نسخه موبایل
آذر ۶, ۱۳۹۷ 388850 اجتماعی خبر یادداشت
 کمیل فتاحی

نشود فاش کسی آنچه میان «من و تو»ست ! (مثال های عام درباره تناقض رفتاری رسانه ملی)

هرچند مجموعه ی عظیم رسانه ملی یک پیکر واحد فرض می شود که صدها مدیر و هزاران برنامه ساز و صدها هزار نیروی کار اجزاء آن را تشکیل می دهند، اما باز یک «من» واحد بصورت اندیشه ای مشخص بر سیاست های تلویزیون احاطه ندارد، که قواعد مورد خواست اکثریت مخاطبین در آن لحاظ شده باشد و تناقض اجرایی سازمان صدا و سیما مانند آن است که بدن انسان علیرغم فرمانروایی مغز، به گونه ای ناهمگون و غیر ضروری رفتار کند.

گیل خبر/ کمیل فتاحی

پارادوکس محتواسازی و اجرا در عملکرد صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران امر تازه ای نیست.
در آغازین سالهای افتتاح شبکه جهانی جام جم بود که مدیران تلویزیون برای نشان دادن نگاه باز خود به مسائل فرهنگی و جلب توجه ایرانیان مقیم اروپا و آمریکا – محمدعلی فردین ستاره ی پرطرفدار سینمای پیش از انقلاب را به یکی از برنامه های پخش زنده خود دعوت کرده و به این ترتیب برای ایرانیان خارج از کشور، که سالها فردین را ندیده و از او بی خبر بودند، برنامه تلویزیونی جذابی تولید و ارائه کردند.

اهمیت این رویداد بخاطر این بود که فردین پس از انقلاب ممنوع الکار بود و خیلی ها حتی نمی دانستند موهای بازیگر محبوبشان یکدست سفید شده! اما بعد از آن تا زمان مرگ فردین هرگز تلویزیون سراغی از او نگرفت و آن رویداد تلویزیونی در ردیف اتفاقات عجیب ولی واقعی قرار گرفت!

مدیران صدا و سیما برای جذب مخاطب خارج از کشور، مانعی ندیدند فردین را برای ساعاتی از دایره خط قرمز بیرون آورده و برای مهم جلوه دادن شبکه جهانی جام جم از یک سوپر استار ممنوع التصویر استفاده کنند!
اما برای مخاطب داخل کشور – در همچنان بر همان پاشنه می چرخید – و دیدن فردین و شنیدن صحبتهایش همچنان با دلواپسی همراه بود.

دو دهه بعد از حضور فردین در شبکه جام جم – اینبار دیگر ستاره سینمای پیش از انقلاب یعنی ناصر ملک مطیعی در برنامه دورهمی مهران مدیری حضور یافت تا میلیون ها مخاطب به انتظار تماشای وی بنشینند.
اما دریغ که بار دیگر تناقض سیاست ها و رفتار مدیران سازمان عریض و طویل صدا و سیما – دست انبوه مخاطبین خود را به راحتی و بدون هیچ شرمندگی در پوست گردو نهاد! تا بار دیگر معلوم شود بین برخی برنامه سازان تلویزیون و سیاستهای اجرایی سازمان شکاف سلیقه و تضاد اندیشه وجود دارد.

آنها به راحتی بخش ضبط شده مربوط به ناصر ملک مطیعی را حذف کردند، بی آنکه نگران تحلیل و قضاوت مخاطبین خود از این رفتار سلیقه ای باشند.
جالب اینکه بعد از چند هفته و همزمان با درگذشت ملک مطیعی، تلویزیون در چرخشی معنادار سراغ تهیه گزارش های داغ از جنازه ی این بازیگر رفت.

این دو نوع برخورد از جانب صدا و سیما، پیش از مرگ آیت الله رفسنجانی و پس از مرگ او هم قابل توجه است!
اما چه کسی مسئول پاسخگویی به این تضاد رفتاریست؟

و چرا گسترده ترین رسانه کشور اینچنین با سطح پایین تولیداتش، بی اعتمادی و دلسردی مخاطب وطنی را موجب می شود!
چندگانه گی اگر حاصل تکثر آرا باشد بد نیست – اما تناقض عملکرد رسانه ملی، گاه به شکلی کاریکاتور گونه نمود و عینیت ندانم کاری افراد غیر متخصص است!

