نسخه موبایل
مهر ۲۰, ۱۳۹۸ 438680 خبر سیاسی گیلان
اسدالله عباسی در هشتمین گفتگوی گیل خبر با نمایندگان گیلان در مجلس:

میخواستم مرتضوی را برکنار کنم اما احمدی نژاد مخالف بود/ به مرحوم قهرمانی القاء کردند در ردصلاحیتش نقش دارم/ کارم در مورد جذب نیروها در تامین اجتماعی قانونی بود

میخواستم مرتضوی را برکنار کنم اما احمدی نژاد مخالف بود/به مرحوم قهرمانی القاء کردند در ردصلاحیتش نقش دارم/ کارم در مورد جذب نیروها در تامین اجتماعی قانونی بود/ همه مدیران اجرایی از رقیب من در انتخابات حمایت می کردند/ دور هشتم مجلس گزینه وزارت آموزش و پرورش بودم/بعد از دوره نمایندگی من من دیگر کسی سایت نفتی رودسر را دنبال نکرد/سعید مرتضوی را کنترل کردم/گزارش تحقیق و تفحص مجلس درباره من صحیح نبود/اعضای ستاد من هیچکدام مدیر اجرایی نشدند/ نمی توانیم تا قانون حکم نداده جلوی انتخاب نمایندگان بازداشت شده را بگیریم/در هیات علمی دانشگاه حقوق بیشتری می گرفتم/در استانداری قهرمانی نقش اساسی داشتم/روند طولانی انتصابات در املش و رودسر به دلیل ضعف دستگاه اجرایی است/ قبول ندارم که به ما بگویند مخالف یا منتقد دولت!

گیل خبر/ سرویس سیاسی: بعد  از مصاحبه های محمد صادق حسنی ، کاظم دلخوش ، ولی داداشی ، مهرداد لاهوتی ، غلامعلی جعفرزاده ، منوچهر جمالی و  محمدحسین قربانی نمایندگان گیلان در مجلس شورای اسلامی، اسدالله عباسی نماینده شهرستان های رودسر و املش هشتمین نماینده ای بود که مهمان پایگاه اطلاع رسانی گیل خبر بود.

عباسی که سومین دوره نمایندگی خود در مجلس را می گذراند به واسطه حضور کوتاه در راس وزارتخانه تعاون، کار و رفاه اجتماعی در اواخر دولت احمدی نژاد یکی از شاخص ترین نمایندگان گیلان محسوب می شود که در حال حاضر به عنوان عضو هیات رئیسه و سخنگوی مجلس نیز انتخاب شده است.

دوران کوتاه و حواشی جنجالی دوران وزارتخانه کار، بحث عدم تغییر سعید مرتضوی در زمان وزارت، حواشی انتخابات گذشته و شائبات اخیر در مورد دخالت در بعضی انتصابات و روند طولانی پست های دولتی در حوزه انتخابیه از جمله سوالاتی بود که این نماینده شهرستان های رودسر و املش به آن پاسخ داد.

 

 

آقای عباسی سومین دوره نمایندگی  شما در مجلس در حالی رو به پایان است که شما یک وجه مشخصه بارز با دیگر نمایندگان گیلان دارید و آن هم کار اجرایی در سطوح بالای وزارت است که در نهایت دوباره به مجلس برگشتید. با توجه به این فرآیند از کار نمایندگی خسته شدید یا لذت می‌برید؟

خدمت به مردم را برای خودم تکلیف می‌دانم و عشق می‌ورزم. این هم فقط زبانی نیست. من هیچ وقت احساس خستگی نکردم و اگر شبانه روز هم کار کنم حس می‌کنم بازهم کم کار کردم. نمایندگی هم هدف نمی‌دانم. من می‌خواستم از توان، استعداد و تجربه خودم در سطح کلان کشور به نفع مردم منطقه استفاده کنم. هیچ وقت از مردم فاصله نگرفتم که احساس خستگی در من به وجود آید. حتی در مجلس نهم هم که توسط مردم انتخاب نشدم هیچ وقت به آن‌ها پشت نکردم و همیشه همراه آن‌ها بودم. شاید فاصله‌ای که بین من و مردم در حوزه ماموریت تقنینی اتفاق افتاد برایم سخت بود ولی در جایگاه دیگر و امور اجرایی هم سعی کردم ارتباطم را حفظ کنم و در یک برهه کوتاه به آن‌ها خدمت کنم.

زمانی که وزیر شدم، حتی در اوج کار هم مردم منطقه را فراموش نکردم. وقتی به من می‌گفتند از استان گیلان به خصوص از رودسر و املش  تعدادی مهمان برای شما آمده است سعی می‌کردم وقتی در وزارتخانه هستم شرایط  دیداری با آن‌ها به وجود آورم. حتی اگر حضور نداشتم نیز به دوستان سفارش می‌کردم که حتما با آن‌ها صحبت‌هایی داشته باشند و اگر درخواستی هست بگیرند و بررسی کنند و من پاسخ دهم.

 

در دوره بعدی هم کاندیدا خواهید شد؟

من فقط در دور اولی که کاندیدا شدم خودم را به مردم معرفی کردم. البته خیلی از مردم نیز در آن زمان من را می‌شناختند و توانایی‌های خودم را گفتم ولی بعداً که نماینده شدم دیگر خود مردم باید به من بگویند که حضور داشته باشم یا نباشم. خودم نیامدم که بروم. در دوره هفتم می‌توانستم بگویم که حالا بروم یا نه! خودم احساس تکلیف کردم ولی امروز خود مردم تکلیف می‌کنند و تا زمانی که من زنده هستم نوکری آن‌ها را خواهم کرد و خدمت را افتخار می‌دانم.

