نسخه موبایل
دی ۸, ۱۳۹۸ 451594 اجتماعی خبر گیلان
بمناسبت 12 دی ماه روز رشت؛

رشت چگونه رشت شد؟(قسمت هشتم)

کار اقبال عامه برای شرکت در جشنهای کشف حجاب بجایی رسید که حکمران گیلان در نهم اسفند ماه سال ۱۳۱۴ از علمای طراز اول گیلان دعوت نمودند که با خانم های محترمه خود در جشنی که به مناسبت نهضت اجتماعی بانوان منعقد گردیده شرکت کنند . به جز قاضی عسگر و چند نفر دیگر از روحانیون که دعوت را لبیک گفته و در این جشن شرکت نمودند ، بعضی دیگر از علمای دینی مخالفت خود را با این اموردر خفی اعلام می نمودند . از جمله آیت الله نجفی جیلانی با تالیف و توزیع کتابی تحت عنوان طومار عفت، بصورت پنهانی،مخالفت خود را با کشف حجاب اعلام کردند.

گیل خبر/مومن صالحی

قسمت هشتم*

(این یادداشت ها در ۱۱ قسمت منتشر می شود)

 

شهرداری رشت
در سال ۱۳۱۴ خورشیدی ریاست یازدهمین دوره بلدیه رشت در دست اقای اسدالله مجلسی بود.در ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۱۴ رضا شاه فرمان تشکیل فرهنگستان ایران را که وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه ،اساسنامه آن را در شانزده ماده تنظیم و به تصویب هیات وزراء رسانده بود ،صادر نمود.
با شروع بکارفرهنگستان ایران ، لغات جدید ارام ارام واژه های قدیمی عربی و روسی و انگلیسی را که معمول بود به گوشه ای رانده و با کلمات فارسی عوض نمود .از این سال کلمه شهرداری جانشین بلدیه و کلمه شهردار جانشین واژه ریاست بلدیه شد .
کلمات دیگری نیز بدین شرح تغییر کردند . برای مثال : مریض خانه = بیمارستان یا قابله =ماما یا عمله =کارگر یا دارالایتام =پرورشگاه یا اطفائیه= اتش نشانی یا دارالرضاعه = شیر خوارگاه یا دار المجانین = تیمارستان یا فخار = کوره پز یا عوارض متفرقه = خورده باج وقس علیهذا. البته تب فارسی گویی و خارجی زدایی انقدر زیاد شده بود که رضا خان از محمد علی فروغی اولین رئیس فرهنگستان ایران خواسته بود که تمامی کلمات عربی را از روی ادارات دولتی بردارد و معادل فارسی بگذارد .محمد علی فروغی ، نخست وزیر و اولین رئیس فرهنگستان ایران ،که خود بسیار اصطلاحات فرنگی همچون،فرنگی ماب ، مستفرنگ، شیرینی فرنگی را استفاده می نمود ، چونکه نتوانست اعلیحضرت قدر قدرت و زورگو را متوجه نشدن این کار نماید، با عوض کردن نام اداره ای به معادل فارسی آن که موجب خنده و تمسخر،همگان از اعضای هیات دولت و فرهنگستان ،شد ،شاه را متوجه لزوم تغییرات تدریجی ،جایگزینی واژه های فارسی نمود . نام این اداره را فرهنگستان ایران ،چنین پیشنهاد کرده بود «سرکردگی آمد و شد سیخکی» بجای « اداره حمل و نقل مستقیم».

ساخت پل عراق و پل زرجوب


شهرداری رشت با اتمام موفقیت آمیز اجرا و احداث سه خیابان مهم سپه و شاهپور و شاه ،اکنون برنامه احداث خیابان سعدی برای هموارساختن راه ورود به جاده انزلی وهمزمان احداث دو پل زرجوب و پل عراق را نیز در دستور کار خود قرارداد.چون اجرای این دو پل در توان فنی شهرداری نبود ،ساخت ان را ابتدا به کمپانی سنتاپ واگذار نمودند ولی با تجدید مناقصه،به شرکت اشکودای هلندی واگذار شد. هزینه ساخت دو پل برابر با دویست هزار تومان یعنی بیش از بودجه یکساله شهرداری رشت ، دران سال بود.برای تامین این بودجه ، با استقراض از بانک ملی و باز پرداخت پنج ساله توانستند این دو پروژه مهم را به سرانجام برسانند.