شبکه های استانی هم در ارزیابی استاندارد کیفی تلویزیون ایران در بررسی شبکه باران – دارای سطح نازل برنامه سازی هستند، بطوریکه نمیتوان تفاوت فکری و فنی میان شبکه های سراسری مستقر در پایتخت و شبکه های استانی را انکار نمود!

و گاهی فاصله دو سطح ملی و استانی رسانه صدا و سیما چنان دلسرد کننده است که به روشنی عدم تخصص مسئولان استانی را نشان می دهد و اگر مخاطب صبورانه به شبکه های دلخواه من و تو پناه نبرد – دست کم کنترل را برداشته و قید تماشای تلویزیون را می زند.

اخیرا در شبکه باران و در یک برنامه زنده برای اینکه ساز نوازنده را نشان ندهند – جلوی کمانچه کاه و یونجه قرار داده بودند تا از چشم مخاطب پنهان بماند!
آیا هنوز هم در هزاره ۲۱ دیدن ساز شرمناک است!
در یک مورد اخیر شبکه ۳ سیما در برنامه ای راجع به استاد مجید انتظامی آهنگساز برجسته کشورمان، به وضوح ارکستر ملی و انواع سازها را نشان داد!
حال آنکه در اغلب برنامه ها و از جمله در نمونه یاد شده از شبکه باران، نمایش ساز موسیقی به هنگام نوازندگی سانسور شد!
یعنی یک شبکه حق دارد فردین را نشان دهد و یک شبکه حق ندارد!

مخاطب شبکه سراسری می تواند گاه گداری از نگاه کردن به ساز نواختن اهل موسیقی لذت ببرد، اما مخاطبین شهرستانی و بهتر است بگویم شبکه های استانی اجازه ی چنین کاری را ندارند.

هرچند مجموعه ی عظیم رسانه ملی یک پیکر واحد فرض می شود که صدها مدیر و هزاران برنامه ساز و صدها هزار نیروی کار اجزاء آن را تشکیل می دهند، اما باز یک «من» واحد بصورت اندیشه ای مشخص بر سیاست های تلویزیون احاطه ندارد، که قواعد مورد خواست اکثریت مخاطبین در آن لحاظ شده باشد و تناقض اجرایی سازمان صدا و سیما مانند آن است که بدن انسان علیرغم فرمانروایی مغز، به گونه ای ناهمگون و غیر ضروری رفتار کند.

بعنوان مثال پوشش و حجاب از نظر صدا و سیما در برنامه سازی حد و مرزی دارد – یعنی طی چند دهه از انقلاب، اصول مورد علاقه تلویزیون نزد مخاطب جا افتاده که موی سر خانم ها تحت هیچ شرایطی نباید در تصویر دیده شود و آرایش غلیط با سانسور همراه خواهد بود!

اما اخیرا شبکه ۳ برنامه ای تحت عنوان «بدون توقف» به روی آنتن برد که به سوالات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی قشر جوان می پردازد – و مهمان های آن جوانانی با ظاهری متفاوت هستند که مثلا آنها دستچین نشده اند.
در تصویر انتهای یادداشت نمونه ای از حد پوشش این برنامه تلویزیونی آمده است و این سوال که چرا در ایام انتخابات و راهپیمایی ها و حماسه آفرینی ها پوشش بانوان خط قرمز بازتری دارد و در ایام عادی سال – یک گریم ساده باعث فروپاشی سرخی رنگ گونه بازیگر زن می شود!

سخن کوتاه اینکه تلویزیون ایران و روند رو به تغییر انحصارگرایی و مفهوم فرهنگ در کشور نیازمند بازنگری جدی از جانب حاکمیت است.
اگرچه طیف میلیونی مخاطب فرصت نمی یابد تاثیر نابجای عملکرد رسانه ملی بر رشد جامعه را تحلیل و بصورت جامعه شناختی رصد کنند – اما این به آن معنا نیست که عملکرد فکری و مرکزیت موضوع رسانه ملی نقد نشود.
موضوعی که سخن در اینباره گفتار و زمان دیگری را می طلبد.

گیل خبر: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

کانال تلگرام گیل خبر
نظرات
انتشار نظرات در پایگاه گیل‌خبر به معنی تائید آن نیست. گیل‌خبر نظرات حاوی توهین و افترا و با حروف غیرفارسی را منتشر نخواهد کرد.

پاسخ دهید

نظرات پس از تائید مدیریت منتشر خواهد شد