نسخه موبایل
تیر ۲۵, ۱۳۹۸ 425029 خبر فرهنگی گیلان یادداشت
علی رضا طیاری

«مدلی برازنده‌» برای «آینده‌ی تئاتر تجربی»( نگاهی به اجرای «نمایشِ‌‌ مان» به کارگردانی فریبا رئیسی)

تجربه‌ی گرانمایه اثر «نمایشِ‌‌ مان» در نوجویی و فرانگری و تنیدگی تکنیکی به لحاظ شکل ارایه و فرم و به ویژه شناخت و تسلط به سن، تا بدانجا پیش رفته که حتی پرده‌ی آویخته بر پیشانی صحنه که کاربری‌اش مشخص و محدود است، بخشی از لباس بازیگر می‌شود، در حالی که همان پرده در دقایقی دیگر، به «سازه‌ی عروسک گردانی» بخش «بازی در بازی» اجرا مبدل می‌شود و حتی صدای قرقره‌ی میله‌ی آویخته شده از آن نیز به هنگام حرکت، به عنوان افکت صوتی تکمیل کننده‌ی تحرک نقش‌‌آفرینان، کارا ست!

گیل خبر/ علی رضا طیاری*

*منتقد
نگاهی به اجرای «نمایشِ‌‌ مان»؛ به کارگردانی «فریبا رئیسی»
برداشتی آزاد از دو داستان «دختر شاه برای ماه گریه می‌کند» اثر «النور فارجون»
و «احمق‌های چلم و تاریخ‌شان» اثر آیزاک «بشویتس»

