گیل خبر/ سرویس سیاسی: بعد  از مصاحبه های محمد صادق حسنی و کاظم دلخوش دو نماینده گیلان در مجلس شورای اسلامی، ولی داداشی سومین مهمان گیل خبر در سلسله مصاحبه های این پایگاه اطلاع رسانی با نمایندگان گیلان بود. داداشی اولین نماینده گیلان در مجلس است که متولد بعد از انقلاب است. وی که با تحصیلات حوزوی وارد عرصه سیاست شد پیش از ورود به مجلس فردی کمتر شناخته شده در استان بود. حضورش در فراکسیون ولایی، تغییر سیاست انتخاباتی ریاست جمهوری از روحانی به رئیسی، مسائل راه آهن ، حاشیه سازی برای الحاق آستارا به اردبیل و انتقاداتش از بی تجربگی بعضی مدیران از جمله محورهای مصاحبه گیل خبر با داداشی بود که وی در آن گاه شفاف و گاه سیاستمدارانه پاسخ داد.
آقای داداشی سه سال و نیم از دوره ی نمایندگی شما در مجلس شورای اسلامی گذشته است. دوره ای که با فراز و نشیب های فراوانی همراه بوده است. حالا بعد از این سال ها از کار نمایندگی خسته شدید یا دوست دارید که ادامه دهید و دوباره کاندیدا شوید؟   وظیفه نمایندگی وظیفه سنگینی است. در تمام حوزه ها باید فعال باشیم. قطعا سختی های خاص خودش را این کار دارد ولی من نزد وجدان خودم راضی هستم که با تمام سختی ها و مشقت ها توانستم یک سری از مشکلات شهرستان را حل کنم. دوره بعد هم خواهم بود و پروژه هایی که نیمه تمام باقی مانده را به سرانجام برسانم. طرفداران هم اصرار دارند که من حضور داشته باشم و هرچه مردم تصمیم بگیرند تمکین می کنم.   بیشتر کسانی که به دفتر شما مراجعه می کنند چه درخواستی دارند؟ اکثر مراجعان دفتر ما برای اشتغال است. تحصیلکرده هایی که لیسانس و فوق لیسانس دارند و اکثرا هم صاحب خانواده هستند. عموما بالای ۹۵ درصد نامه های دفتر ما برای همین موضوع است. یک نماینده که خیلی نمی تواند ایجاد اشتغال کند. شما چه فرصت های شغلی برایشان ایجاد کرده اید؟ ببینید کار نمایندگی و مجلس قانون گذار و نظارت بر حسن اجرای قوانین است. ما در قانون برنامه ششم به دولت اجازه دادیم از صندوق های مختلف برای ایجاد اشتغال استفاده کند. خود من هم به نوبه خودم در این امر نظارت دارم. نمایندگی وجهه نظارتی دارد ولی از توانایی و قدرتی که یک نماینده دارد می شود در  زمینه اشتغال زایی پیگیری هایی شود که سرمایه گذارانی جذب شوند. ما کار ارزشمندی که در شهرستان آستارا انجام دادیم پروژه راه آهن بود که در سال ۹۵ این اتفاق بین دو دولت ایران و جمهوری آذربایجان افتاد که البته پروژه به دلیل بعضی مسائل تعطیل شد. متاسفانه هم دولتمردان و هم مسئولین مربوطه این کار چندان پیگیر نبودند و پروژه ده ماهی تعطیل شد. ما نزدیک ۱۶ جلسه در این رابطه گذاشتیم که توانستیم این سرمایه گذاری را احیا کنیم. سرمایه ۶۲ میلیون دلاری که با نرخ امروز حدود ۸۰۰ میلیارد تومان است. فاز اول ۲۰ میلیون دلار هزینه شد و در فاز دوم نیز حدود ۴۲ میلیارد تومان قرار است سرمایه گذاری شود. این پروژه از سویی هم رهاورد توسعه صادرات و حمل و نقل سریع و آسان را با خود به همراه دارد و هم اشتغال را برای مردم شریف شهرستان به همراه خواهد داشت و حدود ۱۰۰۰ نفر به صورت مستقیم در آن مشغول کار خواهند شد. با اولویت آستارایی بودن؟ من انحصارطلب نیستم ولی می دانید که این گرد و خاک و صدای و موج منفی راه آهن به مشام و چشم و گوش و مردم آستارا خواهد رفت. من احساس می کنم این عزیزان در اولویت هستند ولی اگر نیرویی مورد نیاز در آستارا نباشد می توان از خارج شهرستان نیز آورد. البته سرمایه گذاران خارجی و داخلی داریم که قطعا باخود نیروهای خواهند آورد که در تخصص نیروهای شهرستان نباشد. البته این پروژه ظاهرا تعطیل شده و شما نیز آقای واعظی را مقصر دانستید که ایشان باعث آن شده است. نگاه کنید قرارداد در سال ۹۵ منعقد شد ولی قبل از انعقاد قرارداد کار شروع شد. زمانی که دو طرف کمیسیون ایران و آذربایجان کارشان را شروع می کنند، آقای واعظی رئیس ایرانی کمیسیون بود و قرار بود بدون انعقاد قرارداد کار شروع شود. در ابتدا آقای واعظی به شرکت راه آهن جمهوری آذربایجان می گوید کار را شروع کنیم که آن ها بحث قرارداد را پیش می کشند. اما در ادامه سرمایه گذار به پیمانکارش می گوید کار را شروع کنند. پیمانکار هم یک ایرانی بود اما طرف قرارداد جمهوری آذربایجان است. کار شروع می شود و چون قراردادی نیست پول هایی که وارد شده و وجه و مبلغ پیمانکار خارج از سیستم بانکی بود و اساسا خط اعتباری که قرار بود باز شود بعد از امضای قرارداد وارد می شود. خارج از خط اعتباری این سرمایه توسط پیمانکار می آید که حدود ۱۱ میلیون دلار بود. بعد از امضای قرار داد ۱۰ میلیون دلار دیگر هم از طریق خط اعتباری که در قرارداد ذکر شده توسط پیمانکار تامین می شود ولی وقتی صحبت پولش را کرد طرف آذری درخواست کرد پیمانکار تاییدیه مقدار احجامی که کار شد را از ایران بگیرید تا پولش را بدهد. طرف کشور خودمان هم ۱۰ میلیون دلار را تایید می کرد و سرمایه قبلی را قبول نداشت. من هم به همین دلیل از آقای واعظی انتقاد کردم و ایشان هم یک نامه ای به من نوشتند که خودشان را مقصر نمی دانستند. ایشان می گفتند:« مذاکره کلی را به سرانجام رسانده است و کارهای فنی برعهده شرکت ساخت و توسعه و راه آهن است در مسائل فنی دخالت نمی کند.» با این حال آقای اسلامی وزیر راه با من تماس گرفتند و جلسه سه ساعته با پیمانکار گذاشتند و این موضوع را حل کردند. ما بیش از ۱۶ جلسه در این رابطه گذاشتیم و احمدالله موضوع حل شده و پیمانکار دارد کارش را شروع می کند. معتقدم چون سال آینده تعهدات دو طرف است که سال آینده پایانه تکمیل شود امیدوارم به نتیجه برسد. در رابطه با بحث اشتغال، نقل قولی در مهر ۹۷ از رئیس ستاد مردمی شهرستان آستارا منتشر شده است که می گویند:« مردم از مراجعه به دفتر نماینده برای مشکلات خودشان ناراضی هستند و به نمایندگان رشت و دیگر شهرستان ها مراجعه می کنند.» شما این را قبول دارید؟ بعضی از این صحبت ها منشای حب و بغض دارند. مردم شعور و فهمشان اینقدر بالا است که این چیزها را می فهمند که فرقی ندارد نماینده رشت باشد یا جای دیگر، نماینده شهرستان آستارا همان قدرتی را دارد که دیگر نمایندگان دارند. این ها نوعی صحبت های تخریبی است و می تواند در راستای بحث استانی شدن انتخابات باشد. این صحبت هم همان زمانی مطرح شد که بحث انتخابات استانی مطرح بود. من این مسائل را قبول ندارم. شما در سال ۹۲ از حلقه های اصلی ستاد آقای روحانی بودید و در سال ۹۶ از اعضای ستاد آقای رئیسی، آیا در رفتار شما چرخش اتفاق افتاده است؟   