با توجه به این که در هر دو حوزه اجرایی و نظارتی حضور داشتید. خودتان را بیشتر یک فرد اجرایی در دولت می‌دانید یا نظارتی مثل نماینده مجلس؟

بستگی به نیاز کشور و مردم است. هنگامی‌که در دور هشتم نماینده بودم،  بحث وزارت آموزش و پرورش برای من مطرح شده بود و از من رزومه نیز خواسته بودند و من رزومه ندادم. ترجیح دادم دوستان دیگر را معرفی و کمک کنم.چون نگاه می‌کردم که از لحاظ اخلاق خدمتی و یا مسئولیتی و تعهد به مردم درست نباشد که مردم منطقه را تنها بگذارم. وجدانم چنین اجازه‌ای نمی‌داد. فکر می‌کردم مردم بگویند که ما تو  را  فرستادیم مجلس و  فورا سودای وزارت به سرت زده است. حالا البته این مساله قطعی نبود و ممکن بود رئیس جمهور وقت از من بخواهد یا نخواهد. ولی به هر صورت من در ستاد انتخاباتیش بودم. در سال ۸۸ جریاناتی که پیش آمده بود من محکم در مقابل جریان فتنه‌ای که وجود داشت ایستاده بودم. بعد از آن هم شرایط  حضورم در هیات دولت برای من وجود داشت.حالا البته نه به خاطر این که من در ستاد انتخاباتی حضور داشتم، به خاطر این که من در کمیسیون آموزش و تحقیقات نائب رئیس  بودم و دولتی‌ها  گفته بودند اگر بخواهند از استان گیلان یک نفر را انتخاب کنند روی من تعامل دارند . من به هر صورت تا وقتی که خود مردم بخواهند من می‌توانم با جان و دل خدمت کنم.

با توجه به پراکندگی و گستردگی حوزه انتخابی‌تان بیشترین مراجعان دفتر شما چه درخواست هایی دارند؟

مراجعان ما چند دسته هستند و بخش عمده‌اش در حال حاضر اشتغال است که در این زمینه کار چندانی نیز از ما ساخته نیست. البته نمی‌توانیم ناامیدشان کنیم و سعی می‌کنیم اگر راهی وجود داشته باشد انجام دهیم. حالا ممکن است فردی برای کارآفرینی هم مراجعه کند که تلاش به حمایت آن داریم ولی به هر صورت در این زمینه مشکل زیاد است. بخش دوم ما به امور شورایی و دهیاری در مورد بعضی مشکلات روستاها است که مراجعانی دارند. یک بخش دیگر هم کارهای اداری است. ممکن است بخواهند نقل و انتقالی صورت بگیرد یا مشکلی با سازمان‌ها و ادارات دارند که کارشان را انجام می‌دهیم ولی معمولا اکثر مراجعان ما در بخش اشتغال هستند که دوست دارند با من دیدار داشته باشند. البته بخشی از مشکلات نیز اقتصادی است که مایلند تسهیلاتی را در اختیارشان بگذاریم.

 

به هر صورت قوانین جاری کشور مشخص شده است. مجلس باتوجه به قوانین نظارتی که دارد در زمینه اشتغال مستقیم نمی‌تواند ورود کند. راهکارهای شما در این زمینه چگونه بوده است؟

نگاه کنید خیلی از جوانان بعد از فارغ التحصیلی در دانشگاه انتظارشان این است که متناسب با رشته تحصیلی و تلاش‌های خودشان شغلی داشته باشند و معمولا نیز مراکز دولتی را در نظر دارند. شما هم که می‌دانید روند کار دولتی تقریبا بسته شده است و دولت و مجلس در تلاش است که دولت کوچک‌تر و چاپک‌تر شود. نه این که شاهد دستگاه عریض و طویل فعلی باشیم که علی رغم گستردگی باز هم کارها به کندی پیش می‌روند. چون در این زمینه چابک سازی صورت نگرفته است و  خیلی از جوانان ما برای کار در شرکت هم تمایل نشان نمی‌دهند. چون ترس این را دارند که بعد شش ماه از کار بیرون بروند. حتی کار خدماتی را دوست دارند در ارگان‌های دولتی انجام دهند که از مزایای آن استفاده کنند که در این زمینه نیز دست ما بسته است. چون ما اجازه نداریم که با توصیه نامه افرادی را پیشنهاد کنیم. این شاید در ۲۰ سال قبل اتفاق می افتاد اما از اواخر دهه هشتاد به بعد قرار شد که بر اساس قانون برنامه نیروها از طریق آزمون جذب شوند که عدالت برقرار شود.

در استان گیلان هم در بخش خدمات و صنعت خیلی کار نشده است. این‌ها به دلیل سیاست‌های غلطی بود که در گذشته در مورد گیلان وجود داشت که گیلان را به عنوان قطب کشاورزی معرفی کردند و پیشبینی نکردند که در دهه هشتاد و نود زمین‌های کشاورزی کوچکتر می‌شوند و میانگین سهم هر طرف تا حد چشم‌گیری کم می‌شود. البته روی صنعتی هم که کار شد باز هم بر اساس آمایش سرزمین نبود و نیازسنجی نشده بود. مثل صنایع نساجی که دوره‌ای آمد و از بین رفت یا صنعت فولاد که برای استان ما مناسب نبود. چون ما فقط از بخشی از کار را انجام می‌دادیم که موارد اولیه وارد می‌شده یا از استان‌های دیگر می‌آمد. ما به هر صورت امید داریم در بخش‌های دانش بنیان بتوانیم فرصت‌های شغلی را ایجاد کنیم.

