علی دادخواه
۱۳۹۹/۰۲/۲۲ چاپ

ببینید ما الان به یک جایی رسیده ایم که تجربیات نزدیک به دو دهه مطالبه گری را در پرستاری داریم ‌.افراد مختلف و گروههای متفاوت با نظریات و خط مشی بسیار متناقض با هم در طول این سالها مسیولیت های مختلف را در سازمان نظام پرستاری و هیات مدیره ها و نزدیک تر در معاونت پرستاری و مدیران پرستاری داشته اند .ما در پرستاری از نظر ساختاری هم ظاهرا پیشرفت زیادی کرده ایم ولی ساختارهای ما بجای آنکه بتوانند در راستای تعالی حرفه ای گام بردارند خودشان بعضا مانع انتقال مطالبات شده اند.

 

گیل خبر/ علی دادخواه*

*کارشناس پرستاری ،فعال رسانه ای و سیاسی

( بمناسبت روز جهانی پرستار)

 


از فروپاشی پلاسکو تا همه گیری کرونا فرقی ندارد تجلیل و تکریم از کادر درمان و پرستاران به همان اندازه آبکی و کشکک است که از آتش نشان ها بوده است. سالهاست کلمات در معنایی و جایگاهی به غیر از خود به کار می روند و درباره عدالت بیشتر از همه. ودر همه این موارد سخن از تکمیل و تمجید بوده است .آری آنها عدالت را شجاعت را فداکاری و ما را تکریم می کرده و می کنند در حالی که بیش از هر زمان دیگری تنها تر و در تیررس بهره‌کشی بوده و هستیم.

متاسفانه تمام تبلیغات رسمی و تمام توجهات رسانه‌ها و اقبال توده های مردم که برای کادر درمان در طول روز های سخت در مواجهه با بحران کرونا ایجاد شده بود قربانی همان ساختارهای معیوب گذشته شده و خواهد شد.

وقتی صحبت از قرارداد ۸۹ روزه برای حدود ۵۴۰ پرستاری که علیرغم تمام خطراتی که وجود داشته با جانفشانی و به طور داوطلبانه در مراکز قرنطینه و آلوده به ویروس کووید ۱۹ مشغول به کار بوده اند می‌کنیم باید مشابه همان قرارداد صفر ساعت هایی ( zero-hour contract) را در نظر بگیریم که در انگلستان هم رایج است .این پرستاران در محل کار خود حاضر می شوند و به میزان تعداد ساعت کاری شان حقوق می گیرند ،به صورت دستمزد ساعتی ۱۸ هزار تومان و حقوق بیکاری هم ندارند، بیمه هم ندارند تا زمانی که بتواند سقف ساعت کاری مشخصی را در ماه پوشش بدهند .آیا این یک کژکاری آشکار مدیریتی نیست؟ این قرارداد کاری در بخش‌های مختلف از جمله خدمات فروش هتلداری ،رستوران‌ها و بخش‌های آموزشی در انگلستان رایج است و از جمله در مراکز درمانی آنجا. بطور مثال کاخ سلطنتی باکینگهام بریتانیا در تابستان سال ۲۰۱۳ تقریبا ۳۵۰ نفر را با همین قرارداد استخدام کرده است، قراردادی که مشابه آن در برخی دانشگاههای علوم پزشکی در کشور ما باب شده است. مسلم است که دولت پشتیبانی و حمایت لازم را از پرستاران ۸۹ روزه ندارد،حتی در شرایط وخیم بحران کرونا. حتی اگر قولهایی داده شود مبنی بر اینکه از روز اول کار بیمه خواهند شد و یا سعی می شود در آزمون های استخدامی برای آنان سهمیه خاص در نظر بگیرند.

اینجاست که می‌گویم ما باید در مورد نظام قانون گذاری خود و ساختارهای مردم نهاد و سندیکایی خود تجدید نظر لازم را بکنیم. سازمانهای صنفی کارایی لازم را در برخورد با بحران های پیش رو ندارد .سازمان ها و سندیکاها خارج از زدوبندها و موزاییک های سیاسی و اقتصادی موجود در جامعه تاسیس، رشد و به حیات خود ادامه می‌دهند و این دلیل اساسی ناکارآمدی آنان است.