شما در نگاه اولیه درست می گوئید. یک تناقضی وجود دارد ولی باید برگردیم به سال های قبل! بنده در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری احمدی نژاد مخالف اظهارات و اقدامات و تنش های ایشان بودم. استنباط من این بود که ایشان از مسیر و هدف اصلیش خارج شده است. به نظر خودم می رسید که باید دنبال گزینه ای باشیم که همه نیروها را کنار هم جمع کند که آقای روحانی این شعار اعتدال گرایی را مطرح کردند و از اصلاح طلبان و اصولگرایان و معتقدین به نظام استفاده کنند. اما این که بنده از جناب آقای روحانی را حمایت کردم بدین معنی نیست که پایبند صد در صد باشیم و مطلقا ایشان را قبول کنیم. ما عاشق چشم و ابروی آقای احمدی نژاد نبودیم. گفتیم وی یک نیروی جوان و پیگیر بود که در دور دوم خودش را خراب کرد. بحث مشایی و رحیمی و مباحث دیگر باعث شد بنده به عنوان یک فعال سیاسی جوان از جبهه ایشان کناره گیری کنیم. در بحث آقای روحانی هم همین طور! ایشان قول دادند که اعتدال را پیشه کنند و از همه نیروها استفاده کنند که عملا چنین کاری نتوانستند انجام دهند. آقای روحانی به صورت ضمنی مقابل رهبری ایستاد و این برای ما ناخوشایند بود. در چه مقطعی؟ در بحث برجام شما که مصاحبه هایی در حمایت از برجام هم داشتید. من دوره تصویب برجام نماینده نبودم. اما این عزیزان به هشدارهای رهبری و بزرگان نظام گوش نکردند و استنباط خودم این بود که آقای روحانی دهن کجی هایی به نیروهای انقلابی می کرد که پسندیده نبود. با پالس هایی که از خارج کشور می گرفت امیدوار بودند که برجام به فرجامی خواهند رسید. شعار ایشان هم این بود که خیلی از این انقلابیون در کشور رایزنی سیاسی و بین المللی را بلند نبودند. این را بارها تکرار کرد. غافل از آن که تضمینی در رابطه با برجام گرفته نشده است. صحبت های بزرگان نظام را گوش نکردند و کار برجام هم نافرجام شد.   آیا در بحث راه آهن آستارا برجام تاثیرگذار نبود؟ چگونه؟ می توانیم استنباط کنیم که مسیر سرمایه گذاری خارجی را باز کرد که قبلا بسته بود. نگاه کنید کشورهای همسایه ما با در هر دولتی ارتباطشان خوب است. گاهی خوب تر نیز شده است. ما با آن ها ارتباطات خوبی داریم. ولی آقای الهام علی اف نیز بر این مساله تاکید داشت که مساله برجام در این سرمایه گذاری نقش داشت. آقای روحانی در واقع ارتباطی که با جمهوری آذربایجان درباره سرمایه گذاری خارجی داشتند مثبت بود. صحبت ایشان در جمهوری آذربایجان هم تاثیرگذار بود. ایشان گفته بودند که آذری ها برادران ما هستند و ارمنی ها همسایگان ما و این به مزاج آذری ها خوش آمده بودند و ادبیات و دیپلماسی این چنینی باعث تاثیرگذاری در سرمایه گذاری آن ها شد ولی من این را مربوط به برجام نمی دانم. ما با آذربایجان روابطمان هیچ وقت بد نبود. مساله جذب سرمایه گذاری خارجی هم از این طریق بود که من به فال نیک می نگرم. فکر نمی کنید این انتقادات مکرر از دولت در شهرستان شما تاثیرگذاری خودتان اثر سوء بگذارد. آن هم در شهرستانی که ۷۵ درصد مردمش به