در رابطه با همین بحث اشتغال حاشیه بزرگی زمان وزارت شما وجود داشت که  جذب حدود ۵۰۰ نفر در سازمان تامین اجتماعی بود که در گزارش تحقیق و تفحص مجلس این میزان جذب را بدون تشریفات قانونی دانسته بود. از آن تعداد گفته شد که حدود ۱۲۰ نفر از چابکسر، ۵۲ نفر از کلاچای، ۴۸ نفر از رحیم آباد و ۶۰ نفر از املش بدون تشریفات قانونی جذب شدند. این مساله را به این شکل تایید می‌کنید؟
این آماری که اعلام کردند آمار دقیقی نبود. مثلا این که از منطقه‌ای این تعداد جذب شده اند اصلا دقیق نیست. شما می‌توانید از مدیران تامین اجتماعی و درمان و بیمه نیز سوال کنید. من وقتی که وزیر شدم دستگاه‌های اجرایی زیرمجموعه خودم را از استان گیلان فراخواندم و گفتم اگر مشکلاتی دارید  به من بگوئید. این مدیران یکی از مشکلات اصلیشان را نیروهای انسانی می‌دیدند. این مشکل همزمان شد با تصویب هیات امنای تامین اجتماعی که اعلام کرد که ۵۵۰۰ نفر نیرو در دو بخش درمان و بیمه باید جذب شوند. ما چون اواخر دولت دهم بود خیلی این مساله را صلاح ندانستیم، چون روندش طولانی می‌شد ولی گفتیم ۱۰ درصد نیروها از طریق ماده ۲۰ برای رفع مشکل اضطراری سازمان تامین اجتماعی جذب شوند. من حدود ۲۰۰ نفر را بر اساس نیازهایی که داشتند به عنوان سهمیه گیلان در نظر گرفتیم. بقیه نیز سهمیه استان‌های دیگر بود. این موضوع کاملا قانونی بود و تنها تصمیم گیرنده نیز من نبودم. الان هم این موضوع است. سازمان تامین اجتماعی هیات مدیره‌ای دارد که درخواست آن‌ها به هیات امنا موجبات تسهیل و تصویب طرح ها می‌شود. من افتخار نیز می‌کنم که در گیلان توانستم این کار را انجام دهم. حالا این که مثلا از شهرستان‌های املش و رودسر بیشتر باشد به نظرم طبیعی است، چون تعداد مراجعان آن‌ها به ما بیشتر بود. با این حال اگر نمایندگان دیگر گیلان یادم است که اگر درخواستی داشتند ما دستورات لازم را صادر می‌کردیم. البته افرادی هم که جذب شدند افراد متناسب با نیاز بود و هیچ گونه اشکالی نیز به آن وارد نبود.
به نظرم گزارش تحقیق و تفحص مجلس سیاسی شده بود که البته بعداً بررسی کردند و مشخص شد که کار ما کاملا قانونی بود. در مورد کارت‌های هدیه نیز گفته بودند که شما الان هر وزارتخانه یا همین استانداری و فرمانداری خودمان بروید این اختیار را دارند که کارت‌های هدیه‌ای را در اختیار داشته باشند که اگر مناسبت‌هایی باشد یا اهدا به کارمندان نمونه از آن استفاده کنند.

یعنی آن ۱۰۰ میلیون را به شما دادند که بین مردم تقسیم کنید؟

نه این گونه نبود که ۱۰۰ میلیون بدهند که من در یک روز آن را توزیع کنم. این ۱۰۰ میلیون خارج از شمول در اختیار وزیر بود که آن را به نحو احسن و قانونی توزیع کند. مثلا من سفر استانی به گیلان یا اصفهان داشتم که هر سفری می‌رفتم هدایایی از طرف وزیر اهدا می شود که این طبیعی است. حالا این‌ها آمده بودند این را سیاسی کرده بودند.

آیا تاثیر منفی خودش را گذاشت؟
نه، من کار خودم را قانونی انجام داده بودم. حالا هم چنین مسئولیتی داشته باشم کارم را قانونی انجام می‌دهم و هیچ موردی ندارم که خدا نکرده نقطه تیره و تاری باشد. اگر این مساله قانونی نبود باید دادگاه صالحه‌ای برای آن برگزار می‌شد. من در طول عمر خودم هیچ پرونده‌ای ندارم.

شما در پاسخ به آن گزارش گفته بودید که ماجرا را پیگیری می‌کنید و در دادگاه شکایت خواهید کرد. این کار را انجام دادید؟
بله من پیگیری کردم و با همان آقایانی که چنین شیوه‌ای را دنبال کرده بودم در دستگاه قضایی شکایت کردم که عذرخواهی نیز کردند و من معمولا گذشت می‌کنم.