اجرا: کارگاه نمایش«پروین» شهر رشت

در واپسین لحظات پایانی اجرای «نمایشِ‌‌ مان»، نورِ آبیِ سرد و بی‌روحِ برآمده از سیاهی مطلقِ صحنه، سازه‌های کاغذی دست‌سازِ موشک و آدم‌ و کشتی‌ و گلوله‌های توپ را در بر‌ می‌گیرد و این همان تصویری است که در لحظات آغازین اثر فراموش نشدنی «نمایشِ‌‌ مان» به کارگردانی «فریبا رئیسی» به چشم تماشاگر می‌آید، اما در این گذار مفرح یک ساعته، جهان مخلوق «نمایشِ‌‌ مان»، بیان تازه‌ای برای رصد «پشت پرده‌ی جهان معاصر» می‌جوید. اندیشه‌ی‌‌ قوی شکل دهنده‌ی این اجرا خبر از اتفاقی تامل برانگیز در تئاتر منطقه می‌دهد:
«فریبا رئیسی» با کارگردانی درخشانش، توانسته تئاتری متفاوتی بیافریند و بر آدمک‌های کاغذی صحنه‌ی این «نمایشِ طناز» جان ببخشد و اثر نمایشی ضد جنگ «نمایشِ‌‌ مان» را به زبان «حالِ‌ مان» مبدل کند؛ تا در جستجوی روح نداشته‌ی‌ زمان، با بال قصه و خیال، به نفیر گلوله‌های هنوز شلیک نشده گوش بدهیم.
بر این باورم محتوای غنی اجرای «نمایشِ‌‌ مان» که بیان سمبلیک و فلسفی را در طنزی جذاب تلفیق کرده؛ تجمیعی بدیع، از روش‌های بیانی خلاق است.
روایت «نمایشِ‌‌ مان» از دل قصه‌ی آشنای «گم شدن دختر پادشاه»، با بهره‌ی‌ خلاقانه از تمهیدات صحنه‌ای، به هزار زبان، سخن می‌گوید و با فرافکنی و خلق آنات نمایشی خاص، اندیشه‌ی مخاطب را به ورای قصه می‌برد.
تجربه‌ی گرانمایه اثر «نمایشِ‌‌ مان» در نوجویی و فرانگری و تنیدگی تکنیکی به لحاظ شکل ارایه و فرم و به ویژه شناخت و تسلط به سن، تا بدانجا پیش رفته که حتی پرده‌ی آویخته بر پیشانی صحنه که کاربری‌اش مشخص و محدود است، بخشی از لباس بازیگر می‌شود، در حالی که همان پرده در دقایقی دیگر، به «سازه‌ی عروسک گردانی» بخش «بازی در بازی» اجرا مبدل می‌شود و حتی صدای قرقره‌ی میله‌ی آویخته شده از آن نیز به هنگام حرکت، به عنوان افکت صوتی تکمیل کننده‌ی تحرک نقش‌‌آفرینان، کارا ست!
در خصوص مهارت بازیگری «بهاره سعیدی» و «هدی فقیهی» باید گفت؛ زبان بدن، همسو با بازی، حس‌گیری مبتنی بر تم، اجرای پانتومیم دقیق، میمیک‌های اثر‌گذار چهره، هم‌خوانی‌، هم‌سویی و هم‌زمانی در ریتم نقش‌های پی‌درپی و درهم، تعامل دقیق در اجرای دو نقش متقابل، کنترل صدا و حنجره در زمان تبدیل نقش‌ها؛ از شواهد اثبات درخشش این دو بازیگر جوان است که با مهارت‌ ستودنی‌شان توانستند چهار نقش اصلی و ده نقش فرعی را در زمانی فشرده، به خوبی بازی ‌کنند.
موسیقی کلاسیک منتخب، وسعت حسی‌ی اثر را هر لحظه به مرزهای نامکشوف می‌رساند و میزانسن‌های حساب شده در جستجوی قابلیت‌های پنهان صحنه، کارآمد بود.
از مظاهر دیگر خلاقیت اجرای مهم «نمایشِ‌‌ مان»، تاج‌های کاغذین سلاطین و عروسک‌های کاغذینی است که از تئاتر عروسکی وام گرفته شده و هم‌چون صورتک‌های تئاتر کلاسیک در اثر بخشی بیان کارگر بود.
در جمع بندی‌ و فارغ از اما و اگر، می‌توان اجرای این اثر را «مدلی برازنده‌« برای «آینده‌ی تئاتر تجربی» توصیف کرد و من دلم می‌خواهد آن را «تئاتر زنده» بنامم!
از خوش اقبالی است که «محمود طیاری»، نویسنده‌ی پیشکسوت عرصه‌ی نمایشنامه‌نویسی نیز مُهر تایید را بر این «تئاتر زنده» چنین زدند:
«شمایان بهاره عزیز و آن دیگر بازی‌آفرینان نمایش ِمان!
آنچه ما دیدیم یک باغ طاووس بود، با بال‌های رنگی و طول صحنه را، چتر گشوده بود و با چه کبکبه‌ای می‌رفت.
انگار ما به تماشای مرغان دریایی نشسته بودیم، وامدار صحنه، موج و خروشِ دریای موسیقی، هر لحظه ما را به سویی می‌ُبرد.
دیر زمانی درحسرت تماشای یک نمایش بدیع و زیبا بوده‌ایم. نیامدن و ندیدن این نمایش، که آمیخته‌ای از بازی نور و موسیقی است، با اسم شب‌ ی و، عصایی جادویی در آستینِ نقش آفرینانِ شبهِ قجری ِخود، یک جور به اصطلاح از کیسه خوردن است!
بی مدعا و چقدر شگفتی‌آفرین…
زیباترین لحظه، وقتی با دو گره، شیفونی است که به سر عروسک کاغذی زده‌اید و آنرا روی لبه‌ی پاراوان در نور ماه یا خورشید از بالا به شیبِ پایین سُر می‌دهید. این اولین گُلی است که به سینه تماشاگر می‌زنید.
دل خوش بدارید که در این نمایش، تماشاگران، بدهکار بازی، با پر و بالی گشوده، رویکردی ناگفته و نادیده را با خود به بیرون می‌برند.
آفرین به شمایان «بهاره سعیدی» گرامی و «هُدای فقیهی» نازنین در یک بازی همزاد، و خانم «فریبا رئیسی» کارگردان عزیز، با پیاده کردن ِاجرایی برجسته در تماشاکدهِ پروین، به مدیریت یاسمن عشقی.
درودتان باد که شبی را، نه به کار گِل، که چه شیرین، در صحنه‌ای از کاغذ و سیمان، گُل کاشته‌اید! به همراه ِ«میثم» و ستایش ِ«موسیقی»‌اش!
محمود طیاری، پنجشنبه بیستم ماه تیر، ۱۳۹۸، رشت.»
در بروشور «نمایشِ‌‌ مان» فهرست عوامل صحنه به شرح زیر آمده است:
«سهیلا باجلان»، «فریبا رئیسی» با همراهی «فرناز حسینی» طراح و ساخت عروسک، «فریبا رئیسی» طراح صحنه و لباس، «کیاندخت رازی» گرافیک صحنه، «کیاندخت رازی» و «هدی فقیهی» اجرای گرافیک، «مازیار بهروز» طراح نور، «مسعود حبیبی» اجرای نور، «رضا حرفت‌بخش» دستیار کارگردان، «فرناز حسینی» منشی صحنه، «عارف اولیایی» مدیر صحنه و تدارکات، «کیاندخت رازی» انتخاب موسیقی، «میثم ستایش» ادیت و افکت موسیقی، «بهاره سعیدی» و «رضا حرفت‌بخش» طراح گریم، «بهاره سعیدی» اجرای گریم، «هدی فقیهی» پوستر، بروشور و تراکت و «علی باقری» مدیر تبلیغات فضای مجازی و دیگر عوامل «نمایشِ مان».
گفتنی است اجرای «نمایشِ‌‌ مان» تا ۲۷ تیرماه ۱۳۹۸ روی صحنه است.
رشت، ۲۵ تیر ۱۳۹۸٫

 

کانال تلگرام گیل خبر
نظرات
انتشار نظرات در پایگاه گیل‌خبر به معنی تائید آن نیست. گیل‌خبر نظرات حاوی توهین و افترا و با حروف غیرفارسی را منتشر نخواهد کرد.

پاسخ دهید

نظرات پس از تائید مدیریت منتشر خواهد شد