بطور کلی وضعیت پرستاران در طول دو ماه گذشته ( پیش از شیوع کووید ۱۹) وخیم تر شده است و شرایط کاری آنان از هرگونه امنیت و حمایت لازم تهی گردیده است .بغیر از نامهربانی هایی که در جذب حدود ۵۴۰ پرستار داوطلب ( که گویا به آنان قول شرکتی شدن داده شده بود و من نمی خواهم بر سر این موضوع بحث کنم و واژه سخت و دارای باری منفی را برگزینم) صورت گرفته ، حقوق فروردین ماه تعدادی پرستار شرکتی هم در برخی دانشگاههای علوم پزشکی تا ۲۰ اردیبهشت ماه داده نشده است و در طهران نیز مراکز خصوصی عمده و با سابقه اقدام به تعدیل نیروهای خود کرده اند.البته که گاها کووید ۱۹ به کمک کادر درمان آمده و فی المثل معوقات سال ۹۸ آنان در برخی دانشگاهها تصفیه شده ،چیزی که هرگز در شرایط غیرکرونایی امید آن نمی رفت و البته افزایش درآمدی را برای کادرهای رسمی ، پیمانی و قراردادی پرستاری شاهد بوده ایم.

باری ! کووید ۱۹ ، به طور کلی ناعدالتی های اقتصادی،کژکاری های مدیریتی ، شکاف های طبقاتی و انواع مشکلات و چالش های سیاسی ،اقتصادی و اجتماعی ما را به شکل کم سابقه ای روشن تر نموده است و این البته شامل بحران های فراگیر در کشورهای دیگر جهان نیز هست.در انگلستان علی رغم آنکه در هفته اول پس از شروع کرونا از حضور زنان باردار شاغل در کارهای درمانی به دلیل آسیب پذیر بودن جلوگیری بعمل آمد ولی خیلی زود فراخوان حضور آنها در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی علیرغم حساسیتی که بوده است را داده‌اند و این نشان می‌دهد که کووید ۱۹ تبعیض‌های جنسیتی ما را بیش از گذشته تشدید کرده است.تبعیض هایی که در مورد پرستاران ( با توجه به اینکه اکثریت آنان زن هستند ) نیز دیده می شود.علی رغم آنکه ما شاهد حضور قوی و ایثارگرایانه زنان در بخش‌های درمانی در قالب کادرهای پزشکی و پرستاری در بحران بزرگ کرونا بوده‌ایم. واضح است انواع قوانین تبعیض آمیز درباره زنان توسط متوسط مردانی پشتیبانی و اجرا می شود که مسئولیت پذیری لازم در قبال اجتماع خود ندارند.همان مردانی که برخی از آنان از ترس این ویروس خانه نشین شده اند.تا این زنان آنها را نجات دهند.

دیروز شاهد تجمع تعدادی از پرستارانی بودیم که در روزهای سخت شیوع کرونا داوطلبانه در مراکز درمانی گیلان خدمت رسانی کرده اند ،این پرستاران علاوه بر تکریم های زبانی البته شغل هم می خواهند و نمی شود آنها را با اضطراب ها و نگرانی های شان درباره شغل و درآمدشان رها کرد.


۱۳آذر ماه ۱۳۹۷ بود که یادداشتی را بعنوان " مرگ بر پرستار " ! منتشر کردم ( گیل خبر ) آنزمان در حوالی سالروز تشکیل سازمان نظام پرستاری کشور ( ۱۱ آذر ) قرار داشتیم. و حالا بار دیگر ودر آستانه روز جهانی پرستار هستیم.و من ناگزیر از طرح این عنوان هستم که ما با این روند باید بگوییم : مرگ بر پرستار ، درود بر کرونا ! و البته بخشهایی از همان یادداشت را دوباره بازنشر نمایم.