شما زمانی وزیر شدید که دولت احمدی نژاد با اتفاقات روزی که به یکشنبه سیاه معروف شد زیر تیغ شدیدترین انتقادات قرار داشت. در واقع بعد از ماجرای استیضاح شیخ الاسلامی و اظهارات و فیلم‌های رئیس جمهور وقت در مجلس حلقه وفاق اصولگرایان و احمدی نژاد کاملا گسسته شده بود. در آن زمان دولت زیر بار حکم دیوان عدالت اداری برای برکناری سعید مرتضوی نمی‌رفت و حواشی زیاد منجر به واکنش مستقیم رهبری نیز شد. از عملکرد دولت احمدی نژاد در آن قضیه دفاع می کنید؟
ببینید اتفاقات آن روز واقعاً راضی کننده برای من نبود. من آن زمان معاون مدیریت منابع وزارت کار بودم. آن روز اختلافات اصلا خوب نبود. وقتی مسئولیت سرپرستی وزارتخانه را برعهده گرفتم، از آقای احمدی نژاد خواستم که آقای مرتضوی را کنار بگذارم و نفر جایگزین را هم انتخاب کرده بودیم. سه بار هم این تصمیم گرفته شده بود. منتهی بخش از مساله اختیارات رئیس جمهور بود. در هیات امنا نیز من فقط یک سهم از این تصمیم داشتم.
نظر آقای احمدی نژاد این بود در این شرایط که همه در حال نشانه گیری و تخریب رئیس جمهور هستند من نمی‌آیم موج سواری کنم. منتهی وقت زیادی از من گرفته می‌شد که بتوانم در این زمینه پاسخگو باشم و این اتفاقات را کنترل کنم که در دوره مدیریتی من اتفاقی پیش نیاید که بعدا وبال گردن من باشم که خوشخبتانه توانستم خوب کنترل و مدیریت کنم و بیشتر اوقات نیز خود آقای مرتضوی را در دفتر می‌خواستم و بررسی و نظارت می‌کردم و حتی به یکی از معاونین خودم مسئولیت دادم که در جلسات شرکت کند و اوضاع را تحت کنترل داشته باشند که حق کارگران و بازنشستگان و مستمری بگیران تضییع نشود و در این زمینه نیز موفق بودم و خدا را شکر مشکلی پیش نیامد.

رابطه‌تان با آقای مرتضوی چگونه بود؟ آیا اختلافی هم داشتید؟
اختلافی وجود نداشت. یعنی من با این که موافق ادامه کارش به دلیل تنش‌ها نبودم اما سعی کردم طوری مدیریت کنم که مشکلی پیش نیاید و حداقل جامعه تحت پوشش تامین اجتماعی لطمه نبینند.

در ایام انتخابات مجلس مرحوم قهرمانی بعد از رد صلاحیت از رقیب شما حمایت کرد. قبل از آن ارتباط خوبی با شما داشت و چون از استانداران دولت احمدی نژاد بود این طور استنباط می‌شد که باید از شما حمایت کنند. شما سعی نکردید در ایام انتخابات رابطه‌ای با آقای قهرمانی داشته باشید؟
خدا رحمت کند ایشان را که واقعا خدمت کرد. من همیشه به روان پاکش درود می‌فرستم. ما چون هم محلی و از یک شهر بودیم سعی می‌کردم از ایشان دفاع کنم. حتی در انتخابش به عنوان استاندار گیلان نیز کمک کردم. در این زمینه حدود ۲۰ یا ۳۰ نفر از بزرگان سیاسی جناح اصولگرا یا طرفداران دولت وقت موضع مخالف با انتصاب مهندس قهرمانی داشتند که در آن زمان معاون عمرانی استانداری مازندران بود. من در رودسر جلساتی را در این رابطه گذاشتم. من برای اولین بار این مساله را دارم رسانه‌ای می‌کنم و مستندات هم دارم. دوستانی از رشت، فرماندار وقت رودسر، ریاست ستاد انتخاباتی احمدی نژاد و حامیانش و حتی کسانی که حمایت نکرده بودند اما خودشان را دخیل در انتصاب استاندار می‌دانستند در این جلسه حضور داشتند. همه این آقایان را جمع کردم که در نشست اول به توافق نرسیدیم ولی در نشست دوم که با تعداد کمتری همان شب برگزار شد به توافق رسیدیم و نهایت به اینجا رسید که جمع بندی خودمان را به هیات دولت و دفتر رئیس جمهور اعلام کردیم و هفته بعد حکم انتصاب در این رابطه تصمیم گیری شد. من هم حامی و مدافع ایشان بودم.

اما در انتخابات که ایشان رقیب من شدند، من هیچ واکنش منفی نشان ندادم ولی این گونه به ایشان القاء شده بود که من باعث و بانی ردصلاحیتش شدم. آقایانی که در شورای نگهبان تصمیم گیرنده هستند شاهد بودند که نزدیکی‌های انتخابات صلاحیت همه کاندیداها مورد بررسی قرار می‌گیرد و من هم یکی از آن‌ها بودم. خودم که نمی‌توانستم بروم یکی دیگر را حذف کنم. حالا به هر صورت عده‌ای چنین اختلافاتی را دامن زدند ولی من هیچگاه نیامدم خدای نکرده از مدار انصاف خارج شوم. فقط زمانی که انتخابات مجلس نهم تمام شد و من رای نیاوردم ایشان بیانیه‌ای در این رابطه صادر کرد که من در آن جا نقدی به ایشان داشتم که چرا وقتی من حامی دولت وقت بودم و ایشان هم به عنوان کارگزار و سفیر دولت است، مواضع انتخاباتی دارند و به نفع رقیب بیانیه صادر می‌کنند. این به نظرم طبیعی بود ولی از نظر سابقه اجرایی ایشان را جزء استانداران موفق و کارآمد می‌دانم.

