نگاهی کلی به نتیجه انتخابات در یازده حوزه انتخابیه گیلان؛
۱۳۹۸/۱۲/۰۴ چاپ

گیل خبر/ سامان بدر: نتیجه انتخابات مجلس شورای اسلامی را می توان نوعی« نه به مجلس فعلی» دانست. این نه چه در قالب عدم شرکت و چه در قالب رای به کاندیداهای رقیب در انتخابات خودش را نشان داد. جالب است که در بعضی حوزه ها مانند تالش و لاهیجان وسیاهکل این رای «نه» به دو نماینده اصولگرای فعلی مجلس شکل گرفت. آن ها زمانی که مشارکت بالاتر بود توانستند کاندیداهای مورد حمایت اصلاح طلب را شکست دهند اما عملکرد آن ها مورد تایید شرکت کنندگان در این دوره قرار نگرفت. 

نیکفر در انتخابات این دوره بیش از سی هزار رای دوره گذشته خود در لاهیجان و سیاهکل را از دست داد و حتی اگر پیروز نیز می شد باید فکری به حال این نارضایتی می کرد. شاید چنین رایی نشان داد که او به پایان دوران سیاسی خود در منطقه رسیده است  و اصولگرایان باید دنبال نماینده جدیدی باشند و شاید از همین حالا دارند روی فرخی برنامه ریزی می کنند.


شکری نیز که زمانی در انتخابات دور دوم مجلس نهم همه مخالفین بهمن محمدیاری را کنار خود بسیج کرد اکنون شرایطش به گونه ای رقم خورد که برادر محمدیاری از حاصل نارضایتی ها توانست دوباره خود را به مجلس بکشاند. البته تاثیر آرای قومی و تایید صلاحیت های دقیقه نودی نیز در این امر دخیل بود.
شاید باید توجه داشت که اگر شورای نگهبان چند کاندیدای دیگر را مورد تایید قرار نمی دادند بعضی از نمایندگانی که نارضایتی نسبت به آن ها وجود دارد بار دیگر به مجلس راه پیدا می کردند. در این زمینه می توان به بندرانزلی اشاره کرد که فاصله معنادار دنیامالی و خسته بند باوجود مشارکت نه چندان مردم بندرانزلی نشان دهنده نارضایتی از عملکرد نماینده فعلی است. خسته بند در دو انتخابات پیشین رقبای جدی در مقابل خود نمی دید، اما در این دوره مقابل فردی قرار گرفت که از لحاظ رزومه کاری بالاتر از او بود و همین برای شرکت کنندگان کافی بود که در مقابل خسته بند به دنیامالی رای دهند.

 

در شهرستانهای دیگر نیز این رای «نه» به نمایندگان فعلی در قالبهای مختلفی خودش را نشان داد. در رودسر و املش اسدالله عباسی بیشتر از این که از صفری شکست بخورد به خاطر حضور سردار علیزاده شکست خورد. در واقع علیزاده در این انتخابات بیشتر از صفری به انتقاد از عباسی پرداخت و با توجه به نفوذ خوبش در میان اصولگرایان آرا را از سمت عباسی دور کرد و رای بالای صفری در املش موجبات شکست نماینده فعلی را ایجاد کرد.


در رودبار می توان این گونه برداشت کرد که منوچهر جمالی با هر کار و اقدامی بازهم مقابل چگینی شکست می خورد. در واقع چگینی نفوذ بالایی در منطقه داشت و در واقع از قبل خودش را در مجلس می دید. جمالی در طول این چهارسال چهره کم حاشیه ای بود و از معدود نمایندگانی بود که بعد از پایان انتخابات پیام تبریکی را برای چگینی فرستاد. شاید باید منتظر ماند و دید که مردم  از  «چگینی نماینده» همان قدر رضایت خواهند داشت که خارج  از مجلس به دنبال حضور او بودند.  شاید ان وقت بهتر می توان رقابت او را با کاندیداهای دیگر ارزیابی کرد. 


در آستارا بیشتر از گذشته نشان داد که تاثیر افراد خارج از گود چقدر می تواند در پیروزی افراد دخیل باشد. دوره پیش فرهاد دلق پوش نماینده دوره هشتم در پیروزی ولی داداشی نقش داشت و این بار عدم حمایتش از نماینده فعلی موجب شد که داداشی در رده سوم قرار بگیرد. آنهم در حالی که به عنوان کاندیدای اصلی اصولگرایان محسوب می شد. پیروزی غلامرضا مرحبا را می توان بیش از همه به دلیل حمایت های عمویش دانست که نشان داد هرچند خودش سه دوره است فرصت حضور در انتخابات را به دلیل ردصلاحیت از دست داده ولی همچنان نفوذ خود را حفظ کرده است. بعد از این خود مرحبای جوان است که باید کاری کند تا از سایه سنگین شاپور مرحبا خارج شود. 