ورزشگاه و بیمارستان
مهدی فاطمی حکمروای گیلان از سال قبل با خرید حدود سه هکتار زمین در منطقه ناصریه ،سنگ بنای ساخت یک ورزشگاه را میگذارد. درسال ۱۳۱۴ روزانه ۴۰ نفر عمله و بنا مشغول ساخت این ورزشگاه زیر نظر شهرداری و اداره تربیت بدنی بودند. این ورزشگاه جنب اداره فرهنگ روبروی اداره دارایی امروزساخته شد وبعد از انقلاب بنام سالن باهنرمحل تمرین ورزشهای کشتی و بوکس و وزنه برداری و غیره بود.

مشیر فاطمی

بیمارستان زهروی شهرداری نیز در محله مسجد صفی کوچه سعید الممالک برای مبارزه با بیماری های مقاربتی مثل سوزاک و سیفلیس و شانکر که یکی از بلایای اجتماعی ناشی از اشاعه فحشا در آن زمان بود ، در همین سال به ریاست دکتر کاظمی پزشک مهاجر و از اهالی آذربایجان ایجاد شد.
از سویی ابگیرهای داخل شهر و اطراف ان،محل مناسبی برای رشد پشه مالاریا بوده و این بیماری نیز بیداد میکرد. معاینه گودال ها و برنامه مبارزه با این پشه و بیماری نیز ازهمین سال بتدریج شروع و تا سالهای زیادی ادامه داشت.
ارکستر شهرداری رشت
«کورکاظم» پیرمرد مزقانچی،برای «ظهیرالدوله»، داماد ناصرالدین شاه قاجار که درمسیرسفر مظفرالدین شاه به اروپا به رشت آمده بود- در باغ صفای رشت، ملک میرزا عبدالوهاب مستوفی، برایشان «نای هفت بند» نواخته بود.سپس درمراسم شام توسط دسته موزیک که مرکب است از بیست و چهار موزیکانچی و یک سرهنگ معلم که اسمش حسن خان و از شاگردان مدرسه دارالفنون دولتی تهران است ،قطعاتی نواخته شد. گروه موزیک تصنیفهای ایرانی را چندان خوب نمی زدند ولی نتهای فرنگی را که تماما قنسول روس به آنها داده است و مشق کرده اند بهتر می زنند. با این سابقه، گروه موزیک و ارکستر شهرداری رشت در سال ۱۳۱۴ با چهل نفر نوازنده رسما تشکیل شد.شهرداری رشت طی قراردادی که با کارخانه کرلتون فرانسه بسته بود با تخفیف بیست درصد الات موسیقی لازم را خریداری واز طریق گمرک بندر پهلوی وارد رشت نمود. با ان وسایل نه تنها ، گروه موزیک شهرداری راه اندازی شد ، بلکه برای تعلیمات موزیک اطفال دارالایتام ، درعصرهای هواخوشی رشت ،داخل باغ سبزه میدان نیزبکار گرفته میشد.

تا قبل از این، ذوق هنری مردم رشت مورد توجه همه مردم ایران بود.چندانکه روح الله خالقی استاد بزرگ موسیقی و خالق اثر ماندگار  «ای ایران» در خاطرات خود از برگزاری اولین کنسرت موسیقی در سال ۱۳۰۶ که با حضور کلنل علینقی خان وزیری با هیات ارکستر مدرسه عالی موسیقی که به رشت امده بودند می گوید « چند کنسرت در رشت و انزلی دادیم ،اهالی گیلان مردم با ذوق و متجدد و موسیقی دوست بودند. استقبال شایسته ای کردند وازکلنل تقاضا نمودند، شعبه ای از مدرسه را دررشت دایر نماید. وزیری برای این کار بهترین شاگرد خود ابوالحسن صبا را در نظر گرفت و مدرسه صنایع ظریفه دررشت را تاسیس کرد و ابوالحسن صبا ریاست ان مدرسه را عهده دار شد»
قطعه موسیقی زرد ملیجه حاصل اقامت استاد ابوالحسن صبا در همین دوره است.