در جریان انتخابات گذشته فاصله شما و رقیبتان آقای رهبری املشی خیلی نزدیک بود ولی در پایان انتخابات ایشان روند انتخابات را ناسالم می‌دانستند. به نظر شما اظهارات ایشان درست بود و تخلفی صورت گرفت؟
این را باید مجریان انتخاباتی پاسخ دهند. در انتخابات گذشته چه فرمانداران وقت و چه سایر افراد اجرایی همه طرفدار نماینده وقت بودند. از نظر سیاسی هم دولت و مدیران استانی از ایشان حمایت می‌کردند. یعنی من خارج از این جریانات بودم و شورای نگهبان نیز بر این انتخابات صحه گذاشت. نمی‌دانم انتقاد ایشان به چه کسانی بود! به من، شورای نگهبان یا عوامل اجرایی! مثلا انتظار داشتند عوامل اجرایی و شورای نگهبان به نفع ایشان اقدام کنند. به هر صورت مردم رای دادند و در شهرستان های دیگر هم آرا نزدیک بود. ممکن بود سر یک رای نیز اختلاف وجود داشته باشد. به نظرم این حرف‌ها صحیح و بر مدار اخلاق‌مداری نبود که بخواهند بعد از انتخابات بی‌تقوایی کنند و البته من هم عکس العملی نشان ندادم. الان چون سوال کردید دارم این نکته را عرض می کنم. مگر من دفعه قبل رای نیاوردم چنین بیانیه‌ای صادر کردم؟ شاید بعضی نقدها به بعضی مسائل داشتم ولی منصفانه و از روی چارچوب عمل کردم.

حالا اگر دوره خودتان را با ادوار دیگر مقایسه کنید که اکثرا آقای رهبری نماینده  دو شهرستان بودند  به چه تفاوت هایی می رسید. به هر صورت ایشان  وجهه مشخصاتی دارند و مردم منطقه ایشان را با آن می‌شناسند ولی خودتان چه مشخصات متمایزی دارید و چه دستاوردهای بیشتری داشتید؟
این را باید مردم قضاوت کنند. البته نمودار مقایسه دارم. آن هم نمودار قانون‌گذاری که می‌توانند مردم را مورد توجه قرار دهند. در نمودار اجرایی مدیران کاری انجام می‌دهند و یا من در حمایت از کارهای اجرایی اقداماتی داشتم. به طور مثال کمک‌های حوزه ملی که در این بخش یک مدیر می‌تواند بگیرد. به هر صورت من هنوز وارد گزارش عملکرد نشدم. اگر بخواهم به انتخابات ورود کنم حتما به مردم اعلام خواهم کرد و گزارش عملکرد خودم را ارائه می‌کنم تا مردم خود قضاوت کنند که کارها و اقدامات من چه چیزهایی بود.

بزرگترین امتیازی که در این دوره برای حوزه انتخابیه‌تان گرفتید چه چیزی بود؟
از نظر کارهایی که در این دوره برای مردم خودم انجام دادم بیشتر سعی کردم مطالبات مردم را دنبال کنم. مثلا در بخش کشاورزی چای سعی کردیم کاری کنیم که قیمت چای به صورت رقابتی باشد. در گذشته کشاورز چای خود را برای کارخانجات می‌بردند و شاید کارخانه‌ها تمایلی برای خرید آن نداشتند ولی امروز کارخانجات حتی وارد باغات نیز می‌شوند و از مردم می‌خواهند که چای را به آن‌ها تحویل دهند تا بالاتر از نرخی که دولت تعیین کرده است خریداری کنند. این نشان می‌دهد که فضا برای کسب و کار یکی از محصولات استراتژیک منطقه ما خوب شده است. این از نمونه کارهای خوبی بود که توانستم به کمک همکاران خودم به جایی برسانم. مصداق مشابه زیاد است ولی یکی از موارد همین مساله است.