در آستانه اشرفیه و در غیاب نماینده فعلی، ریحانه احمدی دهکا شانس بالایی برای پیروزی در انتخابات داشت. اما او به نسبت دوره گذشته نتوانست رای چندان بیشتری را کسب کند و با وجود این که رقیبش در روزهای آخر در بستر بیماری بود بازهم شکست خورد. احمدی به عنوان یک زن برند خوبی برای انتخاب در این شهرستان کوچک  بود، اما شاید اشکال عمده اش این بود که بعد از انتخابات دوره گذشته کمتر فرصت حضور در آستانه اشرفیه را برای خود فراهم کرد. رای مردم به رمضانی دستک را نیز نمی توان چندان به دلیل اصولگرای بودن او دانست. ولی او در طی این چند سال همیشه کار سازمانی خوبی داشت و البته غیبت قربانی نیز در پیروزی وی تاثیرگذار بود.


در فومن و شفت عدم شکل گیری قطب سوم و ردصلاحیت حجت الاسلام افتخاری موجبات پیروزی آسان بهروزی فر شد. در واقع نماینده منتخب اگر در دور پیش نیز همین دو قطبی را داشت به راحتی بر عاشوری غلبه می کرد. عاشوری که قبل از انتخابات ادعا می کرد هرگاه دوم شده با رای بسیار پایینی بوده این بار با اختلاف شکست خورد تا نارضایتی ها نسبت به خودش را بیشتر مشاهده کند و شاید بعد از این عاشوری را تنها در عرصه خصوصی و یا کارهای اجرایی دولتی ببینیم.  


در لنگرود رای نه به لاهوتی از عجایب این انتخابات بود. لاهوتی در انتخابات این دوره حدود 6 هزار رای دوره قبل را از دست داد، ولی بیشتر از این که او رای از دست بدهد حس نارضایتی که برای نمایندگان فعلی شکل گرفته عاملی برای عدم رای آوریش شد. نمی توان از تاثیر حضور بعضی اقوام او در بدنه مدیریتی شهرستان گذشت که شاید اگر آن را مدیریت می کرد برای چهارمین بار متوالی در مجلس می نشست.


در صومعه سرا دلخوش از معدود بازماندگان مجلس فعلی در مجلس یازدهم خواهد بود. البته آرای او نیز نسبت به گذشته کاهش پیدا کرد. اما در مجموع نشان داد که میزان رضایت نسبت به وی بیشتر است. هرچند حمایت های رسمی شب آخری اسرارپوش و همچنین خانواده خصوصی ثانی و همچنین حمایت غیررسمی قاسم رمضانپور نیز در سنگین شدن کفه ترازو به نفع دلخوش کمک کرد. امری که خودش نیز با ارسال پیام تشکر در شب آخر به نوعی اذعان کرد. البته نمی توان منکر شد که دلخوش در مجموع فردی تاثیرگذار در مجلس دهم محسوب می شد و شاید بتوان اینگونه استنباط کرد که این مورد برای رای دهندگان اثبات شد.


اما در رشت برای اولین بار انتخابات در همان مرحله اول تمام شد. میزان مشارکت در رشت بسیار پایین تر از دوره های گذشته بود و در این زمینه سردی تبلیغات نیز بیشتر خودش را نشان داد. با این حال اصولگرایان تقریبا آرای گذشته خودشان را تکرار کردند و بار دیگر به کرسی مجلس دست یافتند. شاید تنها اگر جعفرزاده صلاحیت خود را به دست می آورد شاهد حضور بیشتر و تغییر چنین ترکیبی بودیم. میزان پائین آرای حسنی نماینده فعلی نشان داد که او بدون حمایت جدی اصلاح طلبان حرف چندانی برای گفتن ندارد. حسنی حتی در زادگاه خود نیز نتوانست رای اول را کسب کند . این در حالی است که فردی چون احمدی سنگری بیش از نه هزار رای خود را از سنگر به دست آورده است. هرچند اصولگرایان در رشت توانستند هر سه کرسی مجلس را به دست آورند اما مشخص است که نمی توانند کتمان کنند که میزان رای دهندگان و عدم حضور رقبای جدی در این پیروزی دخیل است. 


این که عملکرد نمایندگان منتخب در مجلس یازدهم تا چه حد می تواند متفاوت باشد بستگی به نوع متفاوت بودن آن ها دارد. شاید در انتخابات دوازدهم نیز شاهد باشیم که همین رای نه به مجلس فعلی «تکرار» شود. مردم نشان داده اند که نسبت به شرایط فعلی رضایت ندارند. این که مجلس یازدهم تا چه اندازه می توانند متفاوت باشند امری است که چندان مشخص نیست. در حال حاضر که انتظار می رود مجلس یازدهم خودش را در تقابل با دولت نشان دهد و همین عاملی است که بیشتر شاهد تضاد و درگیری باشیم . این که نمایندگان منتخب تا چه اندازه ای حس «نارضایتی» را کشف کرده اند نامشخص است ولی برای این که دوباره در صحنه باشند بهتر است کارهایی کنند که نمایندگان فعلی نکرده اند و مردم را از خودشان دور کردند.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code