سهیل آصفی
۱۳۹۴/۰۷/۰۴ ۰۸:۱۶ چاپ
گیل خبر/ دالان های باریک و دری در انتها و دیوارهایی که سال هاست به همدیگر زل زده اند، انتظار طولانی و سری کلافه که گاه به دیوار  تکیه می زند و به چراغ ها خیره می شود و گاهی هم خم می شود و نگرانِ انعکاس نور روی کف پوش هاست. نیمکت های بی تبسم، سکوتی نازک و بی لبخند که زیر پاشنه های عابران سپید پوش خیلی زود ترک بر می دارد. این توصیفات آشنا، تنها بخشی از لحظات حضور در بیمارستان هاست.   اگرچه امیدوارم وجودِ نازکِ هیچ کسی آزرده و نیازمند نازِ طبیبان نشود اما از لحظه ی تولد تا عبور از دروازه های مرگ، در طول زندگی، خواسته یا ناخواسته راه ما به بیمارستان ها کج می شود. ساختمان هایی کاملا عملکردگرا که سه گروه به طور مستقیم با آن درگیرند؛ بیماران، همراهان بیماران و پرسنل. در آن زمان که عارضه ای وجود بیمار را آکنده از درد کرده و همراهان پریشان و نگران به تجویزهای طبیبان امیدوارند، معماری می تواند باری از دوش طبیبان برداشته و راهگشا باشد.   در میان بیماران، سخت ترین لحظات بر بیماران صعب العلاج و همراهانشان می گذرد. آن هایی که برخوردی کاملا جدی و عریان با درد دارند و با تمام وجود بر سر زندگی مبارزه می کنند. گروهی که به دفعات برای درمان به بیمارستان ها مراجعه می کنند، گاهی از کودکی و سالیان دراز و ساعات مدیدی را در بیمارستانند و می توان بیمارستان را خانه دوم آنان نه، که شاید خانه اول آنان نامید.   این ماجرا از زمان مرگ «مگی» جدی تر شد و ختم شد به ساخته شدن «مراکز مگی». داستان از آن جایی شروع شد که مگی، همسر چارلز جنکز-معمار، نظریه پرداز و منتقد معماری- متوجه سرطان شد. وی سال ها در «خط مقدم» با این بیماری جنگید و توصیف هایی دقیق از اتفاقاتی که در روند شیمی درمانی با آن روبه رو می شد، ارائه داد. ساعات انتظاری که هم تراز شیمی درمانی دردناک بودند. بعد از مرگ مگی، چارلز جنکز کتابی با عنوان «معماریِ امید» نوشت و از نقش معماری در قابل تحمل کردن فضای بیمارستان ها صحبت کرد. بعد از این ماجرا معماران بزرگ سعی در خلق فضاهایی کردند که لااقل در روند دردناک مبارزه با  بیماری، رنجی بر بیماران افزوده نشود.   وقتی گذرت به بیمارستان ها و مراکز درمان سرطان می افتد، چادرهایی که همراهان بیماران در حیاط برپا کرده اند تا در کنار بیماران خود باشند، بسانِ بیانیه های آشکاری است که زمان انعطاف این ساختمان های عملکردی را فریاد می زنند. این یادداشتِ تلگرافی برآن بود که تذکره ای باشد بر وضعیت بیمارستان ها و تاکیدی موجز بر توانایی و ظرفیت معماری در کمک به بیماران. قرار نیست که دیوارهای ضخیم و ایزوله، راهروهای تنگ و سپید، تنها حالت ممکن از خلق یک فضا باشد.   معماری می تواند به بیمار و همراهش احترام بگذارد، و چون دارویی شفابخش به کمکِ طبیبان بیاید. در لحظات پایانی عمر یک انسان، جایی که به ناچار دوستان کمی برایش باقی مانده ، دوشادوش وی در تمام مراحل سخت، همراهش باشد. بسان دوستی مشفق، امید را برایش زنده نگه دارد و دست آخر در لحظاتی که باید جهان را ترک کند، برای او آغوشی گرم باشد.   «تنت به ناز طبیبان، نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد سلامت همه آفاق در سلامت توست به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد» سهیل آصفی
همرسانی کنید:

نظر شما:

security code