بعضی موارد نیز نیمه کاره مانده است. یکی سایت نفتی رودسر که شما قولش را سال ۸۹ داده بودید که به زودی افتتاح خواهد شد که سرنوشتش نامعلوم است و ظاهرا وزارتخانه به دلیل بحث‌های تخصصی هنوز ورود نکرده است.
در مورد سایت نفتی این گونه نیست که عقب نشینی کرده باشم. در سال ۸۹ و ۹۰ که ما هنوز وارد تحریم‌های ناجوانمردانه نشده بودیم در این زمینه رایزنی‌هایی صورت گرفت و اعتبار نیز از دولت گرفته شد ولی بعد ازاین ک من در انتخابات مجلس نهم  کسی دنبال این کار را نگرفت. در دوره دهم من باز کار را شروع کردم اما چون عمق حفاری نفت دریای کاسپین بیش از ۸۰۰ متر است، چنین تکنولوژی وجود ندارد که تا این عمق برود. البته بعضی شرکت‌های داخلی اعلام آمادگی کردند اما مهندس زنگنه اعلام کردند که ما اعتمادی نداریم. معتقدند چون دریا بسته است ،  اگر نتوانیم این مساله را کنترل کنیم فاجعه محیط زیستی شکل می گیرد. کسانی هم که از کشورهای اسکاندیناوی برای سرمایه گذاری آمده بودند و مذاکره هم کردند به دلیل همین بحث برجام و عقب نشینی‌های اروپایی‌ها باعث شد که فعلا این مساله مسکوت باقی بماند ولی بدان معنا نیست که پرونده مختومه اعلام شده باشد. کماکان رودسر به عنوان شهر سایت نفتی در اولویت است. در زمینه پتروشیمی هم پیگیری‌هایی کردیم. اما سرمایه گذارانی که قصد ورود داشتند اعلام کردند که به دلیل معافیت‌های مالیاتی برای ما در مناطق آزاد بهتر و به صرفه‌تر است. با این حال ما باز هم از تلاشمان چیزی کم نشده تا این مساله را ادامه دهیم و این فضا را ایجاد کنیم. این مساله برای گیلان خیلی خوب است. چون در صنایع بالادستی و پائین دستی ما می‌تواند اشتغال ایجاد کند.
این میزان اشتغال هم یک جایی مورد بحث و اختلاف بود. خود وزیر نفت گفت این تعدادی که می‌گویند صد هزار نیروی کار امکان پذیر نیست.
نه این میزان اشتغال را نه وزیر وقت گفته بود و نه من گفته بودم. تمام فرصت‌های شغلی بخش نفت ما هم این قدر اشتغال وجود ندارد. البته حدود ۵ هزار نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم بیان شده بود که در زمینه فعال کردن نفت و گاز در دریای کاسپین چه گیلان، مازندران و چه گلستان را شامل می‌شد. من این میزان را شنیده بودم و آمار ۱۰۰ هزار نفر نمی‌دانم از کجا آمد و در مخیله من نمی‌گنجد.

در بحث کمربندی کلاچای هم شاهد هستیم که این پروژه تا درصد بالایی کار می‌کند و بعد نیمه تمام باقی می‌ماند. بین آن هم چند هفته‌ای کار می‌شود و باز هم متوقف می‌شود.
در مورد کمربندی کلاچای به دلیل کمبود اعتبار و منابع متوقف شده است و البته به خاطر پیگیری‌هایی که شده دوباره فعال شده است و امید داریم تا سه چهارماه آینده بتوانیم انجام دهیم. بیشتر منابع ما صرف بحران سیل سال گذشته شد که بخشی از اعتبارات به آن جا اختصاص یافت و امید داریم کنارگذر کلاچای و دیگر بزرگراه‌های ما تمام شود.

در بحث انتصاب مدیران مساله‌ای است که در بعضی تصمیم گیری‌ها با نمایندگان استان مشورت می‌شود. یک بار در نماز جمعه گفته بودید که مدیران باید با مشورت خودتان معرفی شوند. آیا به نظرتان این دخالت در دستگاه اجرایی نیست؟
دخالت در صورتی است که یک نماینده به طور مستقیم و مصداقی ورود کند. تمام نمایندگان گیلان صحبتشان این است که در زمینه انتصاب مدیران با نماینده مشورت شود. این مشورت شاید جزء قانون نباشد اما عرف است و به ما احترام می‌گذارند. همان طور که مدیر دولتی کشوری یا استانی نیز بخواهد به حوزه انتخابیه ما ورود کند با ما تماس می‌گیرند که حضور داشته باشیم. این هم یک عرف است که رعایت می‌شود. ممکن هم است مدیری ضعیف باشد و نماینده می‌تواند پیشنهاد دهد که مدیری ضعیف است و جابجا شود. این به نظرم دخالت نیست. دخالت در صورتی است که بخواهیم به صورت مصداقی عمل کنیم ولی وقتی مشورتی بخواهد صورت بگیرد این دخالت محسوب نمی‌شود.

حالا شما با توجه به سوابقتان به عنوان یکی از منتقدین دولت محسوب می‌شوید. در انتخابات گذشته هم در ستاد رقیب آقای روحانی فعالیت کردید. شاید این نگرانی ایجاد شود که نظر مشورتی با شما ممکن است حضور مدیران منتقد دولت را ایجاد کند و این در پیش‌برد سیاست‌های دولت خلل ایجاد کند.
من این را قبول ندارم که به ما بگویند مخالف یا منتقد دولت! این اصطلاح برای یک نماینده درستی نیست. در انتخابات بله ما حامی رئیس جمهور نبودیم اما این که وقتی مردم انتخاب کردند ما احترام گذاشتیم و در این زمینه تعامل داشتیم. این که وظیفه نظارتی ما ایجاب می‌کند که به عملکرد دولت نقد داشته باشیم طبیعی است. گاهی آن‌ها که حامی دولت هستند خیلی داغ‌تر از ما انتقاد می‌کنند. ما تازه نقد منصفانه می‌کنیم. شما جایی را نشان دهید که ما نقد غیرمنصفانه نسبت به مدیران اجرایی کشور داشتیم.