ببینید ما الان به یک جایی رسیده ایم که تجربیات نزدیک به دو دهه مطالبه گری را در پرستاری داریم ‌.افراد مختلف و گروههای متفاوت با نظریات و خط مشی بسیار متناقض با هم در طول این سالها مسیولیت های مختلف را در سازمان نظام پرستاری و هیات مدیره ها و نزدیک تر در معاونت پرستاری و مدیران پرستاری داشته اند .ما در پرستاری از نظر ساختاری هم ظاهرا پیشرفت زیادی کرده ایم ولی ساختارهای ما بجای آنکه بتوانند در راستای تعالی حرفه ای گام بردارند خودشان بعضا مانع انتقال مطالبات شده اند.

اینکه بحث را به اشخاص و نیت های آنان تنزل دهیم بیش تر ما را از راهکارها دور می کند.ما باید ببینیم چه اتفاقی در طول این دو دهه افتاده و کجای راه را اشتباه رفته ایم.مشکل ما در پرستاری فقدان ساختارهای قدرتمند و پاسخگوست.با این ساختارها هر کس دیگری هم بیاید ، اصلا یک رهبر تمام عیار هم باشد نمی تواند کاری از پیش ببرد.و باز هم ما در نقطه ای بسیار عقب تر از وضع کنونی مان هستیم.

ما هیچ‌ارزیابی درست و درمانی از قدرت در وزارتخانه نداشتیم، همچنین ساختارهای مطالبه گریز دانشگاههای علوم پزشکی را نمی شناختیم ، ارزیابی درستی هم از قدرت خودمان نداشتیم ، فکر می کردیم همینکه منتخب پرستاران باشیم همه کاری می توانیم بکنیم ‌.ما درک نمی کردیم که اراده ورزی منتج به بی نتیجه گی است و‌این ممکن نیست هر چیزی را که در ذهن ما می گذرد و هر سوبژه ای را در عالم خارج مبدل به ابژه کنیم.

ولی ما تنها کاری که کردیم افزایش سطح توقعات و مطالبات پرستاران بود ‌.ما آن ها را با پرستاران کشورهایی مقایسه کردیم که دارای ثبات اقتصادی بسیار بهتری از ایران بودندو ناتوانی خود را در ایجاد این افزایش توقع با تشویق آن ها به مهاجرت جبران کردیم.در حقیقت چیزی که ما در بین پرستاران از میان بردیم حس امید به آینده بود. همانطور که اخیرا پرستاران قراردادی و شرکتی را از تبدیل وضعیت ناامید کرده ایم.در حالیکه باید می دانستیم این دولت مقاومت های جدی در اینباره دارد.

اگر سال ۹۷ سختی کار مصوب حق مسلم ذاتی پرستاران شرکتی بود که از آنها دریغ شده بود ، حالا افزایش های اخیر حقوق( که به پرستاران دیگر داده شده) از آنها دریغ شده است .همانطور که قانون بهره وری و کاهش ساعات کاری از پرستاران خصوصی کار ، بله ! مشکلات‌همچنان ادامه دارند.همه ما به دانشگاه می رویم ، یکجا و یکجور کارورزی و طرح می رویم ، یک جور لباس می پوشیم ،همه ما را یک طور صدا می زنند .بعد من یک پرستار رسمی هستم ، تو یک پرستار پیمانی در انتظار رسمی شدن .و آن یکی پرستاری قرار دادی تبصره ۳ در آرزوی پیمانی شدن و این یکی هم پرستار شرکتی در رویای تبدیل وضعیت شدن. همه مان هم صنف و هم عهد بوده ایم.

باری ! پرستاران از بیعدالتی ها خسته هستند نگذاریم آنها نیز مانند کارگران که مرگ را برای خود خواستند، روزی بگویند :

مرگ بر پرستار ...

گیل خبر: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای منتشر می شود.

همرسانی کنید:

نظر شما:

security code