گروه موزیک شهرداری رشت

در سالهای بعد ازپیروزی انقلاب اسلامی،گروه موزیک شهرداری رشت پاشیده شد . تا سال ۱۳۸۰ توسط شهردار وقت ،اقای مرتضی شگفت که خاطرات دوران کودکی از گروه موزیک شهرداری رشت داشت ،عزم خود را برای احیا و تشکیل مجدد این گروه بکار گرفت و با پیگیری جدی و سرکشی های روزانه توانست بار دیگر با هدف شادمانی و رضایت شهروندان رشتی گروه موزیک را سامان بدهد واین گروه ۹ نفره در ۱۲ بهمن ۱۳۸۰ با نواختن قطعه ای از موسیقی ایرانی در حالی که آقای شهردار از اتاق خود نظاره گر کار آنان بود دوباره کارش را شروع نمود. از ان پس دانش آموزان و کارمندان رشتی، هنگام ابتدای صبح در گذر از میدان شهرداری شاهد نواختن قطعات ملی و ایرانی این گروه با لباسهای مخصوص آبی آسمانی و سر دوشی های زربافت بودند .

 

رشت روشن

چراغ برق

رشت تا سال ۱۳۱۴ از تاریک ترین شهرهای ایران بود . هوای عموما ابری رشت و کمبود اسمان صاف و پرستاره در شب ،فضای رشت را عموا دلگیر و تار و تیره میکرد . روشنایی شهر تا این سال با کمک چراغهای پیه سوز و یا نفتی سوتکا و جدیدا استفاده از لامپ های برقی بود. در دوره چراغهای نفتی و سوتکا ، ماموران شهرداری شبها با کمک مردم ، معابر را روشن میکردند وان چراغها علاوه برنورکم ، خطر آتش سوزی را نیز در پی داشتند. با ورود ماشین چراغ برق در ابان ماه سال ۱۳۱۴ ، اول بار، عمارت شهرداری چراغانی و روشن شد و سپس طی قرارداد با اداره چراغ برق با سیم کشی، نقاط مختلف شهر از جمله خیابان ها و معابر با چراغ برق روشن شد و بتدریج رشت از تاریکی دلگیرهمیشگی خود، درامد وزندگی شبانه دران جریان یافت.

   کشف حجاب


از رویدادهای مهم سال ۱۳۱۴ اجرای دستور کشف حجاب در کشور بود که بازتاب ان در گیلان و رشت هم بارز بود. رضا شاه پس از بازگشت ازسفر ترکیه برای وارد شدن به عصرمدرنیته ،تنها راه حل ان را کشف حجاب از زنان دانست .او در هفدهم دیماه سال ۱۳۱۴ با برداشتن چادر و روسری از همسر و دختران خود، زنان دیگر ایرانی را طی حکمی وادار به برداشتن چادر و کنار گذاشتن ان نمود.
روزنامه اطلاعات ۱۷ دیماه ۱۳۱۴ در خبری چنین می نویسد « اهالی رشت و لاهیجان با نهایت جدیت و تشویق تامه جهت برداشتن حجاب اقدام نموده و می نمایند»
اما این همه واقعیات نبود . فشارهای پلیسی ، بگیر و ببندها و تهدید و تهاجم به بانوان محجبه رشتی و خانواده های انان از یک طرف ، و از طرف دیگرهزینه زیادی بود که بابت برگزاری جشن های آزادی زنان در سالن شهرداری می بایست انجام بگیرد. بنا بر این ،همه روزه ، گروهها و اصناف می بایست جشنهایی را در سالن عمارت شهرداری و فضای بیرون از ان برای کشف حجاب برگزار میکردند. این جشنها از ساعت سه بعد از ظهر تا شش غروب با نواختن موسیقی توسط گروه موزیک وسخنرانی و شعر خوانی، تحت عنوان نهضت تجدد نسوان ،برگزار شده و مردم زیادی نیز در انها شرکت میکردند .ازدحام جمعیت تا جلوی میهمانخانه بین الملل(هتل ایران) ادامه داشت.بعدها این جشن ها توسط گاراژداران و قصابان و حتی قهوه چی ها جداگانه برگزار میشد . اصناف و بازاریان که عموما از متدینین بودند برای تمکین در برابر اوامر حکومتی معمولا این جشنها را بصورت خصوصی و با اکراه برای تمرین برداشتن چادربرگزار میکردند .
برای مقامات عالیرتبه نیز،شبها جشنهای توسط تشکیلات مجمع تجدد بانوان زیر نظر ملوک فاطمی همسر حکمران گیلان درکلوپ شاهپوربرگزارمیشد . حکمران گیلان و روسای ادارت می بایست با همسران وگاهی با خواهران خود با لباس جدید ، مانتو کلاه یا پیراهن های مناسب ، بجای چادردر ان شرکت میکردند. به خانمهای مقامات و کارمندان، برای اینکه بتوانند لباس مناسب شرکت در این جشنها را تهیه نمایند، یکماه حقوق تشویقی از طرف اداره مالیه گیلان پرداخت شد.کارخانه کیسه بافی نیز به کارکنان خود مساعده مجانی در این فقره پرداخت نمود.
برای لباس زنان فقیر نیز با کمک حکمران و شهردار و مختاری رئیس شهربانی چهارصد دست لباس تهیه شده و در تئاتر و گاردن پارتی که برگزارشد ،به انان تحویل گردید. کار و بار خیاط خانه ها در این زمان رونق زیادی گرفته بود و نرخ دستمزد خود را بالا برده بودند. لاجرم شهرداری برای جلوگیری از اجحاف دوزندگان، وارد ماجرا شد و نظارت بر خیاط خانه ها را اجرایی کرد.
کار اقبال عامه برای شرکت در جشنهای کشف حجاب بجایی رسید که حکمران گیلان در نهم اسفند ماه سال ۱۳۱۴ از علمای طراز اول گیلان دعوت نمودند که با خانم های محترمه خود در جشنی که به مناسبت نهضت اجتماعی بانوان منعقد گردیده شرکت کنند . به جز قاضی عسگر و چند نفر دیگر از روحانیون که دعوت را لبیک گفته و در این جشن شرکت نمودند ، بعضی دیگر از علمای دینی مخالفت خود را با این اموردر خفی اعلام می نمودند . از جمله ایت الله نجفی جیلانی با تالیف و توزیع کتابی تحت عنوان طومار عفت، بصورت پنهانی،مخالفت خود را با کشف حجاب اعلام کردند.

