لیگ های بالاتر هست هیچ کاری برای تجهیز تنها زمین آستارا نکردند. تا جایی که در این چند سال هیچ آینده نگری برای این موضوع در کمیته برنامه ریزی استان و شهرستان صورت نپذیرفت.
ورزشگاه عضدی و تختی انزلی هم که فقط در این مدت تخریب جایگاه ها انجام گرفت و اگر نبود پیگیری های نمایندگان مجلس مخصوصا در شهر انزلی همچنان هم میبایست به سکوی تخریب شده نگاه میکردیم.


سپیدرود؛ سقوط و بدهی پیاپی

در دوران مریم بخشی سپیدرود نه تنها به روند نسبی موفقیت خود ادامه نداد، بلکه از لیگ برتر به لیگ دسته دوم سقوط کرد و در این لیگ نیز با بدهی فراوانی مواجه شده است. ورزش و جوانان استان نقش فراوانی در ورود بسیاری از مالکین این تیم داشت. هرچند همیشه خود را کنار می کشد. این تیم هنوز مالک خود را نشناخته است و علی کریمی روی کاغذ همچنان مالک باشگاه است! کیومرث بیات هم روی کاغذ مالک دیگر باشگاه است! نمایندگان مجلس در امور انتصابات مدیریتی دخالت می کنند. مدیرانی می آیند و می روند که هیچ آورده مالی به باشگاه تزریق نکرده اند. به تازگی با منت و خواهش و کمک از این و آن دو میلیارد تومان جمع شده است که بدهی قطعی باشگاه پرداخت شود. ولی بحث اصلی این است که ورزش و جوانان استان در مسائل مدیریتی باشگاه دخیل است و مسئولیت خودش را قبول نمی کند. این امری است که به هیچ وجه نمی توان قابل قبول دانست. شخص وزیر ورزش و جوانان هم سر بزنگاه اجازه تصمیم گیری مناسب را از مدیریت استانی گرفته است. در مورد داماش هم که اجازه پرداخت طلب کارون اروند از طریق سازمان برنامه و بودجه فراهم نشد تا تیم محبوب رشتی ها به نوعی منحل گردد.


امکاناتی که نیست!

متاسفانه در استانی که ورزشکاران خوبی دارد، مدیریت ورزشی نتوانسته برنامه ریزی کند که خانه های تخصصی رشته های ورزشی در استان ساخته شود. اندک سالن های ورزشی شهر رشت و کل استان را با با دیگر استان ها مقایسه کنیم نشان می دهد که چقدر گیلان در این زمینه عقب است.
سالن ورزشی شهید باهنر بعد از برف سال ۸۳ که تخریب شد هیچ کاری دیگر برایش انجام نشد. استخر شنای کوثر مجموعه یادگار امام به سوله ای تبدیل شده که گاه برای نمایشگاه ها برای نگهداری اسب ها استفاده می شود. ورزش استان در شهر رشت یک استخر هم ندارد. البته طی چند سال اخیر امکاناتی نیز فراهم گردیده است که البته شاید همه آن ها نواقص مختلفی دارند.

 

بخش جوانان تعطیل شده است!

 

در پاییز سال گذشته بود که مهندس تندگویان (معاون جوانان ورزش و جوانان) طی سفری که به استان گیلان داشت در جلسه ستاد ساماندهی استان با حضور استاندار بخش معاونت جوانان اداره کل ورزش و جوانان استان را جزو پنج استان برتر در کشور معرفی کرد . گیلان در سال ۹۷ و ۹۸ به عنوان دبیرخانه کارافرینی جوانان کشور انتخاب و فعالیت های گوناگونی را انجام داد .در حوزه ازدواج و بالاخص برگزاری کارگاه های مشاوره پیش از ازدواج با برگزاری بیش از سیصد کارگاه گیلان جزو استان های برتر در این زمینه معرفی شد. افتتاحیه انتخابات مجمع سمن های استان در گیلان انجام شد و رییس شورای مرکزی سمن های کشور دبیر موسسه حافظان صلح زیتون از استان گیلان انتخاب گردید. اکنون بعد از یک سال دبیرخانه کارافرینی جوانان کشور کلا تعطیل گردید و هیچ عملکردی را شاهد نیستیم . ظاهرا مدیران ورزش و جوانان استان فراموش کرده اند که در دوران کرونا قرار نیست همه چیز تعطیل گردد بلکه همین دوران کرونا فرصتی مناسب بود تا بتوان از طریق فضای مجازی کسب و کارهای دیجیتال را مدیریت کرد و در سطح کشور با توجه به استقرار دبیرخانه در استان دوره های مختلف برگزار نمود.