روند اداری انتصاب مدیران در رودسر و املش گاهی طولانی می‌شود. مثلا حدود یک سال فرمانداری رودسر با سرپرستی اداره می‌شد و یا مثلا ۷ سال بهزیستی شهرستان رودسر همچنان با سرپرستی فعالیت می‌کند. در این زمینه دخالت‌هایی صورت می‌گیرد؟
من نظرم این است اگر جایی مدت مدید با سرپرستی اداره می‌شود به خاطر ضعف در مسئولان اجرایی است نه من! آن‌ها باید به مصادیق انتخابشان دقت می‌کردند. معمولا کسی را به مدت ۳ ماه به عنوان سرپرست تعیین می‌کنند و بعد از آن تصمیم می‌گیرند، او به عنوان فرماندار و رئیس باشد یا نه! ولی چنین اتفاقاتی را شاهد هستیم. این را مسئولان اجرایی باید مشخص کنند که فردی را زودتر تعیین تکلیف کنند. این اختیار خودشان است، ما گاهی اصرار داریم که هرچه سریع‌تر در این زمینه اقدام شود و اگر معتقدیم مدیری ناکارآمد است که ما این اختیار داریم که آن را به مدیران اجرایی بگوئیم.
در مساله بهزیستی هم مشخص نیست در مرود تعیین تکلیفش چرا اقدامی صورت نمی‌گیرد. البته این بدین معنا نیست که ایشان ضعیف باشد و خودش هم تمایل ندارد که ادامه دهند. چون رشته تحصیلیش با آن چیزی که در نظر گرفته‌اند متفاوت است. البته با ۵ سال سابقه مدیریتی فکر می‌کنم مدیران استانی می‌توانند حکم ریاستش را بزنند و اگر نمی‌توانند از فردی که دارای ویژگی‌های لازم است استفاده کنند ولی به هر صورت کارها در حال انجام است و مشکلی از این بابت وجود ندارد.

الان رابطه‌تان با فرمانداران املش و رودسر چگونه است؟ مخصوصا این که قبلا فرماندار املش اختلافاتی داشتید که به نماز جمعه هم کشیده شده بود.
ما مشکلی در زمینه رفع مشکلات مردم نداریم و خوشبختانه تعامل نسبی برقرار است و تداخل وظیفه وجود ندارد. شاید گاهی اختلاف نظرها و نقدهایی وجود داشته ولی در حال حاضر ما با فرمانداران و مدیران اجرایی مشکلی نداریم. شاید بعضی مدیران آن توانمندی را نداشته باشند ولی در اختیار من نیست که آن‌ها را جابجا کنم.

آیا افراد ستاد شما هم جایی تعرفه شده‌اند؟ مخصوصا حالا که بحث انتصاب بخشدار چابکسر از میان افراد این ستاد مطرح شده است.
نه افراد ستاد من ارتباطی در این موضوع نداشتند. الان کسانی که مسئولیتی دارند هیچکدام در ستاد اصلیم فعالیت نکردند و این آقایان هم هیچ کدام را به کار نگرفتند. یعنی کسانی که منتسب به من بودند و ارتباط با من داشتند هیچ کدام سمت اجرایی ندارند و من نیز اصراری در این زمینه ندارم و به همین خاطر همیه شائباتی ایجاد می‌شود. حالا اگر یکی با من سلام و علیکی دارد و یا ارتباط و تعامل با من دارد و نخواهند که منصوب کنند می‌گویند که ایشان در ستاد نماینده بود. این را می‌گویند را که فرد را از مسئولیت حذف کنند.

در مورد محیط زیست آقای کلانتری رئیس سامان حفاظت از محیط زیست چندی پیش مدعی بود که در بحث پسماند لایحه اختصاص بودجه ۱/۳ میلیارد دلاری به مجلس ارائه شد که با کم کاری و عدم تمایل نمایندگان مجلس علی الخصوص نمایندگان شمالی به نتیجه نرسید. این کم کاری را قبول دارید؟
این یک ظلمی به نمایندگان است و اصلا چنین چیزی مطرح نشده است. اگر اختیارات دولت است می‌توانند انجام دهند. چرا انجام نداده است؟ مگر اصلا چنین لایحه‌ای به مجلس آمده است و تصویب نشده است؟ به نظرم این حرف‌های ایشان نوعی فرافکنی است. ایشان وظایفش را درست انجام نداده و این‌ها را گردن نمایندگان می‌گذارد.

بحث آقای کلانتری این است که ما این لایحه را به مجلس فرستادیم که چون باید این مبلغ از صندوق ذخیره ارزی برداشت شود باید با دستور و اذن رهبری صورت بگیرد. حرفش این بود که نمایندگان در این زمینه می‌توانستند کمک کنند یا نامه نگاری انجام دهند که این کار صورت نگرفت و باعث شد که در کمیسیون تلفیق تصویب نشود.
بر اساس قانون، کمیسیون تلفیق تصمیم گرفته است. ما که نماینده کمیسیون تلفیق نبودیم، آن‌ها به این نتیجه رسیدند که اگر این تصویب شود مغایر با قانون است. یعنی جز وظایف مجلس نبوده است. این اذن مقام رهبری را می‌خواست. همان طور که در اشتغال روستایی ایشان چنین اجازه‌ای را بعد از درخواست رئیس جمهور دادند. این هم اگر مجوز لازم را می‌گرفتند مجلس استقبال می‌کرد. چون این کار را نکردند ما نمی‌توانیم کار مغایر قانون داشته باشیم و مشخص است که این امر به شورای محترم نگهبان می‌رفت، رد می‌شد. از منابعی که واقعی نباشد نمی‌توانیم مصارفی در نظر بگیریم. این بر اساس قانون بودجه است. آقای کلانتری یک چیزهایی بافته و تاخته و حرف زده و این به نظرم از خلقیات ایشان است.