این دولت رای دادند و همین از محبوبیت شما کم می کند. هرکسی وظیفه ای دارد. وظیفه دولت اجرا است و بنده نیز به عنوان نماینده موضوعم وکالت مردم است. وزرایی که در تهران نشستند نمی دانند ما در آستارا چه مشکلاتی داریم. من باید این ها را بگویم. وقتی من می گویم، می شوم منتقد و اگر انجام هم نمی شود، می شوم منتقدتر! وظیفه ما با آن ها متفاوت است. البته ما باید با هم همکاری کنیم. وقتی من اصرار بر این مطالبات دارم اسمم منتقد می شود. به نظرم هیچ تزاحم و تناقضی بین این مساله بین مردمی که به آقای روحانی رای دادند و به بنده رای دادند نمی بینم. مردم به من رای دادند که پیگیر مطالبات خودشان باشند. مردم آستارا سیاسی هستند و فهم و استنباط بالایی دارند. من این را تناقض نمی بینم. الان در مجلس و فراکسیون ولایی با نظرات اعضای این فراکسیون اشتراک نظر دارید؟ ما حتی با فراکسیون امید هم اشتراک نظر داریم. این طوری نیست که در مجلس فراکسیون امیدی ها هیچ اشتراکی با ما ندارند. ما اشتراک های کلی داریم که به کلیات نظام پایبندیم.   شهریور ۹۷ گفته بودید که استاندار گیلان فرد بی تجربه است. ولی خود شما هم وارد عرصه نمایندگی شدید تجربه چندانی نداشتید. با توجه به این که آقای سالاری به مرور توانست جایگاه مدیریتی خودش را بالاتر ببرد... بهتر نیست کمی از موضع گذشته خودتان عقب نشینی کنید. ما آرزوی خیر و سلامتی برای آقای سالاری داریم! از یک زاویه دیگر هم این مساله را باز کنیم شما در انتقاد به وزیر جدید آموزش و پرورش هم گفتید که ایشان خام و بی تجربه هستند. در حالی که خودتان جوان هستید. من نگفتم خام و بی تجربه هستند. یک مصاحبه ای از شما هست. این را از زبان من نوشتند. بنده گفتم در حوزه آموزش و پرورش ایشان تجربه لازم را ندارند. به هر صورت نگاه به حضور جوانان را چطور می بینید. شاید با این انتقاداتی که داشتید استنباط می تواند این گونه باشد که به حضور جوانان اعتقاد ندارید. بحث تجربه قابل جمع با جوانگرایی است ما می توانیم این دو موضوع را با هم جمع کنیم. صحبت شما این گونه است که تجربه با پیرمردان است. در حالی که جوانان باتجربه نیز داریم. ما از جوانان با تجربه و خلاق می توانیم استفاده کنیم. البته بدین معنا نیست کسانی که سال ها حضور داشته اند را کلا کنار بگذاریم. حتی زمانی که طرح منع به کارگیری بازنشستگان مطرح شد که بسیاری از عزیزان به سن بازنشستگی رسیدند یکی از مخالفین بنده بودند. مقام معظم رهبری هم یک سری انتقاداتی به این قانون داشتند که به نظرم صائب بود. مرکز پژوهش ها هم ماموریت گرفت که این قانون را بررسی دوباره داشته باشد. به نظرم این اتفاق باید می افتاد. بعضی عزیزان هستند که از تجارب آن ها می توانیم استفاده کنیم و کنار گذاشتن آن ها ضرر بزرگی است. با این که جوان گرا هستم اما معتقدم تجربه و جوانگرایی قابل جمع است. در خودتان وقتی وارد کارزار مجلس شدید تجربه می دیدید؟ من این توانایی را در خودم می دیدم. اگر چنین توانایی نبود وارد میدان نمی شدم. تا امروز نیز کارهای خوبی اتفاق افتاده است و سعی کردم که شان مردم آستارا را حفظ کنم. شما از معدود دهه شصتی هایی هستید که به پست و مقام رسیدید. در مورد این نسل این دهه می گویند که حتما باید به نهاد و ارگانی وابسته باشند که پست و مقامی بدست آورند. معتقدم دهه شصتی ها فارغ از بحث های سیاسی واقعا نسل سوخته هستند و این یک واقعیت است. این نسل در برهه ای قرار گرفتند که شغل و مقام کم وجود داشت. خیلی از بچه های دهه شصت نتوانستند ازدواج کنند. خیلی از عزیران ازدواج کردند و شغل ندارند و به مایحتاج اولیه خودشان را نرسیدند. به نظر من دهه شصتی ها با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند و اگر می بینید که به جایگاه هاشان نمی رسند به شرایط فعلی دولت برمی گردد. خیلی از این آن ها با لیاقت هستند و می توانند مدیران خوبی شوند ولی شرایط فراهم نیست. ما باید کمک کنیم که این عزیزان از برهه و سختی ها سربلند بیرون بیایند.   در همین ماجرای مستثنی کردن بعضی مدیران بازنشسته نام شما در میان کسانی بود که نامه بازگشت آقای گرشاسبی مدیرعامل سابق پرسپولیس را امضاء کردند. هر دو تیم استقلال و پرسپولیس از تیم های بزرگ ما هستند. این دو تا تیم ظرفیت بزرگی دارند آقای گرشاسبی هم آدم باتجربه ای است. من نظرم را گفتم که از صاحبان تجربه باید استفاده شود. این مساله خیلی کوچک نبود که یک نماینده ورود کند؟ چرا مثلا شما به عنوان نماینده از دیگر نمایندگان برای کمک به تیم شهرداری آستارا کمک نمی گیرید؟ تیمی که شما فرمودید متولیش شهرداری است که ما به آن کمک هم کردیم ولی هر شخص و ارگانی که بخواهد باشگاه داری کند باید توانایی آن را داشته باشد. من وقتی می بینم چنین توانایی ندارم در واقع خیانت به بازیکنان و هواداران کردم. ما حرکت های خوبی را در حوزه ورزش کردیم. یکی از معضلات دو تیم مقاومت و شهرداری آستارا ایجاد چمن مصنوعی بود. با توجه به این که زمین چمن ما گل و لای بود و از اوضاع خوبی برخوردار نبود اقدام بسیار خوبی صورت گرفت زمین چمن خودمان را درست کردیم و اعتبارات خوبی بالغ بر ۴ میلیارد تومان گرفتیم. این یک کار ماندگاری بود و بنده نیز افتخار پیگیری آن را داشتم. ما نباید این امضا را با آن حرکت بزرگ مقایسه کنیم. ما کلا صحبت مان این است که از افراد با تجربه استفاده شود و به این امر معتقدم. در مورد موضوع محیط زیست شما سخنرانی داشتید که در سال ۵۶ بیش از صد هکتار زمین به محیط زیست داده شده است و الان بخش اعظم آن در دسترس نیست. در این رابطه به نتیجه ای هم رسیدید؟ در سال ۵۶ یک اتفاقی در آستارا افتاد و ۱۰۰۰ هکتار از اراضی ملی را در اختیار سازمان حفاظت از محیط زیست قرار دادند که کلی از اراضی را می بینید که به صورت قانونی و یا غیرقانونی تصرف شده است که به نظرم ۹۰ درصد از آن توسط نهادهای دولتی تصرف شده است و اشخاص حقیقی هم به کمک آن ها این زمین ها را در اختیار قرار گرفتند و حالا اگر دولت بخواهد بازپس گیری کند باید رضایت مالکین را بگیرد. این مربوط به سازمان حفاظت از محیط زیست است و باید اصالتش را حفظ می کرد. اکنون اشخاص سند دارند و مالک هستند و مالکیت هم در نظام حقوقی ما ارزشمند است. این اراضی باید حفظ می شدند. به نظرم دولت باید در این زمینه ورود پیدا کند. این مسائل را به دلیل ضعف سازمان حفاظت  محیط زیست می دانید؟ دقیقا به همین دلیل بود و در دولت های مختلف اتفاق افتاده است. به نظر من کوتاهی هایی بود که در ادوار مختلف صورت گرفته است. اگر بخواهیم یک باره بدون توافق حل کنند به دلیل مالکیت اتفاق نمی افتاد. دولت نمی تواند به حقوق آن ها تجاوز کند. چون مالکیت در نظام ما مورد احترام است. اما پیشنهاد من این است که دولت برای آزادسازی سواحل رضایت طرف مقابل را بدست آورد.   شما عضو کمیسیون اصل ۹۰ هستید که برای پیگیری شکایات مردم از سه قوه تشکیل شده است ولی اکنون کمتر شناخته شده است. یک سری موازی کاری ها هم دیده می شود. مثلا کمیته تحقیق و تفحص و کمیته نظارت و امثالهم که کار همین کمیسیون را انجام می دهند که خیلی ها می گویند کمیسیون اصل ۹۰ از هویت اصلیش خارج شده است. شاید در مجلس ششم که مسائل ٫ریزتری مثل بررسی شکایات زندانیان سیاسی را هم می رسید خیلی ها می گفتند کمیسیون قوی تر است. این مورد را قبول دارید که بحث حقوق شهروندی دراین کمیسیون به حاشیه رفته است و موازی هایی کاری صورت می گیرد. حوزه وظایف و اختیارات متفاوت است. بعضا ممکن است در هم ارز حرکت کنند. کمیسیون اصل ۹۰ حق نظارت و مرجع رسیدگی به تظلم خواهی از رویه هایی است که در مراجع گوناگون اتفاق می افتد. در مورد حقوق شهروندی شما اول باید مبنای آن را مشخص کنید. مبنا اگر آن چیزی است که آقای روحانی مطرح کردند همین مطالب در قوانین ما است و ما بر اساس قوانین تظلم خواهی می کنیم. اگر شکایت از لحاظ قانونی وارد باشد قطعا رسیدگی می کنیم. تا حالا شده خبرنگاری و یا فردی با عنوان زندانی سیاسی به کمیسیون اصل ۹۰ بیاید و بگوید نسبت به من اججاف شده است و شما رسیدگی کرده باشید؟ من رئیس کمیته سیاسی بودم و حالا هم رئیس کمته حقوقی شدم. این مسائل در کمیته فرهنگی باید بررسی شود. من در هیات رئیسه چنین شکایتی ندیدم. ممکن است در کمیته های فرعی مثل کمیته فرهنگی مطرح شده باشد و من مطلع نیستم. خودتان هم این مسائل را پیگیری می کنید؟ همین طور مسائل گیلان که ممکن است شکایت هایی مطرح شده باشد و کمیسیون باید بررسی کند. در گیلان ما چند پروژه را مطرح کردیم. یکی بحث فاضلاب بود که به ظرفیت از سازمان محیط زیست و آب و فاضلاب و وزارت نیرو ورود کردیم و نظرات کارشناسان را نیز در این زمینه جمع آوری نمودیم. دو بحث هم به صورت ویژه پیگیری شد. یکی بحث تالاب استیل عباس آباد آستارا بود که در این کمیسیون بررسی شد که حکم نهائی کمیسیون مبنی بر محکومیت شهرداری وقت را دریافت کردیم و در این حکم شهرداری باید خاکریزی و قطع و قمع آن منطقه را انجام می داد و خاک های باقیمانده نیز به نفع محیط زیست مصادره شود. قضیه بائوجمی تالاب انزلی هم در کمیسیون اصل ۹۰ مطرح است و هنوز به جمع بندی نرسیده است. اگر به نتیجه ای برسیم که تخلفی صورت گرفته قطعا به دستگاه قضائی ارسال خواهیم کرد. نظر شما در مورد فرماندار آستارا چگونه است؟ به خصوص این که ایشان غیربومی هم بود و انتقادات در این زمینه زیاد است. نگاه کنید این که مسئولی بومی باشد یک ظرفیت است و اولویت دارد. به شرطی که توانمند و متخصص باشد و این هم در کشور ما بدین معنا نیست که غیربومی ها حق ندارند. همه ی ایران سرای من است و همان طور که گیلانی ها در سایر استان ها دارای پست هستند مدیران سایر استان ها می توانند صاحب مقام باشند. آقای حسن رستم زاد فرد متخصص و مردم دار و متعهدی است و با مردم نیز روابط بسیار خوبی دارد و بسیار کسانی که از جانب من با ایشان دیدار می کنند، چه کارشان صورت بگیرد چه نه از نحوه رفتار ایشان ابراز رضایت داشتند. آیا این رضایت به دلیل اختلافاتی بود که با فرماندار قبلی داشتید؟ من با فرماندار قبلی اختلافی نداشتم. البته اثبات شی نفی ماعدا نمی کند. حالا به هر صورت یک استنباطی است که اختلافاتی با فرماندار پیشین دارید. اخیرا هم فرماندار انتقاداتی نسبت به سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان داشته و آستارا را فرزند خوانده گیلان دانست که شما در مقام دفاع از ایشان برآمدید. این به چه دلیل بود؟ یک مثلی هست که هر آن کس از دیده برفت از دل هم برفت. آستارا به لحاظ جغرافیایی آخرین شهر استان گیلان در غربی ترین نقطه این استان است. آستارا از مرکز استان دور است و مسئولین کمتر سر می زنند. البته در زمان نمایندگی من استانداران و مدیران تشریف آوردند ولی حرکت خودجوشی وجود ندارد. به همین دلیل است که من نماینده باید بخواهم در حوزه های مختلف این کار را انجام دهید که به مردم فاز مثبت داده شود. اتفاق خودجوش وجود ندارد. ما مردم مهمان پذیری هستیم. قطعا این آمد و شدها بر شائبات تاثیر خواهد گذاشت. مردم آستارا خودشان را متعلق به گیلان می دانند و اینجا را دوست دارند. حرکت خودجوش مدیران در حوزه های مختلف مثل بودجه و عمرانی و سیاسی یک اطمینان خاطری به مردم این شهرستان می دهند و این اطمینان خاطر به آن ها کمک می کند. فکر نمی کنید استقبال خوبی که فرماندار از نماینده ای که اظهارات عجیبی در مورد گردنه حیران داشت برای ایشان دچار حواشی کرده است؟ به نظرم فرماندار این صحبت ها را فارغ از این مسائل کردند. در واقع این مساله را دعوای درون استانی مطرح کردند. نه این که آقای فرماندار چون بحث الحاق را در نظر دارند چنین کارهایی کردند. این تفسیر درست نیست. هیچ وقت بحث الحاق را مطرح نکردند. چون هیچ وقت دنبال چنین حرفی هم نبودند. به نظرم صحبت ایشان در مورد فرزند خواندگی دعوای درون استانی است. بعضی ها دنبال حواشی هستند. به قول معروف «الا یا ایها الطلاب، علیکم باالمتون لا بالحواشی» بعضی ها اصل متن را گم کردند و دنبال حواشی هستند. به نظرم فرماندار مطالبات شهرستان را در قالب نقد گفتند و به نظرم حق نیز گفتند.   آیا در آستارا خلاء بعضی کارهای مدیریتی خودجوش را در بروز حرکات تفرقه انگیزانه موثر می دانید؟ تمام دلیل این حرکات همین نیست. بعضی از عوامل از خارج کشور و یا داخل با عنوان پان ترک هستند که خواستار نهادینه کردن پان ترکیسم در کشورند. یک دلیلش همین است و البته مردم آستارا همیشه پان ترک ها را پس زدند. و من هم همیشه مصاحبه های متعددی در این مورد داشتم. یک سری شائبات رسانه ای را پان ترک ها درست می کنند. بحث دیگر استقبال کمتر مدیران استان به مسائل شهرستان است. من پیشنهاد می کنم که آستارا به خاطر حساسیت های مرزیش مورد توحه قرار دهند. بدون شک مردم آستارا جواب خوبی را