در دوران کرونا همان گونه که آمارها نشان می‌دهد فضای خانواده دچار تغییراتی شده و خانواده ها لحظاتی را تجربه می‌کنند که نیاز به آموزش به شدت احساس می‌شود ولی متاسفانه بخاطر کج سلیقگی و عدم استفاده از نیروهای متخصص روانشناسی که کم نیستند سمن ها و مراکز روانشناسی در استان که بتوانند دوره های مختلف مهارتهای زندگی را به صورت مجازی برگزار کنند ،عملا با نگاهی به آمارها در سایت وزارت هیچ عملکردی در برگزاری دوره های مختلف روانشناسی خانواده در استان گیلان مشاهده نمی گردد.

سمن ها فراموش شدند! 


در جایی دیگر امسال قرار بود یک عضو از مجمع استانی در انتخابات مجمع ملی سمن ها کاندیدا شود ولی بخاطر آنچه که اعتراض به نحوه تعامل اداره کل ورزش و جوانان با مجمع استانی بود هیچ کاندیدایی از گیلان معرفی نشد و متاسفانه استان گیلان که سال گذشته ریاست شورای مرکزی سمن های کشور را بر عهده داشت امسال هیچ عضوی در مجمع ملی ندارد و جالب تر اینکه هیچ واکنشی مبنی بر عدم معرفی کاندیدا از سمت اداره کل صورت نپذیرفت .

 

رکود  خانه جوان! 


 خانه جوان در گذشته با رویکردی جدید توانست به محلی برای حضور جوانان و نشاط اجتماعی تبدیل گردد ولی با سو مدیریت و تغییر در مدیریت خانه جوان یکسال گذشته به رکود محض و تعطیلی رسید .خانه جوانی که در دوران کرونا می‌توانست به پایگاهی برای برنامه های مختلف سمن ها و حتی هنرمندان برای برگزاری برنامه های اینترنتی و شبکه های اجتماعی باشد.

 

به مباحث فوق می توان موارد دیگر از جمله بعضی انتصابات مساله دار و همچنین انتخابات جهت دار در مجامع ورزشی نیز اشاره کرد که هرکدام ضعفهای مدیریتی را نشان می دهد. ولی بحث اصلی این است که به نظر می رسد رویکرد مدیرکل ورزش و جوانان استان گیلان به گونه ای شده که فرصتها را برای حضور بانوان در عرصه همتراز استانی گرفته است. وقتی همه در جریان اتفاقات مدیریتی هر وقت کاری را برای اولین بار انجام می‌دهند و رضایت دارند سعی می کنند برای دومین و سومین و چندمین بار آن را تکرار کنند. ولی چه اتفاقی افتاد که وزارت ورزش و جوانان بعد از انتصاب اولین بانوی مدیر کل ورزش و جوانان کشور دیگر هیچ بانویی را به این مسولیت منصوب نکرد. غیر از این است که از اولین رضایت ندارند؟

در گیلان سلطانی فر با برف سنگین سال 83 و غیبتش در آن زمان شناخته می شود. آن حادثه نشان داد که وی از لحاظ مدیریتی ضعفهای زیادی دارد که شاید برای نهادهای دولتی بالادستی چندان دیده نشده است. حالا تصمیم گیری های این وزیر و مدیرکل استانیش، وضعیت ورزش استان گیلان به عقب رفته است. او می تواند چنین مساله ای را تکذیب کند. ولی واقعیت این است همان طور که هواداران استقلال و پرسپولیس نسبت به عملکرد او انتقادات تندی مطرح می کنند، مردم گیلان نیز نسبت به مدیریت او معترضند. این نشان می دهد سلطانی فر مدیر مناسبی در جهت تمکین به مطالبات مردمی نیست. انتصاب یک زن هم بیشتر از آن که تحقق آرمان های نیمی از جامعه باشد به محلی برای شعار و تبلیغات تبدیل شده و در این زمینه شایسته سالاری دیده نشده است. جزء این که وزیر بخواهد در این مدت باقیمانده کمی به فکر تغییر باشد.