شما از جزئیات لایحه خبر داشتید؟

بله خبر داشتیم. همان طور که از ۱۰۰۰ میلیاردی که تصویب شده و برای استان گیلان سهم خوبی در نظر گرفتند نیز خبر داریم ولی در آنجا نمی‌توانستیم منبعی را تعریف کنیم که پایه و اساسی ندارد. چرا دولت نیامده از منابع موجود درآمدی خودش دو هزار میلیارد تومان بگذارد که به طور مثال ۵۰۰ میلیارد تومان برای گیلان باشد؟ این که چیزی واقعیت خارجی نداشته باشد به نظرم اخلاقی و قانونی نیست.

شما عضو هیات رئیسه و سخنگوی مجلس هستید. چندی پیش دو تن از نمایندگان را به خاطر اختلال در بازار خودرو بازداشت کردند و پرونده‌شان در جریان است ولی حال خبری منتشر شده است که یکی از این نمایندگان در کمیسیون نظارتی شرکت بالا دستی صنایع خودروسازی برای تحقیق و تفحص عضو شده است. شاید این سوال از شما به عنوان سخنگوی هیات رئیسه مجلس بجا باشد که آیا این امر دهن کجی به مردم تا پایان پروسه قانونی اتهام ایشان نیست؟
در خصوص نمایندگانی که گفته می‌شود اختلال در بازار خودرو ایجاد کند ما در هیات رئیسه و هیات نظارت بر نمایندگان بر اساس مستنداتی که گزارش می‌شود تصمیم گیری می‌کنیم. نمی‌توانیم امری که در دادگاه بدوی کار صورت می‌گیرد را به عنوان منبع اصلی‌مان در نظر بگیریم. ممکن است جرمی اتفاق افتاده باشد اما ثابت نشده باشد. به هر حال صحت و سقم این موضوع و میزان این جرم هنوز ثابت نشده است و ما نمی‌توانیم وارد مقوله‌ای شویم که مستند نبوده و برای همین از قوه قضائیه خواستیم که مستندات را ارائه دهند تا تصمیم گیری شود. تاکنون چنین چیزی نیامده است ولی گفتند که سفارشی از سوی یکی از نمایندگان شده است. ما منتظریم در دادگاه صالح این مساله رسیدگی شود. اکنون این نمایندگان در مجلس حضور دارند و هنوز جرمی اثبات نشده است و ما نیز به آرای مردم حوزه انتخابیه احترام می‌گذاریم و نمی‌توانیم در مورد آن‌ها تصمیم گیری کنیم.

این سوال از این باب بود که این انتخابات و انتصابات فضای بدبینی را بین وکلا و مردم ایجاد کند.
البته انتصاب نیست، بلکه داوطلبانه است. یعنی یک تعداد از نمایندگان می‌آیند در مورد تحقیق و تفحص از مجلس داوطلب می‌شوند و باید در این زمینه رای گیری شود. حالا این مساله به نمایندگان برمی‌گردد و هیات رئیسه نیز تقصیری ندارد. با این حال باید این مساله بررسی شود.

آقای عباسی با توجه به گذراندن دوره سوم نمایندگی آیا در طی این سال‌ها پیشنهاد رشوه نیز داشتید؟
در میان این ادوار، دوره هشتم مجلس فردی به دفتر من آمد و صحبتی کرد که فهمیدم در فضای دیگری است. من فورا خواستم که از دفتر بیرون برود و دیگر این صحبت‌ها مطرح نشود. البته از حوزه انتخابیه خودم و استان گیلان نبود. یک سرمایه گذاری بود که قطعه زمینی را خریداری کرده بود و دنبال سفارش بود. با این حال من برخورد تندی با او داشتم. به آن حوزه اجرایی هم گفتم که چنین موردی است و اگر کاری صورت بگیرد من رصد می کنم و حواستان باشد.

از لحاظ مالی در مجلس سود کردید یا ضرر؟
حقیقتا از مجلس هفتم حقوق و مزایایی که قبل نمایندگی داشتم کمتر شد. ضمن این که آزادی و وقت بیشتری داشتم. الان هم بعد از سه دوره حقوق نمایندگی من از حقوق هیات علمی من کمتر است. یعنی اگر دانشگاه تدریس کنم و یک صدم این وقت را بگذارم حقوق و مزایای بیشتری خواهم داشت. در مجلس به خاطر محدودیت‌های مالی که وجود دارد ما سفرهای خارجی را نیز محدود کردیم. در سال گذشته نیز افزایش حقوقی نداشتیم. امسال نیز چون خودمان را به قانون مکلف کردیم که میزان چهارصد هزار تومان به حقوق ده درصد را اعمال کند. محدودیت‌های مالی زیادی انجام گرفته است. یعنی اگر شما به سرویس آشپزخانه ما آمده باشید غذاها را به صورت پرسی ارائه می‌شود. در حالی که قبلا بر اساس این که ممکن است نماینده‌ای رژیم غذایی داشته باشد دو نوع غذا داشتیم که  می‌توانستند انتخاب کنند. در ماموریت‌های خارج از کشور هم نوع هواپیماها را از حالت بیزنس به حالت اکونومی تغییر دادیم. چاره‌ای نداریم و هزینه‌ها سنگین است و ما این محدودیت ها را در هیات رئیسه اعمال کردیم.

کانال تلگرام گیل خبر
نظرات
انتشار نظرات در پایگاه گیل‌خبر به معنی تائید آن نیست. گیل‌خبر نظرات حاوی توهین و افترا و با حروف غیرفارسی را منتشر نخواهد کرد.

ثبت نظر ممکن نیست.

پربیننده ترین ها
http://www.bankmellat.ir/default.aspx