با خوبی می دهند. چند اصطلاح حوزوی به کار بردید. یک سوالی خیلی دوست داشتیم بپرسیم که چرا لباس روحانی نپوشیدید. وارد مسائل شخصی شدید(خنده) فکر می کنم عمومی باشد. خدمت شما عرض می کنم کسی که ملبس به لباس مقدس روحانیت می شود آن قداست روحی ،حسن خلق و فضیلت درونی را در خودش می بیند. پوشیدن این لباس کار سختی است و کسانی که قدم در این راه گذاشتند به نظرم یک جهاد است. من این فضیلت را در خودم ندیدم. خودم را پائین تر از دوستانم می بینم و امیدوارم بتوانیم در جبهه دیگری خادم مردم و ائمه اطهار باشیم. به حوزه بابت اینکه در این سن و سال به نمایندگی رسیدید و از آن جا رشد کردید مدیون هستید؟ به نظر من جهان اسلام به حوزه مدیون است. تفکرات بسیار خطرناکی در جهان اسلام در حال اشاعه است. تفکر حوزوی به خصوص در جهان تشیع جلوی بسیاری از تفکرات خطرناک را در جهان اسلام گرفته است. همه کسانی که مخالف ترور و خون ریزی هستند چه مسلمان و غیرمسلمان! به حوزه دین دارند. در مکتب ما ترور مذموم است ولی بعضی مکاتب را می بینیم که با نام دین اسلام وارد می شوند استدلالاتی با خودشان می آورند و شروع به ترویج خشونت می کنند. ما همه مدیون حوزه هستیم و من هم به این شکل خودم را دیون حوزه می دانم. من هجده سال در حوزه تحصیل داشتم. درس خارج خواندم. شاگرد مقام معظم رهبری و آیات عظام در قم بودم و احساس می کنم تفکرات فقهی و علمی خودم برگرفته از حوزه بود. تحصیلات دانشگاهی دارم و در دانشگاه شهید بهشتی درس خواندم ولی خودم را حوزوی می دانم. اگر نماینده مجلس نباشید با توجه به تحصیلات خودتان به مقامی چون شهرداری و یا استانداری خواهید رفت. من دنبالش نمی روم ولی اگر پیشنهادی بود و اصرار کنند قبول می کنم. خودتان می پذیرید که بدون تخصص در آن حوزه قبول پستی کنید. نه، خودم وقتی در حوزه ای تخصص نداشته باشم ورود نمی کنم. شاید تعهد داشته باشم ولی تخصص ندارم و این خیانت محسوب می شود. در این سه سال و نیم اخیر شما از نظر مالی ضرر کردید یا سود داشتید؟ تفاوتی به حال من نکرده است. در زندگی مالی من هم این که بگویم میلیاردر شدم این اتفاق نیفتاد. این که ادعا بکنم ضرر هم کرده ام چنین نیز نبوده است. ولی مال و منالی برای خودم جمع نکردم و مثل سایر مردم زندگی می کنم و سعی کردم که به طور متوسط زندگی کنم. حتی ماشینی که سوار می شوم و خانه ای که زندگی می کنم در حد بسیار متوسطی است. پیشنهاد رشوه داشتید؟ بله چه واکنشی نشان دادید؟ نپذیرفتم. فکر می کنید نگاه مردم به شما چگونه است؟ مردم آستارا بسیار قدردان هستند و هر تصمیمی که بگیرند برای ما قابل احترام است. اگر رای دهند قطعا عملکرد من را قبول کردند و در غیر این صورت یعنی من را تایید نکردند. این حق مردم شهرستان آستارا است ولی این را می دانم مردم قدردان هستند. از آن جهتی که من در قلب خودم مردم را دوست دارم احساس می کنم که مردم نیز بنده را دوست دارند و به بنده حقیر لطف دارند. بازهم به عنوان فرد مستقل ورود می کنید. بله بازهم مستقل خواهم آمد.   مصاحبه: سامان بدر- امیرحسین میلانچی تصویربرداری و تدوین: کمیل فتاحی  

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code