آیت الله نجفی جیلانی

در صفحه اول این کتاب این رباعی نوشته شده بود :
ارکان ملک فتاده از چشم ملوک رذلان همه حاکمند در شهر و بلوک
گفتم به فلک که رذل پرور شده ای ؟ خندید که الناس ،علی دین ملوک
با پایان سال ۱۳۱۴ و موج کشف حجاب ، جلسات و سخنرانی های در باره مزایای کشف حجاب به پایان نرسید و تا سال دیگر همچنان در سالن شهرداری رشت ادامه داشت.
بدنبال کشف حجاب و برداشتن چادر از سر زنان، قانون دیگری به تصویب رساندند که همه روحانیون می بایست به هیات مردم عادی لباس متحد الشکل بپوشند،اگر چه علمای بزرگ و مراجع را استثنا کرده بودند. این قانون در صدد تحقیر و محو روحانیت اجرایی میشد. روحانیون در ان زمان ، اکثرا محاضر رسمی و برخی امور قضاوت را به عهده داشتند .لذا ناچاربرای ادامه کار و فعالیت خود ، با اکراه تن به این فرمان داده و در زمره مردم عادی درآمدند. در همان دوره در خبری که در روزنامه اطلاعات درج شد اعلام کردند که بالغ بر ۵۰۰ نفر از روحانیون درجه اول و صاحبان محاضر و معتمدین متدرجا تغییر لباس داده و به لباس متحد ملبس گشته اند . البته معدود علمایی هم بودند که هیچگاه حاضر به پذیرش این حقارت نشدند.
مهدی فاطمی حاکم گیلان و اسداله مجلسی شهردار رشت ، سه سال بعد درتیر ماه سال ۱۳۱۷ با هیجده تن از مسئولان و مامورین رتبه اول دولت، در گیلان به اتهام اختلاس و ارتشاء و کلاه برداری در دادگاه دیوان جزای عمال دولت، محاکمه شدند و حاکم گیلان به سه سال زندان و انفصال از خدمات دولتی و جرایم نقدی محکوم و مجلسی شهردار رشت نیز به جرم معاونت فاطمی در ارتشاء به دو سال حبس و پرداخت غرامت به خزانه دولت محکوم شد.

لینک قسمت اول 

لینک قسمت دوم

لینک قسمت سوم 

لینک قسمت چهارم

لینک قسمت پنجم

لینک قسمت ششم

لینک قسمت هفتم 

 

کانال تلگرام گیل خبر
نظرات
انتشار نظرات در پایگاه گیل‌خبر به معنی تائید آن نیست. گیل‌خبر نظرات حاوی توهین و افترا و با حروف غیرفارسی را منتشر نخواهد کرد.

ثبت نظر ممکن نیست.

http://www.bankmellat.ir/default.aspx